Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۹۱۲
ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
'''خلاصۀ داستان''' | '''خلاصۀ داستان''' | ||
شازده احتجاب (با بازی [[مشایخی، جمشید|جمشید مشایخی]])، آخرین بازماندۀ خاندان قاجار، به سل موروثی مبتلا است. مراد ([[کسبیان، حسین (تهران ۱۳۱۲ـ۱۳۸۵ش)|حسین کسبیان]])، پیشکار سابق شازده، و همسرش هر از گاهی نزد شازده میروند و مراد خبر مرگ افراد خانواده و خویشانش را به او میدهد. شبی شازده، مراد را در کوچه میبیند و وقتی درمییابد که او فقط برای گرفتن پول نیامده، گمان میکند که خبر مرگ خودش را آورده است. شازده، در آخرین شب زندگی خود، خاطرات خانوادگی را مرور میکند، و آنچه را که اجداد خونریز او و خودش بر سر رعایا و نزدیکانشان آوردهاند از نظر میگذراند: ماجرای کشته شدن مادربزرگ ([[سلیمانی، پروین (تهران ۱۳۰۱ـ همان جا ۱۳۸۸ش)|پروین سلیمانی]]) به دست جد بزرگ ([[شیراندامی، ولی الله | شازده احتجاب (با بازی [[مشایخی، جمشید|جمشید مشایخی]])، آخرین بازماندۀ خاندان قاجار، به سل موروثی مبتلا است. مراد ([[کسبیان، حسین (تهران ۱۳۱۲ـ۱۳۸۵ش)|حسین کسبیان]])، پیشکار سابق شازده، و همسرش هر از گاهی نزد شازده میروند و مراد خبر مرگ افراد خانواده و خویشانش را به او میدهد. شبی شازده، مراد را در کوچه میبیند و وقتی درمییابد که او فقط برای گرفتن پول نیامده، گمان میکند که خبر مرگ خودش را آورده است. شازده، در آخرین شب زندگی خود، خاطرات خانوادگی را مرور میکند، و آنچه را که اجداد خونریز او و خودش بر سر رعایا و نزدیکانشان آوردهاند از نظر میگذراند: ماجرای کشته شدن مادربزرگ ([[سلیمانی، پروین (تهران ۱۳۰۱ـ همان جا ۱۳۸۸ش)|پروین سلیمانی]]) به دست جد بزرگ ([[شیراندامی، ولی الله|ولی شیراندامی]])، به گلوله بستن تعدادی از رعایا که به دادخواهی برخاستهاند، و زجرکش کردن همسرش فخرالنساء (نوری کسرایی). وقتی شب به پایان میرسد، مراد سوار بر صندلی چرخدار، به کمک همسرش حسنی نزد شازده احتجاب میرود و خبر مرگ خود شازده را به او میدهد. | ||
ویرایش