Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۷۳۶
ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
'''هالیوود پیش از ۱۹۶۰'''. در دو دهۀ نخست قرن ۲۰، فیلمسازی امریکا که افرادی همچون دیوید وارک گریفیث، سیسیل ب دومیل<ref>Cecil B DeMille</ref> و [[چاپلین، چارلی (۱۸۸۹ـ۱۹۷۷)|چارلی چاپلین]]<ref>Charlie Chaplin</ref>، در رأس آن بودند، به لحاظ هنری و تجاری رونق یافت. تا دهۀ ۱۹۲۰ صنعت سینما در چندین استودیو در نزدیکی لوسآنجلس، کالیفرنیا، متمرکز شد. این استودیوهای هالیوودی، همان الگوی تولید انبوه رایج در دیگر صنایع امریکا را بهکار گرفتند. همۀ فیلمهای هالیوود از الگوهایی یکنواخت پیروی میکردند و تا نیمۀ دهۀ ۱۹۳۰ محتوا و سبکشان را آییننامۀ سفتوسخت تولید (← [[سانسور|سانسور فیلم]]<ref>film censorship</ref>؛ [[اداره_هیز|ادارۀ هیز]]) تعیین میکرد، ولی عواملی دیگر در جاذبه و مقبولیت محصولات هالیوود در ژانر (گونه)های مختلف نقش داشت، ازجمله بهرهگیری از محبوبیت ستارگان، تبلیغات گسترده، انتشار اطلاعیه در مطبوعات، و معرفی آنها در رسانهها. موضوع فیلمهای امریکایی، در آغاز، بیشتر حماسی تاریخی<ref>historical epic</ref>، ملودرام<ref>melodrama</ref>، کمدی اسلپاستیک (بزن بکوب)<ref>slapstick comedy</ref>، و وسترن بود. در این زمان رابرت فلاهرتی<ref>Robert Flaherty</ref> از کارگردانهای شاخص سینمای مستند بود. پس از پیدایش سینمای ناطق، در اواخر دهۀ ۱۹۲۰، گونههای دیگری نیز در سینما پدید آمدند، ازجمله فیلمهای موزیکال<ref>musical</ref>، گانگستری<ref>gangster</ref>، کمدی اسکروبال<ref>screwball comedy</ref>، ترسناک، نمایش تاریخی<ref>period drama</ref>، و مهیج جنایی<ref>crime thriller</ref>. ساخت فیلمهای انیمیشن (تصویر متحرک)<ref>animation</ref> نیز در همین زمان آغاز شد، مانند [[میکی ماوس]]<ref>Mickey Mouse</ref>، آفریدۀ [[والت دیزنی]]<ref>Walt Disney</ref> که نخست در کارتون ''استیمبوت ویلی''<ref>''Steamboat Willie''</ref> (۱۹۲۸) ظاهر شد، و ''سفیدبرفی و هفت کوتوله''<ref>''Snow White and the Seven Dwarfs''</ref>، نخستین فیلم بلند متحرکسازی که در ۱۹۳۷ بهنمایش درآمد. نظام ستارهسازی از ۱۹۰۹ رواج یافت و بازیگرانی همچون [[پیکفورد، مری (۱۸۹۳ـ۱۹۷۹)|مری پیکفورد]]<ref>Mary Pickford</ref> و [[تورپین، بن (۱۸۷۴ـ۱۹۴۰)|بن تورپین]]<ref>Ben Turpin</ref> از این سال محبوب شدند، و دیری نپایید که ستارگان تازهای مانند فتی آربکل<ref>Fatty Arbuckle</ref>، چارلی چاپلین، [[فربنکس (پدر)، داگلاس (۱۸۸۳ـ۱۹۳۹)|داگلاس فربنکس مهتر]]<ref>Douglas Fairbanks Sr</ref>، [[گاربو، گرتا (۱۹۰۵ـ۱۹۹۰)|گرتا گاربو]]<ref>Greta Garbo</ref>، [[گیش، لیلیان (۱۸۹۹ـ۱۹۹۳)|لیلیان گیش]]<ref>Lillian Gish</ref>، [[کیتون، باستر (۱۸۹۶ـ۱۹۶۶)|باستر کیتون]]<ref>Buster