Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۹۶۷
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
(غلامرضاخان شاهسون اینانلو، ملقب به آصفالدوله و شهابالملک) نظامی و حاکم برخی از شهرها و ولایات ایران در دورۀ [[قاجاریه، سلسله|قاجار]] و وزیر داخلۀ [[محمدعلی شاه قاجار (تبریز ۱۲۸۹ـ ایتالیا ۱۳۴۴ق)|محمدعلی شاه]] در دورۀ [[مشروطه]]. آصفالدوله حدود 50 سال در عرصۀ سیاست ایران حضور موثر، مستقیم و فعال داشته است. دربارۀ شخصیت وی داوریهای متناقضی صورت گرفته؛ [[مخبرالسلطنه هدایت]] وی را مردی دارای روحیۀ قوی و ارادۀ ثابت و استوار و [[عبدالله مستوفی]] او را فردی بیبندوبار و لاابالی معرفی کرده است. برخی او را مقید به ظواهر و بواطن شریعت دانسته و عدهای کارهای خلاف شرعش را گزارش دادهاند. [[محمدتقی بهار (مشهد ۱۲۶۵ـ تهران ۱۳۳۰ش)|ملکالشعرای بهار]] وی را دانشمندی مطلع از ادبیات، تاریخ، ریاضیات، هیأت و نجوم دانسته، ولی مدارکی دال بر اینکه وی تحصیلاتی داشته در دست نیست. از شواهدی (چون اقوالش در حمایت صرف از نظام پادشاهی) نیز مشخص است که پیوستن وی به مشروطهخواهان، از روی مصلحتاندیشی بوده است. | (غلامرضاخان شاهسون اینانلو، ملقب به آصفالدوله و شهابالملک) نظامی و حاکم برخی از شهرها و ولایات ایران در دورۀ [[قاجاریه، سلسله|قاجار]] و وزیر داخلۀ [[محمدعلی شاه قاجار (تبریز ۱۲۸۹ـ ایتالیا ۱۳۴۴ق)|محمدعلی شاه]] در دورۀ [[مشروطه]]. آصفالدوله حدود 50 سال در عرصۀ سیاست ایران حضور موثر، مستقیم و فعال داشته است. دربارۀ شخصیت وی داوریهای متناقضی صورت گرفته؛ [[مخبرالسلطنه هدایت]] وی را مردی دارای روحیۀ قوی و ارادۀ ثابت و استوار و [[عبدالله مستوفی]] او را فردی بیبندوبار و لاابالی معرفی کرده است. برخی او را مقید به ظواهر و بواطن شریعت دانسته و عدهای کارهای خلاف شرعش را گزارش دادهاند. [[محمدتقی بهار (مشهد ۱۲۶۵ـ تهران ۱۳۳۰ش)|ملکالشعرای بهار]] وی را دانشمندی مطلع از ادبیات، تاریخ، ریاضیات، هیأت و نجوم دانسته، ولی مدارکی دال بر اینکه وی تحصیلاتی داشته در دست نیست. از شواهدی (چون اقوالش در حمایت صرف از نظام پادشاهی) نیز مشخص است که پیوستن وی به مشروطهخواهان، از روی مصلحتاندیشی بوده است. | ||
پدرش، حسینخان اینانلو نظامالدوله، در زمان [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] حکومت کرمان، بلوچستان و خراسان را داشت. دربارۀ مکان و زمان تولد غلامرضاخان مدارکی موجود نیست، جز این که جورج چرچیل در کتاب ''فرهنگ رجال قاجار'' آن را حدود 1250ق تخمین زده است. غلامرضاخان از جوانی وارد خدمات نظام شد. سال 1279ق، زمان سرداری پدرش بر لشکر خراسان و سیستان، وی به سرهنگی غلامان شاهی منصوب شد. سال 1284 حکومت کرمان به پدرش واگذار شد و او نیز منصب سرتیپی و فرماندهی قشون آن ولایت را یافت. سه سال بعد پدرش حاکم خراسان شد و او نیز با درجۀ میرپنجی فرماندۀ توپخانه و رئیس ایلات [[شاهسون، قوم|شاهسون]] شد. در سال 1290 به دریافت لقب شهابالملک از جانب شاه نائل آمد. صفر سال 1293 حکومت کردستان و توابعش به او واگذار شد و در روزهای آخر این سال این منصب را به شاهزاده [[سلطان مراد میرزا حسام السلطنه (۱۲۳۳ـ مشهد ۱۲۹۹ق)|سلطان مراد میرزا]] واگذاشت. در 1295ق به دنبال شورش در کرمان، شهابالدوله فرمانروای آن ولایت و سیستان شد، اما به خاطر بیکفایتی او در برقراری نظم و تشدید شورشها و قحطی، پس از یک سال و اندی از منصبش عزل شد. سال 1298 برای مدتی کوتاه حاکم کرمانشاه و سال بعد از جانب [[کامران میرزا]] به عنوان حاکم مازندران تعیین