حسن نجفلو: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
حسن نجلفو (اردبیل 1278ش- همانجا 5 مرداد 1369ش) | حسن نجلفو (اردبیل 1278ش- همانجا 5 مرداد 1369ش) | ||
(معروف به حسن آرتیست) بازیگر و کارگردان طنزپرداز تئاتر و بانی نخستین گروههای تئاتری در اردبیل. اردیبهشت 1278ش در بنمار بخش [[نمین، شهر|نمین]] | (معروف به حسن آرتیست) بازیگر و کارگردان طنزپرداز تئاتر و بانی نخستین گروههای تئاتری در اردبیل. اردیبهشت 1278ش در بنمار بخش [[نمین، شهر|نمین]]، [[اردبیل، شهرستان|شهرستان اردبیل]] چشم به دنیا آمد. پدرش، نجفعلی، در اردبیل به شغل دندانسازی مشغول بود. حسن در نوجوانی تحصیل در مکتب را رها کرد و به رانندگی پرداخت. در دوازه سالگی به همراه خانوادهاش به قفقاز رفت و در آنجا با دیدن چند کار نمایشی در مدارس، به تئاتر علاقمند شد و با گذراندن دورهی ابتدایی و مقدماتی کوتاهی وارد حرفهی بازیگری شد. | ||
وی بعد از بازگشت از قفقاز، در کنار رانندگی و تامین معاش خانواده، عدهای از علاقمندان تئاتر را به دور خود جمع کرد و به تعلیم آنها پرداخت و نمایشهایی را در منازل گروه در اردبیل به روی صحنه برد. نخستین ثمرهی تشکیل این گروه نمایش «حاجی، واقتون وار؟» (حاجی آقا، وقت داری؟) بود. غلام تركپور، شیخالاسلامی و مشهدی باباكوتاهی از جمله اعضای گروه سیار بودند. اجرای دیگر این گروه، نمایش «چیلناز خانم یوخودادی» (چیلناز خانم در خواب است) بود. | وی بعد از بازگشت از قفقاز، در کنار رانندگی و تامین معاش خانواده، عدهای از علاقمندان تئاتر را به دور خود جمع کرد و به تعلیم آنها پرداخت و نمایشهایی را در منازل گروه در اردبیل به روی صحنه برد. نخستین ثمرهی تشکیل این گروه نمایش «حاجی، واقتون وار؟» (حاجی آقا، وقت داری؟) بود. غلام تركپور، شیخالاسلامی و مشهدی باباكوتاهی از جمله اعضای گروه سیار بودند. اجرای دیگر این گروه، نمایش «چیلناز خانم یوخودادی» (چیلناز خانم در خواب است) بود. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
حسنلو در پی یک دسیسه، به 9 ماه زندان محکوم و پس از گذراندن دوران حبس به مدت یکسال نفی بلد شد. در این دوره وی با گروههای آذربایجانی مقیم تهران به همکاری پرداخت و نمایشهایی را به روی صحنه برد. نمایش «مشهدی عباد» از جملهی این کارهاست که او با همکاری مصطفی پایانی اجرا کرد. پس از بازگشت به اردبیل به سینماداری مشغول شد و سالها از تئاتر فاصله گرفت. در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۳۴ش، دو سالن تئاتر در دبیرستانهای اردبیل ساخته شد كه خود باعث رونق تئاتر در آنجا گردید. هیئت آكتورال اردبیل به سرپرستی نجفلو تأسیس شد. افراد این گروه عبارت بودند از: آیاز بینیازی، آقاویردی سفیله، عباس محمدزاده، قدیر امیرلی، نصرت مظلومی، حبیبه كوهستانی، عادله منصورزاده، میرزاده خانم سید حسامی، شوكت تاراج و.... علیرغم فضای نامناسب برای حضور زن در تئاتر، هیئت آكتورال چند بازیگر توانای زن داشت و حتی گروه اجراهای خود را در شهرهایی همچون تهران، تبریز، خرمآباد و... به نمایش میگذاشت. | حسنلو در پی یک دسیسه، به 9 ماه زندان محکوم و پس از گذراندن دوران حبس به مدت یکسال نفی بلد شد. در این دوره وی با گروههای آذربایجانی مقیم تهران به همکاری پرداخت و نمایشهایی را به روی صحنه برد. نمایش «مشهدی عباد» از جملهی این کارهاست که او با همکاری مصطفی پایانی اجرا کرد. پس از بازگشت به اردبیل به سینماداری مشغول شد و سالها از تئاتر فاصله گرفت. در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۳۴ش، دو