Keaton</ref>، [[لوید، هارولد (۱۸۹۳ـ۱۹۷۱)|هارولد لوید]]<ref>Harold Lloyd</ref>، [[سوانسون، گلوریا (ح ۱۸۹۷ـ۱۹۸۳)|گلوریا سوانسون]]<ref>Gloria Swanson</ref>، و رودالف والنتینو<ref>Rudolph Valentino</ref> ظهور کردند. با ورود صدا، بسیاری از ستارگان دوران صامت سینما کنار رفتند، زیرا صدا و سبک بازیگریشان مناسب با این قالب تازه نبود. درعوض بسیاری از بازیگران ناتورالیست<ref>naturalistic</ref> و شخصیتهای شناختهشدۀ تئاتر به سینما روآوردند. برخی از ستارگان «دوران طلایی<ref>golden era</ref>» هالیوود، در دهههای ۱۹۳۰ و۱۹۴۰، عبارتاند از [[بوگارت، هامفری (۱۸۹۹ـ۱۹۵۷)|هامفری بوگارت]]<ref>Humphrey Bogart</ref>، [[کاگنی، جیمز (۱۸۹۹ـ۱۹۸۶)|جیمز کاگنی]]<ref>James Cagney</ref>، جون کرافورد<ref>Joan Crawford</ref>، [[دیویس، بت (۱۹۰۸ـ۱۹۸۹)|بت دیویس]]<ref>Bette Davis</ref>، [[فاندا، هنری|هنری فاندا]]<ref>Henry Fonda</ref>، [[گیبل، کلارک (۱۹۰۱ـ۱۹۶۰)|کلارک گیبل]]<ref>Clark Gable</ref>، [[گارلند، جودی (۱۹۲۲ـ۱۹۶۹)|جودی گارلند]]<ref>Judy Garland</ref>، [[گرانت، کری (۱۹۰۴ـ ۱۹۸۶)|کری گرانت]]<ref>Cary Grant</ref>، [[هپبورن، کاترین (۱۹۰۹ـ۲۰۰۳)|کاترین هپبورن]]<ref>Katharine Hepburn</ref>، [[لوی، مرنا (۱۹۰۵ـ۱۹۹۳)|مرنا لوی]]<ref>Myrna Loy</ref>، برادران مارکس<ref>Marx Brothers</ref>، [[پاول، ویلیام (۱۸۹۲ـ۱۹۸۴)|ویلیام پاول]]<ref>William Powell</ref>، باربارا استنویک<ref>Barbara Stanwyck</ref>، [[استوارت، جیمز (۱۹۰۸ـ۱۹۹۷)|جیمز استوارت]]<ref>James Stewart</ref>، و [[تریسی، اسپنسر (۱۹۰۰ـ ۱۹۶۷)|اسپنسر تریسی]]<ref>Spencer Tracy</ref>. پیشتر با وجود اینکه در زمینۀ فیلمبرداری رنگی آزمایشهایی صورت گرفته بود، این کار در عمل با ابداع تکنی کالر<ref>Technicolor</ref> آغاز شد. در امریکا فیلم رنگی فقط برای تولید آثار برجستهای چون ''[[برباد رفته (سینما)|بر باد رفته]]''<ref>''Gone With the Wind''</ref> (۱۹۳۹) و موزیکالهای پرهزینهای مانند ''[[جادوگر شهر زمرد]]''<ref>''The Wizard of Oz''</ref> (۱۹۳۹) بهکار میرفت، ولی تا نیمۀ دهۀ ۱۹۵۰ همۀ فیلمهای هالیوود بهشیوۀ رنگی ساخته میشد. در همین زمان چندین شیوۀ نمایش پردۀ عریض ابداع شد که از آن میان سینماسکوپ<ref>cinemascope</ref> از همه موفقتر بود. | '''هالیوود پیش از ۱۹۶۰'''. در دو دهۀ نخست قرن ۲۰، فیلمسازی امریکا که افرادی همچون دیوید وارک گریفیث، سیسیل ب دومیل<ref>Cecil B DeMille</ref> و [[چاپلین، چارلی (۱۸۸۹ـ۱۹۷۷)|چارلی چاپلین]]<ref>Charlie Chaplin</ref>، در رأس آن بودند، به لحاظ هنری و تجاری رونق یافت. تا دهۀ ۱۹۲۰ صنعت سینما در چندین استودیو در نزدیکی لوسآنجلس، کالیفرنیا، متمرکز شد. این استودیوهای هالیوودی، همان الگوی تولید انبوه رایج در دیگر صنایع امریکا را بهکار گرفتند. همۀ فیلمهای