شد. در رمضان همان سال (1299) به دنبال بروز کینه از جانب کامران میرزا که نایبالسلطنه و وزیر جنگ ناصرالدین شاه و فرمانروای ولایات زیادی بود، از حکومت مازندران عزل شد و به تبع این کینه حدود پنج سال دستش از مناصب حکومتی کوتاه بود. سال 1305 حکومت مازندران از طرف شاه به او تفویض شد و تا سال 1307 در این منصب بود. پس از آن در اواخر سال 1308ق حاکم خوزستان شد و در این دوره ضمن ادارۀ اوضاع آشفتۀ خوزستان، با حاکم خراسان هم در فرونشاندن آشوب خوانین بختیاری همکاری کرد. شهابالدوله در سال 1313 با پرداخت رشوههایی به ناصرالدین شاه و صدراعظمش ([[امین | پدرش، حسینخان اینانلو نظامالدوله، در زمان [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] حکومت کرمان، بلوچستان و خراسان را داشت. دربارۀ مکان و زمان تولد غلامرضاخان مدارکی موجود نیست، جز این که جورج چرچیل در کتاب ''فرهنگ رجال قاجار'' آن را حدود 1250ق تخمین زده است. غلامرضاخان از جوانی وارد خدمات نظام شد. سال 1279ق، زمان سرداری پدرش بر لشکر خراسان و سیستان، وی به سرهنگی غلامان شاهی منصوب شد. سال 1284 حکومت کرمان به پدرش واگذار شد و او نیز منصب سرتیپی و فرماندهی قشون آن ولایت را یافت. سه سال بعد پدرش حاکم خراسان شد و او نیز با درجۀ میرپنجی فرماندۀ توپخانه و رئیس ایلات [[شاهسون، قوم|شاهسون]] شد. در سال 1290 به دریافت لقب شهابالملک از جانب شاه نائل آمد. صفر سال 1293 حکومت کردستان و توابعش به او واگذار شد و در روزهای آخر این سال این منصب را به شاهزاده [[سلطان مراد میرزا حسام السلطنه (۱۲۳۳ـ مشهد ۱۲۹۹ق)|سلطان مراد میرزا]] واگذاشت. در 1295ق به دنبال شورش در کرمان، شهابالدوله فرمانروای آن ولایت و سیستان شد، اما به خاطر بیکفایتی او در برقراری نظم و تشدید شورشها و قحطی، پس از یک سال و اندی از منصبش عزل شد. سال 1298 برای مدتی کوتاه حاکم کرمانشاه و سال بعد از جانب [[کامران میرزا]] به عنوان حاکم مازندران تعیین شد. در رمضان همان سال (1299) به دنبال بروز کینه از جانب کامران میرزا که نایبالسلطنه و وزیر جنگ ناصرالدین شاه و فرمانروای ولایات زیادی بود، از حکومت مازندران عزل شد و به تبع این کینه حدود پنج سال دستش از مناصب حکومتی کوتاه بود. سال 1305 حکومت مازندران از طرف شاه به او تفویض شد و تا سال 1307 در این منصب بود. پس از آن در اواخر سال 1308ق حاکم خوزستان شد و در این دوره ضمن ادارۀ اوضاع آشفتۀ خوزستان، با حاکم خراسان هم در فرونشاندن آشوب خوانین بختیاری همکاری کرد. شهابالدوله در سال 1313 با پرداخت رشوههایی به ناصرالدین شاه و صدراعظمش ([[امین السلطان، علی اصغرخان (تهران ۱۲۸۰ـ ۱۳۲۵ق)|امینالسلطان]]) ضمن به دست گرفتن پیشکاری خراسان، به دریافت لقب آصفالدوله هم نائل آمد. وی در این دورۀ 2 ساله عملا حاکم بلامنازع خراسان و سیستان بود. در زمان مظفرالدین شاه ابتدا به فرمان [[امین الدوله، علی خان سینکی (تهران ۱۲۶۰ق ـ رشت۱۳۲۲ق)|میرزا علیخان امینالدوله]] (صدراعظم شاه) از مقامش عزل و اندکی بعد (جمادیالاول 1315ق) از طرف شاه به عنوان حاکم کرمان و بلوچستان منصوب شد، اما به دلیل وقوع خشکسالی و قحطی در آن نواحی و اعمال خشونت از جانب ماموران حکومت برای دریافت مالیات، صدای اعتراض مردم آن ولایت بلند و او به تهران احضار شد. در ربیعالثانی سال 1317 به عنوان حاکم تهران منصوب و کمتر از یکسال بعد عزل شد. | ||
مناصب بعدی آصفالدوله و رویدادهای مهم زندگی او از زمان مشروطه به بعد: | مناصب بعدی آصفالدوله و رویدادهای مهم زندگی او از زمان مشروطه به بعد: | ||
ویرایش