پرش به محتوا

آموزش و پرورش در ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
[[File:10226200.jpg|thumb|وزارت آموزش و پرورش ايران]]
[[File:10226200.jpg|thumb|وزارت آموزش و پرورش ايران]]


در ایران چهار سازمان، به‌صورت رسمی، عهده‌دار آموزش و پرورش‌اند: وزارت آموزش و پرورش، که عهده‌دار آموزش و پرورش عمومی در مرحله‌های پیش از دبستان (در سطح آمادگی)، ابتدایی، راهنمایی تحصیلی، متوسطه، و تربیت معلم است. وزارت آموزش و پرورش در پایان هریک از مقاطع یا دوره‌های آموزشی خود، به دانش‌آموختگان گواهینامۀ پایان تحصیل در آن مقطع یا دوره را اعطا می‌کند. آموزشگاه‌های این مؤسسه عبارت‌اند از آمادگی، دبستان، مدرسۀ راهنمایی تحصیلی، دبیرستان، مدرسه‌های فنی و حرفه‌ای، مرکز پیش‌دانشگاهی، و مرکز تربیت معلم. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که آموزش تخصصی در مرحلۀ دانشگاهی را برعهده دارند و مجاز به دادن مدرک پایان تحصیلات عالی‌اند. آموزشگاه‌های این نهاد، عبارت‌اند از دانشگاه، دانشکده، آموزشگاه عالی، مرکز آموزش عالی، آموزشکده، و مدرسۀ عالی. حوزۀ علمیه، که عهده‌دار آموزش و پرورش اسلامی به‌صورت اخص است. آموزشگاه این سازمان مدرسۀ علمیه است. تاریخ آموزش و پرورش ایران را، معمولاً به دو دوره تقسیم می‌کنند: آموزش و پرورش در ایران پیش از اسلام؛ و آموزش و پرورش در ایران اسلامی.
در ایران چهار سازمان، به‌صورت رسمی، عهده‌دار آموزش و پرورش‌اند: [[وزارت آموزش و پرورش]]، که عهده‌دار آموزش و پرورش عمومی در مرحله‌های پیش از دبستان (در سطح آمادگی)، ابتدایی، [[راهنمایی تحصیلی، دوره|راهنمایی تحصیلی]]، متوسطه، و [[تربیت معلم]] است. وزارت آموزش و پرورش در پایان هریک از مقاطع یا دوره‌های آموزشی خود، به دانش‌آموختگان گواهینامۀ پایان تحصیل در آن مقطع یا دوره را اعطا می‌کند. آموزشگاه‌های این مؤسسه عبارت‌اند از آمادگی، دبستان، مدرسۀ راهنمایی تحصیلی، دبیرستان، مدرسه‌های فنی و حرفه‌ای، مرکز پیش‌دانشگاهی، و مرکز تربیت معلم. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که آموزش تخصصی در مرحلۀ دانشگاهی را برعهده دارند و مجاز به دادن مدرک پایان تحصیلات عالی‌اند. آموزشگاه‌های این نهاد، عبارت‌اند از دانشگاه، دانشکده، آموزشگاه عالی، مرکز آموزش عالی، آموزشکده، و مدرسۀ عالی. حوزۀ علمیه، که عهده‌دار آموزش و پرورش اسلامی به‌صورت اخص است. آموزشگاه این سازمان مدرسۀ علمیه است. تاریخ آموزش و پرورش ایران را، معمولاً به دو دوره تقسیم می‌کنند: آموزش و پرورش در ایران پیش از اسلام؛ و آموزش و پرورش در ایران اسلامی.