هالیوود از الگوهایی یکنواخت پیروی میکردند و تا نیمۀ دهۀ ۱۹۳۰ محتوا و سبکشان را آییننامۀ سفتوسخت تولید (← [[سانسور|سانسور فیلم]]<ref>film censorship</ref>؛ [[اداره_هیز|ادارۀ هیز]]) تعیین میکرد، ولی عواملی دیگر در جاذبه و مقبولیت محصولات هالیوود در ژانر (گونه)های مختلف نقش داشت، ازجمله بهرهگیری از محبوبیت ستارگان، تبلیغات گسترده، انتشار اطلاعیه در مطبوعات، و معرفی آنها در رسانهها. موضوع فیلمهای امریکایی، در آغاز، بیشتر حماسی تاریخی<ref>historical epic</ref>، ملودرام<ref>melodrama</ref>، کمدی اسلپاستیک (بزن بکوب)<ref>slapstick comedy</ref>، و وسترن بود. در این زمان رابرت فلاهرتی<ref>Robert Flaherty</ref> از کارگردانهای شاخص سینمای مستند بود. پس از پیدایش سینمای ناطق، در اواخر دهۀ ۱۹۲۰، گونههای دیگری نیز در سینما پدید آمدند، ازجمله فیلمهای موزیکال<ref>musical</ref>، گانگستری<ref>gangster</ref>، کمدی اسکروبال<ref>screwball comedy</ref>، ترسناک، نمایش تاریخی<ref>period drama</ref>، و مهیج جنایی<ref>crime thriller</ref>. ساخت فیلمهای انیمیشن (تصویر متحرک)<ref>animation</ref> نیز در همین زمان آغاز شد، مانند [[میکی ماوس]]<ref>Mickey Mouse</ref>، آفریدۀ [[والت دیزنی]]<ref>Walt Disney</ref> که نخست در کارتون ''استیمبوت ویلی''<ref>''Steamboat Willie''</ref> (۱۹۲۸) ظاهر شد، و ''سفیدبرفی و هفت کوتوله''<ref>''Snow White and the Seven Dwarfs''</ref>، نخستین فیلم بلند متحرکسازی که در ۱۹۳۷ بهنمایش درآمد. نظام ستارهسازی از ۱۹۰۹ رواج یافت و بازیگرانی همچون [[پیکفورد، مری (۱۸۹۳ـ۱۹۷۹)|مری پیکفورد]]<ref>Mary Pickford</ref> و [[تورپین، بن (۱۸۷۴ـ۱۹۴۰)|بن تورپین]]<ref>Ben Turpin</ref> از این سال محبوب شدند، و دیری نپایید که ستارگان تازهای مانند فتی آربکل<ref>Fatty Arbuckle</ref>، چارلی چاپلین، [[فربنکس (پدر)، داگلاس (۱۸۸۳ـ۱۹۳۹)|داگلاس فربنکس مهتر]]<ref>Douglas Fairbanks Sr</ref>، [[گاربو، گرتا (۱۹۰۵ـ۱۹۹۰)|گرتا گاربو]]<ref>Greta Garbo</ref>، [[گیش، لیلیان (۱۸۹۹ـ۱۹۹۳)|لیلیان گیش]]<ref>Lillian Gish</ref>، [[کیتون، باستر (۱۸۹۶ـ۱۹۶۶)|باستر کیتون]]<ref>Buster Keaton</ref>، [[لوید، هارولد (۱۸۹۳ـ۱۹۷۱)|هارولد لوید]]<ref>Harold Lloyd</ref>، [[سوانسون، گلوریا (ح ۱۸۹۷ـ۱۹۸۳)|گلوریا سوانسون]]<ref>Gloria Swanson</ref>، و رودالف والنتینو<ref>Rudolph Valentino</ref> ظهور کردند. با ورود صدا، بسیاری از ستارگان دوران صامت سینما کنار رفتند، زیرا صدا و سبک بازیگریشان مناسب با این قالب تازه نبود. درعوض بسیاری از بازیگران ناتورالیست<ref>naturalistic</ref> و شخصیتهای شناختهشدۀ تئاتر به سینما روآوردند. برخی از ستارگان «دوران طلایی<ref>golden era</ref>» هالیوود، در دهههای ۱۹۳۰ و۱۹۴۰، عبارتاند از [[بوگارت، هامفری (۱۸۹۹ـ۱۹۵۷)|هامفری