Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۷۳۶
ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
نقاشی، مجسمهسازی، و هنرهای تزیینی فرانسه. [[فرانسه]]، بهمنزلۀ زادگاه [[گوتیک، هنر|گوتيک]]<ref>Gothic</ref>، کانون مجسمهسازی و تذهیب نسخ خطی در قرون وسطا، و از قرن ۱۵م در پردههای نقشبافت<ref>tapestry</ref>، بود. نقاشی قرن ۱۷م فرانسه تحت سلطۀ [[کلاسی سیسم|کلاسیسیسم]]<ref>Classicism</ref> ایتالیاییوار [[کلود لورن]]<ref>Claude Lorrain</ref> و [[پوسن، نیکلا (۱۵۹۴ـ۱۶۶۵)|نیکلا پوسن]]<ref>Nicolas Poussin </ref> شکوفا شد؛ متعاقب آن شیوۀ [[روکوکو]]<ref>rococo | نقاشی، مجسمهسازی، و هنرهای تزیینی فرانسه. [[فرانسه]]، بهمنزلۀ زادگاه [[گوتیک، هنر|گوتيک]]<ref>Gothic</ref>، کانون مجسمهسازی و تذهیب نسخ خطی در قرون وسطا، و از قرن ۱۵م در پردههای نقشبافت<ref>tapestry</ref>، بود. نقاشی قرن ۱۷م فرانسه تحت سلطۀ [[کلاسی سیسم|کلاسیسیسم]]<ref>Classicism</ref> ایتالیاییوار [[کلود لورن]]<ref>Claude Lorrain</ref> و [[پوسن، نیکلا (۱۵۹۴ـ۱۶۶۵)|نیکلا پوسن]]<ref>Nicolas Poussin </ref> شکوفا شد؛ متعاقب آن شیوۀ [[روکوکو]]<ref>rococo | ||
</ref> با صحنههای نشاطانگیزش از طبقات مرفه، پس از وقوع [[انقلاب فرانسه]]<ref>French Revolution </ref> جای خود را به [[ | </ref> با صحنههای نشاطانگیزش از طبقات مرفه، پس از وقوع [[انقلاب فرانسه]]<ref>French Revolution </ref> جای خود را به [[نئوکلاسی سیسم|نئوکلاسیسیسمِ]]<ref>Neo-Classicism </ref> [[داوید، ژاک ـ لوئی|ژاک ـ لوئی داوید]]<ref>Jacques-Louis David </ref> و [[انگر، ژان اوگوست دومینیک (۱۷۸۰ـ۱۸۶۷)|ژان دومینیک انگر]]<ref>Dominique Ingres</ref> سپرد. در قرن ۱۹ [[رمانتیسم (هنر و ادبیات)|رمانتیسم]]<ref> Romanticism </ref> مسلط بر فضای هنری به سبکهای دیگری جای سپرد، که [[ریالیسم (هنر و ادبیات)|رئالیسم]]<ref>realism</ref> و [[امپرسیونیسم|امپرسیونیسمِ]]<ref> Impressionism </ref> نقاشانی همچون [[مونه، کلود (۱۸۴۰ـ۱۹۲۶)|کلود مونه]]<ref>Claude Monet </ref>، [[رنوار، پیر اوگوست (۱۸۴۱ـ۱۹۱۹)|اوگوست رنوار]]<ref>Auguste Renoir </ref>، و آثار [[سورا، ژرژ (۱۸۵۹ـ۱۸۹۱)|ژرژ سورا]]<ref>Georges Seurat </ref>، [[سزان، پل (۱۸۳۹ـ۱۹۰۶)|پل سزان]]<ref>Paul Cézanne </ref> و سرانجام هنر مدرن<ref>modern art </ref> قرن ۲۰م از آن جملهاند. [[ماتیس، هانری (۱۸۶۹ـ۱۹۵۴)|هانری ماتیس]]<ref>Henri Matisse </ref> با شیوۀ [[فوویسم]]<ref>fauvism</ref>، [[براک، ژرژ (۱۸۸۲ـ۱۹۶۳)|ژرژ براک]]<ref> Georges Braque </ref> با شیوۀ [[کوبیسم]]<ref>cubism </ref>، و [[رودن، اوگوست (۱۸۴۰ـ۱۹۱۷)|اوگوست رودَن]]<ref>Auguste Rodin </ref> در مجسمهسازی، از