سالن تئاتر در دبیرستانهای اردبیل ساخته شد كه خود باعث رونق تئاتر در آنجا گردید. هیئت آكتورال اردبیل به سرپرستی نجفلو تأسیس شد. افراد این گروه عبارت بودند از: آیاز بینیازی، آقاویردی سفیله، عباس محمدزاده، قدیر امیرلی، نصرت مظلومی، حبیبه كوهستانی، عادله منصورزاده، میرزاده خانم سید حسامی، شوكت تاراج و.... علیرغم فضای نامناسب برای حضور زن در تئاتر، هیئت آكتورال چند بازیگر توانای زن داشت و حتی گروه اجراهای خود را در شهرهایی همچون تهران، تبریز، خرمآباد و... به نمایش میگذاشت. | ||
پس از وقفهای چندساله، نجفلو از سال 1339ش مجددا نمایشهای بلند و اپراهای معروف آذربایجانی را با گروههای تازه تشکیل یافته به روی صحنه برد. در سال 1346ش به دلایلی نامعلوم سهم خود از سینما را به شرکایش فروخت و برای امرار معاش، دوباره به شغل اولیهی خود (رانندگی کامیون) روی آورد. نجفلو در سال 1348ش به پیشنهاد دوستان و هنرمندان قدیمی و با همکاری اسماعیل صدقیانی که خود نیز از هنرمندان ارتش بود، گروهی تشکیل دادند و به فعالت پرداختند. این گروه که بعدها نام «گروه آزاد بابک» به خود گرفت، نمایشنامههای بلندی از [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[ساعدی، غلامحسین | پس از وقفهای چندساله، نجفلو از سال 1339ش مجددا نمایشهای بلند و اپراهای معروف آذربایجانی را با گروههای تازه تشکیل یافته به روی صحنه برد. در سال 1346ش به دلایلی نامعلوم سهم خود از سینما را به شرکایش فروخت و برای امرار معاش، دوباره به شغل اولیهی خود (رانندگی کامیون) روی آورد. نجفلو در سال 1348ش به پیشنهاد دوستان و هنرمندان قدیمی و با همکاری اسماعیل صدقیانی که خود نیز از هنرمندان ارتش بود، گروهی تشکیل دادند و به فعالت پرداختند. این گروه که بعدها نام «گروه آزاد بابک» به خود گرفت، نمایشنامههای بلندی از [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[ساعدی، غلامحسین|غلامحسین ساعدی]] و سایر نویسندگان ایرانی را به زبان فارسی اجرا میکرد. حسن نجفلو با نمایشهای کوتاه کمدی خود (میانپرده) همراه این آثار نمایشی در روی صحنه حضور مییافت. وی علاوه بر راهنمایی بازیگران برای ایفای بهتر نقشها، بهعنوان چهرهپرداز نیز با گروه همکاری میکرد. | ||
نجفلو در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل کهولت سن از رانندگی دست کشید و در همین دوره، به دعوت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اردبیل و صداوسیمای مرکز اردبیل، چند نمایش کوتاه تلویزیونی را برای برنامه «صبح جمعه»ی سیمای مرکز اردبیل و جشنهای دههی فجر به زبان آذری اجرا کرد. «نوکر گیج»، «حاجیآقا زن میخواهد»، «تاجر کدو»، «یک تخت و دو مسافر»، «کلاس هنرپیشگی»، «دردسر تلفن»، «آدام مادام» و... از جمله این آثار است. چند میانپردهی تلویزیونی که نجفلو در آنها به ایفای نقش پرداخت، آخرین برنامههای نمایشی وی بود. | نجفلو در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل کهولت سن از رانندگی دست کشید و در همین دوره، به دعوت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اردبیل و صداوسیمای مرکز اردبیل، چند نمایش کوتاه تلویزیونی را برای برنامه «صبح جمعه»ی سیمای مرکز اردبیل و جشنهای دههی فجر به زبان آذری اجرا کرد. «نوکر گیج»، «حاجیآقا زن میخواهد»، «تاجر کدو»، «یک تخت و دو مسافر»، «کلاس هنرپیشگی»، «دردسر تلفن»، «آدام مادام» و... از جمله این آثار است. چند میانپردهی تلویزیونی که نجفلو در آنها به ایفای نقش پرداخت، آخرین برنامههای نمایشی وی بود. | ||