'''آموزش و پرورش در ایران پیش از اسلام'''. قدیمی‌ترین اطلاعات ما دربارۀ آموزش و پرورش ایران باستان به زمان هخامنشیان بازمی‌گردد؛ و از آن پس نیز تا زمان ساسانیان اطلاع دیگری در دست نیست. به هر حال، به گفتۀ عیسی صدیق، هدف عمدۀ آموزش و پرورش در ایران باستان این بوده است که کودک را عضوی مفید برای جامعه بار آورند، و این هدف در سه منظور عمده تربیت طفل خلاصه می‌شده است: ۱. خدمت به اجتماع و کشور، ۲. خدمت به خانواده و رفع مسئولیت از پدر و مادر، ۳. بهبودی حال و برتری بر دیگران. آموزش و پرورش در آتشکده، آتشگاه، یا آموزشگاه‌های درباری صورت می‌گرفته است. آموزشگاه‌های درباری مخصوص شاهزادگان و پسران نجبا و اشراف و اعیان بود و خدمتگزاران دولت در آن پرورش می‌یافتند. آغاز تحصیل نیز ظاهراً در ۷‌سالگی بوده است. معلمان آموزشگاه‌های درباری عموماً شاهزادگان و استانداران بودند و به‌سبب انتساب به مقام سلطنت حیثیت و شأن بسیار داشتند. مغ‌ها، هیربدان و آترَوان‌ها (معلمان روحانی) نیز، که از طبقۀ روحانیان بودند، بخشی از آموزش را برعهده داشتند. برنامۀ درسی شامل سه قسمت بود: ۱. تربیت دینی، ۲. تربیت بدنی، و ۳. تعلیم خواندن و نوشتن و حساب. تربیت دینی، براساس تعالیم زردشت صورت می'''‌'''گرفت و راستی و پاکی و اجتناب از دروغ، آرمان نهایی آن بود. در تربیت بدنی اسب'''‌'''سواری، تیراندازی و شکار، چوگان'''‌'''بازی، ژوبین'''‌'''اندازی، و شنا را آموزش می'''‌'''دادند. خواندن و نوشتن و حساب'''‌'''کردن سومین مرحلۀ آموزش و پرورش بود و کودکان دربار و بزرگان و نجبا و روحانیان آن را، برای آگاهی از وضع کشور و فرماندهی سپاه و حکمرانی و دادرسی و نگاهداری دفترهای دیوان و حساب و مالیات، فرامی'''‌'''گرفتند. سن پایان تحصیل، به گفته هرودوت، ۲۰سالگی و به گفته استرابون،۲۴سالگی بوده است. در زمان ساسانیان، برنامۀ درسی و تربیتی اشراف'''‌'''زادگان شامل موارد ذیل بوده است: دبیری، یعنی خواندن و نوشتن، کارنامه، یعنی تاریخ، کمان'''‌'''وری، سواری، نیزه'''‌'''وری و دیگر آموزش'''‌'''های نظامی، سرود و چکامه و هم'''‌'''آوازی و نواختن یکی دو ساز یا بیشتر'''‌'''، ستاره'''‌'''شناسی و اخترشماری، شطرنج و نرد و بازی'''‌'''های هوشی، خواندن متون مذهبی زردشتی و تفسیرهای آن'''‌'''ها. در زمان ساسانیان، آموزشگاه'''‌'''ها ظاهراً در آتشکده'''‌'''ها و گاه در محل'''‌'''هایی در نزدیکی مراکز حکومتی قرار داشته'''‌'''اند و دبیران و موبدان و فرزندان خانوادۀ سلطنتی در محل'''‌'''های فوق تعلیمات لازم را فرامی'''‌'''گرفتند. در هر حال، بنابر منابع موجود، در ایران باستان'''‌'''، ظاهراً آموزش و پرورش به'''‌'''صورت رسمی تنها از آنِ سه طبقۀ روحانیان، نجبا، و دبیران بوده است، و تودۀ مردم، یعنی طبقۀ چهارم، شامل کشاورزان و پیشه'''‌'''وران و بازرگانان، اجازۀ آموزش و پرورش رسمی نداشته'''‌'''اند و آموزش و پرورش آن'''‌'''ها به فراگیری آداب و سنن زندگی و پیشه'''‌'''های این طبقه یا قشر اجتماعی محدود بوده است.