پیشگامان هنر مدرن فرانسه بودند. از میانۀ قرن ۱۹م تا میانۀ قرن ۲۰م، پاریس کانون هنری غرب بود. در میان کهنترین بقایای پیشتاریخی، نقاشیهای [[لاسکو|غار لاسکو]]<ref>Lascaux </ref> در جنوب فرانسه (۱۸۰۰۰پم) درخور ذکرند. از دورۀ سلتی<ref>Celtic </ref> (قرن ۵پم تا قرن اول میلادی) اشیای دستساز بسیار، و از دوران اشغال خاک فرانسه بهدست رومیان (قرن اول تا ۵م) علاوهبر اشیای دستساز، بناهای توجهبرانگیزی هم باقی ماندهاند. در دورههای پادشاهی اوتونی<ref>Ottonian </ref> و [[کارولنژیان، سلسله|کارولنژیان]]<ref>Carolingians </ref>، قدرت و ثروت روبه رشد کلیسای مسیحی، شکلگیری فرهنگ ملّی را میّسر ساخت. | ||
'''دورۀ رومیوار (از قرن ۱۰ تا قرن ۱۲م).''' هنر رومیوار، نخستین شیوۀ هنری شاخص فرانسوی بود. بناهای عظیم کلیساها، کلیساهای جامع، و صومعهها، به رشد هنرهای فرعی نیرویی تازه بخشید؛ چراکه بناها و اجتماعات دینی به محصولاتی همچون آثار فلزی، بافتهها، و نسخ خطی مُذهّب نیاز داشتند. مجسمهسازی نیز از برجستهترین دستاوردهای آن دوران بود که شکلهای گویا و بسیار چکیدهنمایی<ref>stylized </ref> شده را تا حدّی از تصاویر نسخ خطی برمیگرفت؛ از آن زمره مجسمههای کلیسای جامع اوتون<ref>Autun </ref> و صومعههای کلونی<ref>Cluny</ref>، موئاساک<ref> Moissac </ref>، و سویاک<ref>Souillac </ref> درخور ذکرند. لعابکاری با اسلوب ''لعاب مینای شیاری''<ref>''champlevé'' </ref> تکامل یافت؛ این لعاب، در شهر [[لیموژ]]<ref>''Limoges'' </ref> ساخته میشد. | '''دورۀ رومیوار (از قرن ۱۰ تا قرن ۱۲م).''' هنر رومیوار، نخستین شیوۀ هنری شاخص فرانسوی بود. بناهای عظیم کلیساها، کلیساهای جامع، و صومعهها، به رشد هنرهای فرعی نیرویی تازه بخشید؛ چراکه بناها و اجتماعات دینی به محصولاتی همچون آثار فلزی، بافتهها، و نسخ خطی مُذهّب نیاز داشتند. مجسمهسازی نیز از برجستهترین دستاوردهای آن دوران بود که شکلهای گویا و بسیار چکیدهنمایی<ref>stylized </ref> شده را تا حدّی از تصاویر نسخ خطی برمیگرفت؛ از آن زمره مجسمههای کلیسای جامع اوتون<ref>Autun </ref> و صومعههای کلونی<ref>Cluny</ref>، موئاساک<ref> Moissac </ref>، و سویاک<ref>Souillac </ref> درخور ذکرند. لعابکاری با اسلوب ''لعاب مینای شیاری''<ref>''champlevé'' </ref> تکامل یافت؛ این لعاب، در شهر [[لیموژ]]<ref>''Limoges'' </ref> ساخته میشد. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
