Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۸٬۵۸۱
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042161117.jpg|جایگزین=روی جلد کتاب|بندانگشتی|روی جلد کتاب]] | [[پرونده:2042161117.jpg|جایگزین=روی جلد کتاب|بندانگشتی|روی جلد کتاب]] | ||
عنوان رمانی از [[محمود کیانوش]]، در گونهی رمان شخصیت. کتاب نخستین بار، سال | غواص و ماهی (کتاب) | ||
عنوان رمانی از [[کیانوش، محمود|محمود کیانوش]]، در گونهی رمان شخصیت. کتاب نخستین بار، سال 1368ش، توسط انتشارات شباهنگ در 279 صفحه چاپ و منتشر شده و اطلاعی از چاپهای بعدی رمان در دست نیست. رمان از زاویه دید درونی و به شیوهی راوی- ناظر روایت شده است. وقایع داستان در تهران، بین سالهای 1335 تا 1347ش، رخ میدهد. شخصیتهای اصلی: رضا طمغاچیان (دانشجوی سابق دانشکده ادبیات) و عبدالله رامیار (دوست همکلاس رضا) | |||
<br />'''پیرنگ''' | <br />'''پیرنگ''' | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۴: | ||
آنچه رضا طمغاچیان را همچون بودا از کاخ اشرافی پدر بیرون میکشد و بدل به فرید ماهانگردی میکند، التهابی است که سالها پیش در دوران دانشجویی با دوست همدل خود، عبدالله رامیار بارها، بر سر آن بحث کرده و عبدالله نام آن را «شور فهمیدن» گذاشته است. شوری که از ابتدای جوانی او را سرکش و بیقرار و نسبت به قراردادها و روشهای مرسوم جامعه بیاعتنا کرده است و سرانجام بعد از سرگشتگیهای بسیار، در زندگی ساده و آرام روستا پناه داده است. اما استحالهای که حاصل این شورشور است، آنچنان جدی و قوی است که وقتی دوست او عبدالله رامیار برای بازگرداندنش به روستا میرود (همانند غواص قصهای که فرید تعریف میکند) ناموفق برمیگردد. با اینهمه عبدالله رامیار از این سفر دست خالی برنگشته است. زیرا حاصل این سفر، تجدید دیداری است با اندیشهها و آرزوهایی که خود در جوانی داشته و دریافتن اینکه چه بسیار از آنها دور شده است. تا آنجا که این سوال برای خواننده پیش میآید که آیا این سفر جنبهی مجازی ندارد و آیا کل این ماجرا شرح تلاش عبدالله رامیار برای دیدار با خود نیست؟ خودی که چند ماه قبل از پایان تحصیلات دانشگاهی آن را گم کرده و حالا درصدد یافتن آن است و خواننده ناموفق ماندن این جستوجو را پیشاپیش در قصهی تمثیلی فرید ماهانگردی شنیده است. | آنچه رضا طمغاچیان را همچون بودا از کاخ اشرافی پدر بیرون میکشد و بدل به فرید ماهانگردی میکند، التهابی است که سالها پیش در دوران دانشجویی با دوست همدل خود، عبدالله رامیار بارها، بر سر آن بحث کرده و عبدالله نام آن را «شور فهمیدن» گذاشته است. شوری که از ابتدای جوانی او را سرکش و بیقرار و نسبت به قراردادها و روشهای مرسوم جامعه بیاعتنا کرده است و سرانجام بعد از سرگشتگیهای بسیار، در زندگی ساده و آرام روستا پناه داده است. اما استحالهای که حاصل این شورشور است، آنچنان جدی و قوی است که وقتی دوست او عبدالله رامیار برای بازگرداندنش به روستا میرود (همانند غواص قصهای که فرید تعریف میکند) ناموفق برمیگردد. با اینهمه عبدالله رامیار از این سفر دست خالی برنگشته است. زیرا حاصل این سفر، تجدید دیداری است با اندیشهها و آرزوهایی که خود در جوانی داشته و دریافتن اینکه چه بسیار از آنها دور شده است. تا آنجا که این سوال برای خواننده پیش میآید که آیا این سفر جنبهی مجازی ندارد و آیا کل این ماجرا شرح تلاش عبدالله رامیار برای دیدار با خود نیست؟ خودی که چند ماه قبل از پایان تحصیلات دانشگاهی آن را گم کرده و حالا درصدد یافتن آن است و خواننده ناموفق ماندن این جستوجو را پیشاپیش در قصهی تمثیلی فرید ماهانگردی شنیده است. | ||
---- | ---- | ||
<br /> | <br /> | ||
[[رده:ادبیات فارسی]] | [[رده:ادبیات فارسی]] | ||
[[رده:ادبیات معاصر - آثار]] | [[رده:ادبیات معاصر - آثار]] | ||
ویرایش