بوگارت]]<ref>Humphrey Bogart</ref>، [[کاگنی، جیمز (۱۸۹۹ـ۱۹۸۶)|جیمز کاگنی]]<ref>James Cagney</ref>، جون کرافورد<ref>Joan Crawford</ref>، [[دیویس، بت (۱۹۰۸ـ۱۹۸۹)|بت دیویس]]<ref>Bette Davis</ref>، [[فاندا، هنری|هنری فاندا]]<ref>Henry Fonda</ref>، [[گیبل، کلارک (۱۹۰۱ـ۱۹۶۰)|کلارک گیبل]]<ref>Clark Gable</ref>، [[گارلند، جودی (۱۹۲۲ـ۱۹۶۹)|جودی گارلند]]<ref>Judy Garland</ref>، [[گرانت، کری (۱۹۰۴ـ ۱۹۸۶)|کری گرانت]]<ref>Cary Grant</ref>، [[هپبورن، کاترین (۱۹۰۹ـ۲۰۰۳)|کاترین هپبورن]]<ref>Katharine Hepburn</ref>، [[لوی، مرنا (۱۹۰۵ـ۱۹۹۳)|مرنا لوی]]<ref>Myrna Loy</ref>، برادران مارکس<ref>Marx Brothers</ref>، [[پاول، ویلیام (۱۸۹۲ـ۱۹۸۴)|ویلیام پاول]]<ref>William Powell</ref>، باربارا استنویک<ref>Barbara Stanwyck</ref>، [[استوارت، جیمز (۱۹۰۸ـ۱۹۹۷)|جیمز استوارت]]<ref>James Stewart</ref>، و [[تریسی، اسپنسر (۱۹۰۰ـ ۱۹۶۷)|اسپنسر تریسی]]<ref>Spencer Tracy</ref>. پیشتر با وجود اینکه در زمینۀ فیلمبرداری رنگی آزمایشهایی صورت گرفته بود، این کار در عمل با ابداع تکنی کالر<ref>Technicolor</ref> آغاز شد. در امریکا فیلم رنگی فقط برای تولید آثار برجستهای چون ''[[برباد رفته (سینما)|بر باد رفته]]''<ref>''Gone With the Wind''</ref> (۱۹۳۹) و موزیکالهای پرهزینهای مانند ''[[جادوگر شهر زمرد]]''<ref>''The Wizard of Oz''</ref> (۱۹۳۹) بهکار میرفت، ولی تا نیمۀ دهۀ ۱۹۵۰ همۀ فیلمهای هالیوود بهشیوۀ رنگی ساخته میشد. در همین زمان چندین شیوۀ نمایش پردۀ عریض ابداع شد که از آن میان سینماسکوپ<ref>cinemascope</ref> از همه موفقتر بود. | ||
'''سینمای جهان پیش از ۱۹۶۰'''. در دهۀ ۱۹۳۰، [[رنوار، ژان (۱۸۹۴ـ۱۹۷۹)|ژان رنوار]]<ref>Jean Renoir</ref> در [[فرانسه]]، چندین فیلم ماندگار ساخت؛ ازجمله ''شب در چهارراه''<ref>''La Nuit du carrefour/Night at the Crossroads''</ref> (۱۹۳۲) و ''جنایت آقای لانژ''<ref>''Le Crime de M. Lange/The Crime of Monsieur Lange''</ref> (۱۹۳۶). مجموعهای از فیلمهای واقعگرای شاعرانه<ref>poetic realist films</ref>، همچون ''پهپهلوموکو''<ref>''Pépé le Moko''</ref> (۱۹۳۶)، اثر [[دوویویه، ژولین هانری نیکلا (۱۸۹۶ـ۱۹۶۷)|ژولین دوویویه]]<ref>Julien Duvivier</ref>، و ''بندر مهآلود''<ref>''Quai des brumes/Port of Shadows''</ref> (۱۹۳۸) ساختۀ [[کارنه، مارسل (۱۹۰۶ـ۱۹۹۶)|مارسل کارنه]]<ref>Marcel Carné</ref>، بر گونۀ فیلم نوُار<ref>film noir</ref> در امریکا و فیلمهای مهیج و جنایی فرانسه، موسوم به فیلمهای پلیسی، تأثیر گذاشت. ژان کوکتو<ref>Jean Cocteau</ref> مهمترین فیلمهایش را در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ ساخت، و لوئی مال<ref>Louis Malle</ref> کارش را در دهۀ ۱۹۵۰ آغاز کرد. دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ در انگلستان دوران خلاقیتهای مستمر بود و فیلمسازانی همچون [[کوردا، الگزاندر (۱۸۹۳ـ۱۹۵۶)|آلگزاندر کوردا]]<ref>Alexander Korda</ref>، [[پاول، مایکل (۱۹۰۵ـ۱۹۹۰)|مایکل پاول]]<ref>Michael Powell</ref>، امهریک پرسبرگر<ref>Emeric Pressburger</ref>، و [[رید، کارول (۱۹۰۶ـ۱۹۷۶)|کارول رید]]<ref>Carol Reed</ref> ظهور کردند. در همین دوران استودیوهای ایلینگ<ref>Ealing Studios</ref> پا گرفت و آرتور رنک<ref>Arthur Rank</ref> امپراتوری فیلمسازیش را بنا نهاد. در ایتالیا، درست پس از جنگ جهانی دوم، جنبش نئورئالیست<ref>neorealist movement</ref> (نوواقعگرا) به پیشگامی لوکینو ویسکونتی<ref>Luchino Visconti</ref> آغاز شد. این جنبش به ساخت فیلمهای کلاسیکی مانند ''رم شهر بیدفاع''<ref>''Roma, città aperta/Rome, Open City''</ref> (۱۹۴۵) ساختۀ [[روسلینی، روبرتو (۱۹۰۶ـ۱۹۷۷)|روبرتو روسّلّینی]]<ref>Roberto Rossellini</ref>، و ''دزدان دوچرخه''<ref>''Ladri di biciclette/Bicycle Thieves''</ref> (۱۹۴۸) اثر [[دسیکا، ویتوریو (۱۹۰۱ـ۱۹۷۴)|ویتوریو دسیکا]]<ref>''Vittorio De Sica''</ref>، منجر شد. در دهۀ ۱۹۵۰ کارگردانهای سوررئالیست<ref>surrealist</ref> (فراواقعگرا) مانند [[آنتونیونی، میکل آنجلو (۱۹۱۲ـ۲۰۰۷)|میکلآنجلو آنتونیونی]]<ref>Michelangelo Antonioni</ref> و [[فلینی، فدریکو (۱۹۲۰ـ۱۹۹۳)|فدریکو فلینی]]<ref>Federico Fellini</ref>، شروع به فیلمسازی کردند. [[ | '''سینمای جهان پیش از ۱۹۶۰'''. در دهۀ ۱۹۳۰، [[رنوار، ژان (۱۸۹۴ـ۱۹۷۹)|ژان رنوار]]<ref>Jean Renoir</ref> در [[فرانسه]]، چندین فیلم ماندگار ساخت؛ ازجمله ''شب در چهارراه''<ref>''La Nuit du carrefour/Night at the Crossroads''</ref> (۱۹۳۲) و ''جنایت آقای لانژ''<ref>''Le Crime de M. Lange/The Crime of Monsieur Lange''</ref> (۱۹۳۶). مجموعهای از فیلمهای واقعگرای شاعرانه<ref>poetic realist films</ref>، همچون ''پهپهلوموکو''<ref>''Pépé le Moko''</ref> (۱۹۳۶)، اثر [[دوویویه، ژولین هانری نیکلا (۱۸۹۶ـ۱۹۶۷)|ژولین دوویویه]]<ref>Julien Duvivier</ref>، و ''بندر مهآلود''<ref>''Quai des brumes/Port of Shadows''</ref> (۱۹۳۸) ساختۀ [[کارنه، مارسل (۱۹۰۶ـ۱۹۹۶)|مارسل کارنه]]<ref>Marcel Carné</ref>، بر گونۀ فیلم نوُار<ref>film noir</ref> در امریکا و فیلمهای مهیج و جنایی فرانسه، موسوم به فیلمهای پلیسی، تأثیر گذاشت. ژان کوکتو<ref>Jean Cocteau</ref> مهمترین فیلمهایش را در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ ساخت، و لوئی مال<ref>Louis Malle</ref> کارش را در دهۀ ۱۹۵۰ آغاز کرد. دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ در انگلستان دوران خلاقیتهای مستمر بود و فیلمسازانی همچون [[کوردا، الگزاندر (۱۸۹۳ـ۱۹۵۶)|آلگزاندر کوردا]]<ref>Alexander