پرش به محتوا

روسو، تئودور: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷: خط ۲۷:
|پست تخصصی =
|پست تخصصی =
|باشگاه =
|باشگاه =
}}روسو، تِئودور (۱۸۱۲ـ۱۸۶۷)(Rousseau, Theodore)<br/> [[File:22168900.jpg|thumb|تابلوي منظره باتلاقي، اثر تِئودور روسو]]
}}
[[پرونده:22168900-3.jpg|بندانگشتی|حال و هوای رعد و برق در سطح مونمارتر، 1845-1848م اثر تیودور روسو]]
روسو، تِئودور (۱۸۱۲ـ۱۸۶۷م)(Rousseau, Theodore)<br />  


نقاش فرانسوی. از شخصیت‌های مهم رشد منظره‌پردازی مدرن فرانسه بود. جنبشی را علیه سبک آکادمیک<ref>academic
نقاش فرانسوی. از شخصیت‌های مهم رشد منظره‌پردازی مدرن [[فرانسه]] بود. جنبشی را علیه سبک آکادمیک<ref>academic
 
</ref> غالب زمان خویش رهبری کرد، و طراوت و طبیعت‌گرایی<ref>naturalism </ref> نوینی را رواج داد. از سرآمدان [[مکتب باربیزون]]<ref>Barbizon School </ref> شد. روسو از منظره‌پردازان انگلیسی، [[کانستبل، جان (۱۷۷۶ـ۱۸۳۷)|کانستبل]]<ref>Constable </ref> و [[بانینگتون، ریچارد (۱۸۰۱ـ۱۸۲۸)|ریچارد بانینگتون]]<ref>Richard Bonington </ref>، تأثیر پذیرفت، و از طبیعت در بسیاری از نقاط فرانسه طرح برداشت. ناکامی‌اش در سالن<ref>Salon </ref>های متعدد که لقب «لوگران رفوزه<ref>le grand refusé </ref>» (مردود بزرگ) را برایش به‌همراه داشت، او را به خلوت‌گزینی در باربیزون<ref>Barbizon </ref> در جنگل [[فونتن بلو|فونتن‌بلو]]<ref>Fontainebleau </ref> برانگیخت (۱۸۴۸م)، که با روحیۀ رمانتیک<ref>romantic </ref>اش آن‌جا را مرکز دنیای وحش می‌شمرد. آثارش اگرچه از مطالعۀ دقیق طبیعت مایه می‌گیرند، اغلب‌ از افسردگی شدیدی نشان دارند. روسو نقاشی را از خویشاوندش پو دو سن مارتن<ref>Pau de St Martin</ref> و منظره‌پرداز خرده‌پای دیگری آموخت. در باربیزون، [[دوپره، ژول (۱۸۱۱ـ۱۸۸۹)|ژول دوپره]]<ref> Jules Dupré </ref>، [[دیاز دولاپنیا، نارسیس ویرجیلیو (۱۸۰۸ـ۱۸۷۶)|دیاز دولاپِنیا]]<ref>Diaz de la Peña </ref>، و [[میله، ژان فرانسوا (۱۸۱۴ـ۱۸۷۵)|میله]]<ref>Millet </ref> به او پیوستند، و چهار نقاش هستۀ مکتب باربیزون را تشکیل دادند. حُزن نقاشی‌های تیره‌رنگ او از محوطه‌های باز جنگلی، که [[بودلر، شارل (۱۸۲۱ـ۱۸۶۷)|شارل بودلر]]<ref>Charles Baudelaire</ref> نیز بدان اشاره کرد، هم از روحیۀ خود او برمی‌خاست و هم از خُلق تنگ ناشی از بیماری روانی همسرش. با این‌همه، رویکرد عینی او به طبیعت نیز شایان توجه است. در دهۀ ۱۸۵۰م با توفیق روبه‌رو شد.
</ref> غالب زمان خویش رهبری کرد، و طراوت و طبیعت‌گرایی<ref>naturalism </ref> نوینی را رواج داد. از سرآمدان مکتب باربیزون<ref>Barbizon School </ref> شد. روسو از منظره‌پردازان انگلیسی، کانستبل<ref>Constable </ref> و ریچارد بانینگتون<ref>Richard Bonington </ref>، تأثیر پذیرفت، و از طبیعت در بسیاری از نقاط فرانسه طرح برداشت. ناکامی‌اش در سالن<ref>Salon </ref>های متعدد که لقب «لوگران رفوزه<ref>le grand refusé </ref>» (مردود بزرگ) را برایش به‌همراه داشت، او را به خلوت‌گزینی در باربیزون<ref>Barbizon </ref> در جنگل فونتن‌بلو<ref>Fontainebleau </ref> برانگیخت (۱۸۴۸)، که با روحیۀ رمانتیک<ref>romantic </ref>اش آن‌جا را مرکز دنیای وحش می‌شمرد. آثارش اگرچه از مطالعۀ دقیق طبیعت مایه می‌گیرند، اغلب‌ از افسردگی شدیدی نشان دارند. روسو نقاشی را از خویشاوندش پو دو سن مارتن<ref>Pau de St Martin</ref> و منظره‌پرداز خرده‌پای دیگری آموخت. در باربیزون، ژول دوپره<ref> Jules Dupré </ref>، دیاز دولاپِنیا<ref>Diaz de la Peña </ref>، و میله<ref>Millet </ref> به او پیوستند، و چهار نقاش هستۀ مکتب باربیزون را تشکیل دادند. حُزن نقاشی‌های تیره‌رنگ او از محوطه‌های باز جنگلی، که شارل بودلر<ref>Charles Baudelaire</ref> نیز بدان اشاره کرد، هم از روحیۀ خود او برمی‌خاست و هم از خُلق تنگ ناشی از بیماری روانی همسرش. با این‌همه، رویکرد عینی او به طبیعت نیز شایان توجه است. در دهۀ ۱۸۵۰ با توفیق روبه‌رو شد.


&nbsp;
&nbsp;
سرویراستار
۵۴٬۶۹۵

ویرایش