'''آموزش و پرورش در ایران پیش از اسلام'''. قدیمی‌ترین اطلاعات ما دربارۀ آموزش و پرورش ایران باستان به زمان هخامنشیان بازمی‌گردد؛ و از آن پس نیز تا زمان ساسانیان اطلاع دیگری در دست نیست. به هر حال، به گفتۀ عیسی صدیق، هدف عمدۀ آموزش و پرورش در ایران باستان این بوده است که کودک را عضوی مفید برای جامعه بار آورند، و این هدف در سه منظور عمده تربیت طفل خلاصه می‌شده است: ۱. خدمت به اجتماع و کشور، ۲. خدمت به خانواده و رفع مسئولیت از پدر و مادر، ۳. بهبودی حال و برتری بر دیگران. آموزش و پرورش در آتشکده، آتشگاه، یا آموزشگاه‌های درباری صورت می‌گرفته است. آموزشگاه‌های درباری مخصوص شاهزادگان و پسران نجبا و اشراف و اعیان بود و خدمتگزاران دولت در آن پرورش می‌یافتند. آغاز تحصیل نیز ظاهراً در ۷‌سالگی بوده است. معلمان آموزشگاه‌های درباری عموماً شاهزادگان و استانداران بودند و به‌سبب انتساب به مقام سلطنت حیثیت و شأن بسیار داشتند. مغ‌ها، هیربدان و آترَوان‌ها (معلمان روحانی) نیز، که از طبقۀ روحانیان بودند، بخشی از آموزش را برعهده داشتند. برنامۀ درسی شامل سه قسمت بود: ۱. تربیت دینی، ۲. تربیت بدنی، و ۳. تعلیم خواندن و نوشتن و حساب. تربیت دینی، براساس تعالیم زردشت صورت می'''‌'''گرفت و راستی و پاکی و اجتناب از دروغ، آرمان نهایی آن بود. در تربیت بدنی اسب'''‌'''سواری، تیراندازی و شکار، چوگان'''‌'''بازی، ژوبین'''‌'''اندازی، و شنا را آموزش می'''‌'''دادند. خواندن و نوشتن و حساب'''‌'''کردن سومین مرحلۀ آموزش و پرورش بود و کودکان دربار و بزرگان و نجبا و روحانیان آن را، برای آگاهی از وضع کشور و فرماندهی سپاه و حکمرانی و دادرسی و نگاهداری دفترهای دیوان و حساب و مالیات، فرامی'''‌'''گرفتند. سن پایان تحصیل، به گفته هرودوت، ۲۰سالگی و به گفته استرابون،۲۴سالگی بوده است. در زمان ساسانیان، برنامۀ درسی و تربیتی اشراف'''‌'''زادگان شامل موارد ذیل بوده است: دبیری، یعنی خواندن و نوشتن، کارنامه، یعنی تاریخ، کمان'''‌'''وری، سواری، نیزه'''‌'''وری و دیگر آموزش'''‌'''های نظامی، سرود و چکامه و هم'''‌'''آوازی و نواختن یکی دو ساز یا بیشتر'''‌'''، ستاره'''‌'''شناسی و اخترشماری، شطرنج و نرد و بازی'''‌'''های هوشی، خواندن متون مذهبی زردشتی و تفسیرهای آن'''‌'''ها. در زمان ساسانیان، آموزشگاه'''‌'''ها ظاهراً در آتشکده'''‌'''ها و گاه در محل'''‌'''هایی در نزدیکی مراکز حکومتی قرار داشته'''‌'''اند و دبیران و موبدان و فرزندان خانوادۀ سلطنتی در محل'''‌'''های فوق تعلیمات لازم را فرامی'''‌'''گرفتند. در هر حال، بنابر منابع موجود، در ایران باستان'''‌'''، ظاهراً آموزش و پرورش به'''‌'''صورت رسمی تنها از آنِ سه طبقۀ روحانیان، نجبا، و دبیران بوده است، و تودۀ مردم، یعنی طبقۀ چهارم، شامل کشاورزان و پیشه'''‌'''وران و بازرگانان، اجازۀ آموزش و پرورش رسمی نداشته'''‌'''اند و آموزش و پرورش آن'''‌'''ها به فراگیری آداب و سنن زندگی و پیشه'''‌'''های این طبقه یا قشر اجتماعی محدود بوده است.
سرویراستار، ویراستار
۳۷٬۶۲۰

ویرایش