Korda</ref>، [[پاول، مایکل (۱۹۰۵ـ۱۹۹۰)|مایکل پاول]]<ref>Michael Powell</ref>، امهریک پرسبرگر<ref>Emeric Pressburger</ref>، و [[رید، کارول (۱۹۰۶ـ۱۹۷۶)|کارول رید]]<ref>Carol Reed</ref> ظهور کردند. در همین دوران استودیوهای ایلینگ<ref>Ealing Studios</ref> پا گرفت و آرتور رنک<ref>Arthur Rank</ref> امپراتوری فیلمسازیش را بنا نهاد. در ایتالیا، درست پس از جنگ جهانی دوم، جنبش نئورئالیست<ref>neorealist movement</ref> (نوواقعگرا) به پیشگامی لوکینو ویسکونتی<ref>Luchino Visconti</ref> آغاز شد. این جنبش به ساخت فیلمهای کلاسیکی مانند ''رم شهر بیدفاع''<ref>''Roma, città aperta/Rome, Open City''</ref> (۱۹۴۵) ساختۀ [[روسلینی، روبرتو (۱۹۰۶ـ۱۹۷۷)|روبرتو روسّلّینی]]<ref>Roberto Rossellini</ref>، و ''دزدان دوچرخه''<ref>''Ladri di biciclette/Bicycle Thieves''</ref> (۱۹۴۸) اثر [[دسیکا، ویتوریو (۱۹۰۱ـ۱۹۷۴)|ویتوریو دسیکا]]<ref>''Vittorio De Sica''</ref>، منجر شد. در دهۀ ۱۹۵۰ کارگردانهای سوررئالیست<ref>surrealist</ref> (فراواقعگرا) مانند [[آنتونیونی، میکل آنجلو (۱۹۱۲ـ۲۰۰۷)|میکلآنجلو آنتونیونی]]<ref>Michelangelo Antonioni</ref> و [[فلینی، فدریکو (۱۹۲۰ـ۱۹۹۳)|فدریکو فلینی]]<ref>Federico Fellini</ref>، شروع به فیلمسازی کردند. [[بونوئل، لوئیس|لوئیس بونوئل]]<ref>Luis Buñuel</ref> اسپانیایی، در دهۀ ۱۹۲۰، کارش را با ساخت فیلمهای سورئالیستی آغاز کرد و بیشتر فیلمهایش را در تبعید ساخت. در دهۀ ۱۹۵۰ [[برگمان، اینگمار (۱۹۱۸ـ۲۰۰۷)|اینگمار برگمان]]<ref>Ingmar Bergman</ref> سوئدی، [[وایدا، آندری (۱۹۲۶)|آندری وایدا]]<ref>Andrzej Wajda</ref>ی لهستانی نیز همچون ساتیاجیترای هندی بهشهرت جهانی رسیدند. معروفترین فیلمسازان ژاپنی در این دهه عبارت بودند از [[میزوگوچی، کنجی (۱۸۹۸ـ۱۹۵۶)|کنجی میزوگوچی]]<ref>Kenji Mizoguchi</ref>، یاسوجیرو اوزو<ref>Yasujiro Ozu</ref>، و [[کوروساوا، آکیرا (۱۹۱۰ـ۱۹۹۸)|آکیرا کوروساوا]]<ref>Akira Kurosawa</ref>. | ||
'''سینمای جهان پس از ۱۹۶۰'''. از مهمترین جنبشهای سینمایی دهۀ ۱۹۶۰ موج نو فرانسه<ref>French New Wave</ref> بود که با فیلمهایی چون ''از نفس افتاده''<ref>''A bout de souffle/Breathless''</ref> (۱۹۵۹) اثر [[گدار، ژان ـ لوک (۱۹۳۰)|ژان ـ لوک گدار]]<ref>Jean-Luc Godard</ref> و ''ژول و ژیم''<ref>''Jules et Jim''</ref> (۱۹۶۲) اثر فرانسوآ تروفو<ref>François Truffaut</ref> آغاز شد. سینماگران موج نو فرانسه، آگاهانه با فرم<ref>form</ref> فیلم بازی میکردند و قواعد سینمای امریکا را زیر پا میگذاشتند؛ هنر مدرن و فرهنگ عامیانه را درهم میآمیختند، و اغلب از دیدگاه چپگرایانه به نقد زندگی مدرن میپرداختند. در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، تحولات مهمی در سینمای کشورهای جهان پدید آمد، ازجمله در