Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۸۴۷
ویرایش
Mohammadi2 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه زندگینامه | {{جعبه زندگینامه | ||
|عنوان =ابن بیطار | |عنوان =ابن بیطار | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۷: | ||
|پست تخصصی = | |پست تخصصی = | ||
|باشگاه = | |باشگاه = | ||
}}[[پرونده: 11027000.jpg | بندانگشتی|نسخه کتاب الجامع لمفردات، تأليف ابن بيطار]]گیاهشناس و داروشناس نامدار اندلسی. او در اشبیلیه به فراگیری دانش پرداخت و از این طریق با آثار گیاهداروشناسان بزرگی چون [[دیسقوریدس]] و [[جالینوس]] و برخی دانشمندان [[اندلس]] و مغرب همچون غافقی، عبدالله بن صالح، ابن حجّاج ابوالعباس نباتی زهراوی، شریف ادریسی، [[اسحاق بن عمران]] و [[ابن جزار، ابوجعفر احمد ( ـ۳۶۹ق)|ابن جزّار]] آشنا شد. او برای افزودن بر دانش گیاهشناسی خود در ۲۰سالگی راه سفر را پیش گرفت و پس از گذشت از تنگۀ [[جبل الطارق|جبلالطّارق]]، به شمال افریقا رفت و به جستوجوی گیاهان و خواص آنها پرداخت. در ۶۳۳ به [[دمشق]] رفت و گیاهداروشناس بزرگ، [[ابن ابی اصیبعه، احمد (دمشق ۵۹۵ ـ ۶۶۸ق)|ابن ابی اصیبعه]] (۶۰۰ـ۶۶۸ق) به شاگردی او درآمد. بهنظر میرسد که قبل از آنکه به شام سفر کند دیداری از یونان و برخی از شهرهای دور [[آسیای صغیر]] نیز داشته است. بنابر برخی اقوال او تا [[بین النهرین|بینالنهرین]]، شمال [[عربستان سعودی|عربستان]] و حتی [[ایران]] نیز آمده است. گواه بر این مسافرتهای او اسامی مختلف و به زبانهای مختلفی است که در مهمترین اثر او یعنی ''الجامع لمفردات الادویة و الاغذیه'' دیده میشود. او در دمشق به ریاست گیاهداروشناسان درآمد و پس از مرگ سلطان محمد بن ابی بکر ایّوبی ملقّب به الملک الکامل به [[قاهره]] رفت و به خدمت پسر این سلطان، یعنی الملک الصالح نجمالدین ایوب پیوست. در زمان اقامت در قاهره کتاب ''الجامع'' و نیز ''المغنی'' را نگاشت. پس از چندی به دمشق بازگشت و در همان شهر در ۶۴۲ق، درگذشت. او در مهمترین اثر خود یعنی ''الجامع'' خدمت بزرگی به تاریخ گیاهداروشناسی کرده است زیرا نقل قولهایی از برخی دانشمندان از قبیل شریف ادریسی، ماسرجویه، [[ابن ماسه]]، ابن سَمَجون و دیگر کسان آورده است که امروزه آثاری از آنها بهجا نمانده است. همچنین آوردن اسامی مترادف به زبانهای یونانی، بربری، فارسی و اندلسی از دیگر مزایای این اثر است. کتاب'' الجامع'' در سعی و دقت بینظیر است، ترجمۀ ناقصی از آن به آلمانی وجود دارد. این کتاب در دورۀ احیاء علم، اختلافات دانشمندان اروپایی را دربارۀ تطبیق لغات یونانی و عربی حل کرده است. از دیگر آثار ابن بیطار میتوان به این موارد اشاره کرد. ''تفسیر کتاب دیسقوریدس''.'' رسالة فی الادویة و الاغذیة''، ''رسالة فی تداوی السّموم''، ''کاسف الوَیل فی معرفة امراض الخَیل''، ''کتاب الإبانة و الإعلام بما فی المنهاج من الخلل و الاوهام، کتاب الافعال الغریبة و الخواص العجیبة''، ''میزان الطب''، ''المغنی