'''قرن ۱۸م'''. در این دوره روکوکوی پرنشاط و دلانگیزی جانشین تزیینات فاخر سبک لوئی چهاردهمی شد؛ ژان آنتوان واتو<ref>Jean-Antoine Watteau </ref> معرّف این تغییر هنری بود، که بازتابهای آن در آثار پیروان او نیز، ازجمله ژان باپتیست پاتر<ref>Jean Baptiste Pater</ref> (۱۶۹۵ـ۱۷۳۶م) و [[لانکره، نیکلا (۱۶۹۰ـ۱۷۴۳)|نیکلا لانکره]]<ref> Nicolas Lancret </ref>، مشهود است. در پردههای غیرتشریفاتی واتو از ''جشنهای عاشقانه''<ref>fêtes galantes</ref>، گروهی مرد و زن موقر و بانشاط، با حالتی عاشقانه و درحالنواختن موسیقی، در چشماندازهایی شکوهمند تصویر شدهاند که با حالتی از اندوه لذتهای گذرا توأماند. این شیوۀ باظرافت و بسیار آراسته در آثار [[بوشه، فرانسوا (۱۷۰۳ـ۱۷۷۰)|فرانسوآ بوشه]]<ref>''François Boucher'' </ref> و [[فراگونار، ژان ـ اونوره (۱۷۳۲ـ۱۸۰۶)|ژان ـ اونوره فراگونار]]<ref>Jean-Honoré Fragonard </ref> نیز متجلّی است، که هر دو شادمانی سبکسرانۀ دربار را کمی پیش از انقلاب فرانسه به اجمال بازنمودهاند. [[گروز، ژان باپتیست (۱۷۲۵ـ۱۸۰۵)|ژان باپتیست گروز]]<ref>Jean Baptiste Greuze </ref> این شیوه را ناگهان وانهاد، و مضامین اخلاقی روزمره را برگزید و در آنها از خصلتهای سادۀ نیکو بهگونهای پراحساس تمجید کرد. برخلاف هنر حاکم بر دربار، ژان باپتیست شاردن<ref>Jean Baptiste Chardin </ref> صحنههای آرام و خانوادگیِ زندگی طبقۀ متوسط را نقاشی میکرد. پایان قرن ۱۸ با واکنش علیه روکوکو و بازگشت به «هنر کلاسیک» روبهرو بود؛ ژوزف ماری وین<ref>Joseph Marie Vien </ref> (۱۷۱۶ـ۱۸۰۹م) از این جریان هنری حمایت میکرد. نمایندۀ اصلی نئوکلاسیسیسم، یکی از شاگردان وِین، به نام داوید بود که هنرش عواطف و احوال دوران انقلاب و بنیاد امپراتوری ناپلئون را بازمیتاباند. | '''قرن ۱۸م'''. در این دوره روکوکوی پرنشاط و دلانگیزی جانشین تزیینات فاخر سبک لوئی چهاردهمی شد؛ ژان آنتوان واتو<ref>Jean-Antoine Watteau </ref> معرّف این تغییر هنری بود، که بازتابهای آن در آثار پیروان او نیز، ازجمله ژان باپتیست پاتر<ref>Jean Baptiste Pater</ref> (۱۶۹۵ـ۱۷۳۶م) و [[لانکره، نیکلا (۱۶۹۰ـ۱۷۴۳)|نیکلا لانکره]]<ref> Nicolas Lancret </ref>، مشهود است. در پردههای غیرتشریفاتی واتو از ''جشنهای عاشقانه''<ref>fêtes galantes</ref>، گروهی مرد و زن موقر و بانشاط، با حالتی عاشقانه و درحالنواختن موسیقی، در چشماندازهایی شکوهمند تصویر شدهاند که با حالتی از اندوه لذتهای گذرا توأماند. این شیوۀ باظرافت و بسیار آراسته در آثار [[بوشه، فرانسوا (۱۷۰۳ـ۱۷۷۰)|فرانسوآ بوشه]]<ref>''François Boucher'' </ref> و [[فراگونار، ژان ـ اونوره (۱۷۳۲ـ۱۸۰۶)|ژان ـ اونوره فراگونار]]<ref>Jean-Honoré Fragonard </ref> نیز متجلّی است، که هر دو شادمانی سبکسرانۀ دربار را کمی پیش از انقلاب فرانسه به اجمال بازنمودهاند. [[گروز، ژان باپتیست (۱۷۲۵ـ۱۸۰۵)|ژان باپتیست گروز]]<ref>Jean Baptiste Greuze </ref> این شیوه را ناگهان وانهاد، و مضامین اخلاقی روزمره را برگزید و در آنها از خصلتهای سادۀ نیکو بهگونهای پراحساس تمجید کرد. برخلاف هنر حاکم بر دربار، ژان باپتیست شاردن<ref>Jean Baptiste Chardin </ref> صحنههای آرام و خانوادگیِ زندگی طبقۀ متوسط را نقاشی میکرد. پایان قرن ۱۸ با واکنش علیه روکوکو و بازگشت به «هنر کلاسیک» روبهرو بود؛ ژوزف ماری وین<ref>Joseph Marie Vien </ref> (۱۷۱۶ـ۱۸۰۹م) از این جریان هنری حمایت میکرد. نمایندۀ اصلی نئوکلاسیسیسم، یکی از شاگردان وِین، به نام داوید بود که هنرش عواطف و احوال دوران انقلاب و بنیاد امپراتوری ناپلئون را بازمیتاباند. | ||
'''قرن ۱۹م.''' نئوکلاسیسیسم در عین بازگشت به گذشته، حاوی عنصری از رمانتیسم بود. اوج شکوفایی رمانتیسم را میتوان بهخوبی در آثار [[ژریکو، | '''قرن ۱۹م.''' نئوکلاسیسیسم در عین بازگشت به گذشته، حاوی عنصری از رمانتیسم بود. اوج شکوفایی رمانتیسم را میتوان بهخوبی در آثار [[ژریکو، تئودور|تئودور ژِریکو]]<ref>Théodore Géricault </ref> و [[دلاکروا، اوژن (۱۷۹۸ـ۱۸۶۳)|اوژن دُلاکروا]]<ref>Eugène Delacroix </ref> بازیافت؛ گرچه در همان زمان اَنگر همچنان نگهبان سرسخت کلاسیسیسم (شیوۀ تأییدشدۀ آکادمی سلطنتی در قرن ۱۹م) باقی ماند. با نقاشیهای لطیف، شاعرانه و مهآلود کامی کورو<ref>Camille Corot </ref>، دورۀ نوینی در منظرهپردازی آغاز گردید. گرچه کورو مدتی در باربیزون<ref>Barbizon </ref> کار کرد، از نقاشان مکتب باربیزون شمرده نمیشود. نقاشان فرانسوی مکتب باربیزون<ref>Barbizon School </ref> عبارتاند از [[میله، ژان فرانسوا (۱۸۱۴ـ۱۸۷۵)|ژان فرانسوا میله]]<ref>Jean-François Millet </ref>، [[دوبینیی، شارل ـ فرانسوا (۱۸۱۷ـ۱۸۷۸)|دوبینیی]]<ref>Daubigny </ref> (۱۸۱۷ـ۱۸۷۸م)، و [[روسو، تئودور|تئودور روسو]]<ref>Theodore Rousseau </ref>. در میانۀ قرن ۱۹م، رئالیسم در ضدّیت با نئوکلاسیسیسم و رمانتیسم شکل گرفت. [[کوربه، گوستاو (۱۸۱۹ـ۱۸۷۷)|گوستاو کوربه]]<ref>Gustave Courbet </ref> با نقاشیهای غیرقهرمانانهاش از زندگی روزمره، موجی از اعتراض برانگیخت و شخصیت اصلی این جنبش هنری شد؛ هنرش تا حد زیادی با [[رادیکالیسم]]<ref>radicalism</ref> سیاسیاش پیوند داشت. رئالیسم بیشتر همچون یک اندیشه تا یک سبک، بهوسیلۀ [[دومیه، اونوره (۱۸۰۸ـ۱۸۷۹)|اونوره دومیه]]<ref> Honoré Daumier </ref> و [[میله، ژان فرانسوا (۱۸۱۴ـ۱۸۷۵)|ژان فرانسوا میله]]، نقاش منظرهپرداز، تکامل یافت. دومیه نقاش و کاریکاتوریست بود، و بهسبب تصاویر هجوآمیزش از زندگی فرانسوی شهرت یافت. اِدوئار مانه<ref>Edouard Manet </ref> را نیز میتوان از نقاشان رئالیست برشمرد؛ رویکرد عالی و مدرن او به درونمایههای نقاشان قرن ۱۵ تا قرن ۱۸م، بسیار مناقشه برانگیز بود؛ ازجمله اثرش با نام ''اولیمپیا''<ref>Olympia </ref> (۱۸۶۵م؛ موزۀ دورسه<ref>''Musée d’ Orsay'' </ref>، پاریس). شیوۀ رئالیسم، با تمرکز بر زندگی روزمره، برای امپرسیونیسم، مشهورترین جنبش قرن ۱۹م، بستر مناسبی را فراهم کرد. مونه با تأثیر از ادوئار مانه و پیوستن به گروه امپرسیونیستها، فعالیت هنریاش را آغاز کرد و از شخصیتهای مرکزی جنبش شد. ویژگیهای آثار مونه، ازجمله تمرکز مطلق بر ظاهر اشیا و تغییر رنگها و شکلها درخلال تغییرات نوری و جوّی، جوهرۀ امپرسیونیسم را هستی بخشید. دیگر نقاشان برجستۀ امپرسیونیسم عبارت بودند از رنوار، [[پیسارو، کامی (۱۸۳۰ـ۱۹۰۳)|کامی پیسارو]]<ref>Camille Pissarro </ref>، و [[موریزو، برت ماری پولین (۱۸۴۱ـ۱۸۹۵)|برت موریزو]]<ref>Berthe Morisot </ref>. [[دگا، ادگار (۱۸۳۴ـ۱۹۱۷)|ادگار دگا]]<ref>Edgar Degas</ref> ادراکی از جوهرۀ ساختاری و فرمی کلاسیک را به امپرسیونیسم افزود. [[لوترک، هانری دو تولوز|هانری دو تولوز لوترک]]<ref>Henri de Toulouse-Lautrec</ref> بهرغم آگاهی از امپرسیونیسم، شیوهای کاملاً فردی را درپیش گرفت، که برگرفته از آگهیهای مصور و باسمههای ژاپنی و آثار دگا بود. نحوۀ استفادۀ امپرسیونیستها از رنگ، به نوآوریهای نوینی انجامید؛ از آن جملهاند: نئوامپرسیونیسم<ref>Neo-Impressionism</ref> (یا نقطهچینکاری<ref>pointillism</ref>)، در آثار سورا و [[سینیاک، پل (۱۸۶۳ـ۱۹۳۵)|پل سینیاک]]<ref>Paul Signac </ref>، ویژگی فرمی پستامپرسیونیسم<ref>post-Impressionism </ref> در آثار سزان و [[گوگن، پل (۱۸۴۸ـ۱۹۰۳)|پل گوگن]]<ref>Paul Gauguin </ref>، که هر دو در تکامل هنرمدرن تأثیری ژرف داشتند. هنر ایشان خاستگاه بهثمررسیدن مراحل درخشانی از هنر دهۀ ۱۸۹۰م شد که با [[سمبولیسم (هنر)|سمبولیسم]]<ref>symbolism</ref> ([[رودون، اودیلون (۱۸۴۰ـ۱۹۱۶)|اودیلون رودون]]<ref>Odilon Redon </ref>، [[مورو، گوستاو (۱۸۲۶ـ۱۸۹۸)|گوستاو مورو]]<ref>Gustave Moreau </ref> و دیگران)، و آثار گروه نبیها<ref>Les Nabis </ref> آغاز گردید. اوگوست رودن به ضوابط منجمدماندۀ مجسمهسازی قرن ۱۹م، گرما و شوری رمانتیک بخشید. | ||
'''قرن ۲۰.''' برخی از بزرگترین نوآوران هنر قرن ۲۰ عبارتاند از [[براک، ژرژ (۱۸۸۲ـ۱۹۶۳)|ژرژ براک]]، که همراه با [[پیکاسو، پابلو (۱۸۸۱ـ۱۹۷۳)|پابلو پیکاسو]]<ref>Pablo Picasso </ref>، نقاش اسپانیایی، سبک کوبیسم را پروراند و اعتلا بخشید؛ و هانری ماتیس، نقاش سرآمد فوویسم که کارهایی با رنگهای درخشان و ماهیّتی موزون و تزیینی پدید آورد. اندیشههای نوین نقاشی بهخوبی در پاریس پا گرفت، و آن شهر را مرکز بینالمللی مکتب پاریس<ref>l’Ecole de Paris </ref> ساخت. برخی از نمایندگان هنر مدرن همچون [[پیکاسو، پابلو (۱۸۸۱ـ۱۹۷۳)|پیکاسو]]، از خارج از فرانسه به آنجا مهاجرت کردند. از نقاشان برجستۀ فرانسوی [[ووییار، ادویار (۱۸۶۸ـ۱۹۴۰)|ادوئار