فی الادویة المفرده'' و جزوهای به نام ''مقالة فی اللیمون''. | }}ابن بِیطار (قرن ۷ق)<br>[[پرونده: 11027000.jpg | بندانگشتی|نسخه کتاب الجامع لمفردات، تأليف ابن بيطار]]گیاهشناس و داروشناس نامدار اندلسی. او در [[اشبیلیه]] به فراگیری دانش پرداخت و از این طریق با آثار گیاهداروشناسان بزرگی چون [[دیسقوریدس]] و [[جالینوس]] و برخی دانشمندان [[اندلس]] و [[مغرب]] همچون [[غافقی، ابوجعفر احمد ( ـ۵۶۰ق)|غافقی]]، عبدالله بن صالح، ابن حجّاج ابوالعباس نباتی زهراوی، شریف ادریسی، [[اسحاق بن عمران]] و [[ابن جزار، ابوجعفر احمد ( ـ۳۶۹ق)|ابن جزّار]] آشنا شد. او برای افزودن بر دانش گیاهشناسی خود در ۲۰سالگی راه سفر را پیش گرفت و پس از گذشت از تنگۀ [[جبل الطارق|جبلالطّارق]]، به شمال [[افریقا، قاره|افریقا]] رفت و به جستوجوی گیاهان و خواص آنها پرداخت. در ۶۳۳ به [[دمشق]] رفت و گیاهداروشناس بزرگ، [[ابن ابی اصیبعه، احمد (دمشق ۵۹۵ ـ ۶۶۸ق)|ابن ابی اصیبعه]] (۶۰۰ـ۶۶۸ق) به شاگردی او درآمد. بهنظر میرسد که قبل از آنکه به [[شام]] سفر کند دیداری از [[یونان باستان|یونان]] و برخی از شهرهای دور [[آسیای صغیر]] نیز داشته است. بنابر برخی اقوال او تا [[بین النهرین|بینالنهرین]]، شمال [[عربستان سعودی|عربستان]] و حتی [[ایران]] نیز آمده است. گواه بر این مسافرتهای او اسامی مختلف و به زبانهای مختلفی است که در مهمترین اثر او یعنی ''الجامع لمفردات الادویة و الاغذیه'' دیده میشود. او در دمشق به ریاست گیاهداروشناسان درآمد و پس از مرگ سلطان محمد بن ابی بکر ایّوبی ملقّب به الملک الکامل به [[قاهره]] رفت و به خدمت پسر این سلطان، یعنی الملک الصالح نجمالدین ایوب پیوست. در زمان اقامت در قاهره کتاب ''الجامع'' و نیز ''المغنی'' را نگاشت. پس از چندی به دمشق بازگشت و در همان شهر در ۶۴۲ق، درگذشت. او در مهمترین اثر خود یعنی ''الجامع'' خدمت بزرگی به تاریخ گیاهداروشناسی کرده است زیرا نقل قولهایی از برخی دانشمندان از قبیل شریف ادریسی، ماسرجویه، [[ابن ماسه]]، ابن سَمَجون و دیگر کسان آورده است که امروزه آثاری از آنها بهجا نمانده است. همچنین آوردن اسامی مترادف به زبانهای یونانی، بربری، فارسی و اندلسی از دیگر مزایای این اثر است. کتاب'' الجامع'' در سعی و دقت بینظیر است، ترجمۀ ناقصی از آن به آلمانی وجود دارد. این کتاب در دورۀ احیاء علم، اختلافات دانشمندان اروپایی را دربارۀ تطبیق لغات یونانی و عربی حل کرده است. از دیگر آثار ابن بیطار میتوان به این موارد اشاره کرد. ''تفسیر کتاب دیسقوریدس''.'' رسالة فی الادویة و الاغذیة''، ''رسالة فی تداوی السّموم''، ''کاسف الوَیل فی معرفة امراض الخَیل''، ''کتاب الإبانة و الإعلام بما فی المنهاج من الخلل و الاوهام، کتاب الافعال الغریبة و الخواص العجیبة''، ''میزان الطب''، ''المغنی فی الادویة المفرده'' و جزوهای به نام ''مقالة فی اللیمون''. | ||
<br><!--11027000--> | <br><!--11027000--> | ||
[[رده:پزشکی]] | [[رده:پزشکی]] | ||
ویرایش