ووئیار]]<ref>Edouard Vuillard </ref>، [[بونار، پیر (۱۸۶۷ـ۱۹۴۷)|پیر بونار]]<ref>Pierre Bonnard </ref>، [[مارکه، پیر آلبر (۱۸۷۵ـ۱۹۴۷)|پیِر آلبر مارکه]]<ref>Pierre Albert Marquet </ref>، [[دلونه، روبر (۱۸۸۵ـ۱۹۴۱)|روبر دلونه]]<ref>Robert Delaunay </ref>، [[لژه، فرنان (۱۸۸۱ـ۱۹۵۵)|فرنان لژه]]<ref>Fernand Léger </ref>، ژرژ روئو<ref>Georges Rouault </ref>، و [[دوفی، رائول|رائول دوفی]]<ref>Raoul Dufy </ref> درخور ذکرند. [[مایول، آریستید (۱۸۶۱ـ۱۹۴۴)|آریستید مایول]]<ref>Aristide Maillol </ref>، فرمهای مجسمههای سنّتی فرانسه را احیا کرد. پس از [[جنگ جهانی دوم]]<ref>World War II </ref>، پاریس، مرکزیّت دنیای هنر را به امریکا سپرد، و بیشترین تأثیر را در هنر معاصر دنیا گذاشت. [[کلاین، ایوز (۱۹۲۸ـ۱۹۶۲)|ایوز کلاین]]<ref>Yves Klein </ref> و [[دوبوفه، ژان فیلیپ آرتور (۱۹۰۱ـ۱۹۸۵)|ژان دوبوفه]]<ref>Jean Dubuffet</ref> از نقاشان سرآمد فرانسوی در دوران پس از جنگ جهانیاند. | '''قرن ۲۰.''' برخی از بزرگترین نوآوران هنر قرن ۲۰ عبارتاند از [[براک، ژرژ (۱۸۸۲ـ۱۹۶۳)|ژرژ براک]]، که همراه با [[پیکاسو، پابلو (۱۸۸۱ـ۱۹۷۳)|پابلو پیکاسو]]<ref>Pablo Picasso </ref>، نقاش اسپانیایی، سبک کوبیسم را پروراند و اعتلا بخشید؛ و هانری ماتیس، نقاش سرآمد فوویسم که کارهایی با رنگهای درخشان و ماهیّتی موزون و تزیینی پدید آورد. اندیشههای نوین نقاشی بهخوبی در پاریس پا گرفت، و آن شهر را مرکز بینالمللی مکتب پاریس<ref>l’Ecole de Paris </ref> ساخت. برخی از نمایندگان هنر مدرن همچون [[پیکاسو، پابلو (۱۸۸۱ـ۱۹۷۳)|پیکاسو]]، از خارج از فرانسه به آنجا مهاجرت کردند. از نقاشان برجستۀ فرانسوی [[ووییار، ادویار (۱۸۶۸ـ۱۹۴۰)|ادوئار ووئیار]]<ref>Edouard Vuillard </ref>، [[بونار، پیر (۱۸۶۷ـ۱۹۴۷)|پیر بونار]]<ref>Pierre Bonnard </ref>، [[مارکه، پیر آلبر (۱۸۷۵ـ۱۹۴۷)|پیِر آلبر مارکه]]<ref>Pierre Albert Marquet </ref>، [[دلونه، روبر (۱۸۸۵ـ۱۹۴۱)|روبر دلونه]]<ref>Robert Delaunay </ref>، [[لژه، فرنان (۱۸۸۱ـ۱۹۵۵)|فرنان لژه]]<ref>Fernand Léger </ref>، ژرژ روئو<ref>Georges Rouault </ref>، و [[دوفی، رائول|رائول دوفی]]<ref>Raoul Dufy </ref> درخور ذکرند. [[مایول، آریستید (۱۸۶۱ـ۱۹۴۴)|آریستید مایول]]<ref>Aristide Maillol </ref>، فرمهای مجسمههای سنّتی فرانسه را احیا کرد. پس از [[جنگ جهانی دوم]]<ref>World War II </ref>، پاریس، مرکزیّت دنیای هنر را به امریکا سپرد، و بیشترین تأثیر را در هنر معاصر دنیا گذاشت. [[کلاین، ایوز (۱۹۲۸ـ۱۹۶۲)|ایوز کلاین]]<ref>Yves Klein </ref> و [[دوبوفه، ژان فیلیپ آرتور (۱۹۰۱ـ۱۹۸۵)|ژان دوبوفه]]<ref>Jean Dubuffet</ref> از نقاشان سرآمد فرانسوی در دوران پس از جنگ جهانیاند. | ||
ویرایش