انگلستان ([[اندرسون، لینزی (۱۹۳۲ـ۱۹۹۴)|لینزی اندرسون]]<ref>Lindsay Anderson</ref>، [[ریچاردسون، تونی (۱۹۲۸ـ۱۹۹۱)|تونی ریچاردسون]]<ref>Tony Richardson</ref>، جان شلهزینگر<ref>John Schlesinger</ref>)، چکسلوواکی ([[فورمن، میلوش | '''سینمای جهان پس از ۱۹۶۰'''. از مهمترین جنبشهای سینمایی دهۀ ۱۹۶۰ موج نو فرانسه<ref>French New Wave</ref> بود که با فیلمهایی چون ''از نفس افتاده''<ref>''A bout de souffle/Breathless''</ref> (۱۹۵۹) اثر [[گدار، ژان ـ لوک (۱۹۳۰)|ژان ـ لوک گدار]]<ref>Jean-Luc Godard</ref> و ''ژول و ژیم''<ref>''Jules et Jim''</ref> (۱۹۶۲) اثر فرانسوآ تروفو<ref>François Truffaut</ref> آغاز شد. سینماگران موج نو فرانسه، آگاهانه با فرم<ref>form</ref> فیلم بازی میکردند و قواعد سینمای امریکا را زیر پا میگذاشتند؛ هنر مدرن و فرهنگ عامیانه را درهم میآمیختند، و اغلب از دیدگاه چپگرایانه به نقد زندگی مدرن میپرداختند. در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، تحولات مهمی در سینمای کشورهای جهان پدید آمد، ازجمله در انگلستان ([[اندرسون، لینزی (۱۹۳۲ـ۱۹۹۴)|لینزی اندرسون]]<ref>Lindsay Anderson</ref>، [[ریچاردسون، تونی (۱۹۲۸ـ۱۹۹۱)|تونی ریچاردسون]]<ref>Tony Richardson</ref>، جان شلهزینگر<ref>John Schlesinger</ref>)، چکسلوواکی ([[فورمن، میلوش|میلوش فورمن]]<ref>Milos Forman</ref>، ورا چیتیلووا<ref>Vera Chytilovà</ref>، یری منزل<ref>Jirí Menzel</ref>)، آلمان (راینر ورنر فاسبیندر<ref>Rainer Werner Fassbinder</ref>، [[هرتسوگ، ورنر (۱۹۴۲)|ورنر هرتزوگ]]<ref>Werner Herzog</ref>، [[وندرس، ویم (ویلهلم) (۱۹۴۵)|ویم وندرس]]<ref>Wim Wenders</ref>)، و اسپانیا (کارلوس سائورا<ref>Carlos Saura</ref>، خوزه لوئیس بورائو<ref>José Luis Borau</ref>، [[اریسه، ویکتور (۱۹۴۰)|ویکتور اریسه]]<ref>Victor Erice</ref>). در دهههای۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در اروپا کارگردانان تازهکاری چون [[کیشلوفسکی، کریشتف (۱۹۴۱ـ۱۹۹۶)|کریشتف کیشلوفسکی]]<ref>Krzysztof Kieslowski</ref>، [[آلمودووار، پدرو (۱۹۵۱)|پدرو آلمودووار]]<ref>Pedro Almodovar</ref>، [[کوریسماکی، آکی (۱۹۵۷)|آکی کوریسماکی]]<ref>Aki Kaurismaki</ref>، ژان ـ ژاک بنی<ref>Jean-Jacques Beneix</ref>، پاتریس لوکُنت<ref>Patrice Leconte</ref>، و [[جارمن ، درک (۱۹۴۲ـ۱۹۹۴)|درک جارمن]]<ref>Derek Jarman</ref>، در عرصه سینمای جهانی درخشیدند. در همین سالها فیلمهایی از افریقا، خاورمیانه، و امریکای لاتین نیز در غرب به نمایش درآمد. فیلمسازان نیوزیلند همچون [[کمپیون، جین (۱۹۵۴)|جین کمپیون]]<ref>Jane Campion</ref> و پیتر وییر<ref>Peter Weir</ref>، [[جورج میلر]]<ref>George Miller</ref>، لی تاماهوری<ref>Lee Tamahori</ref>، و فیلمسازان کانادایی چون دنیس آرکند<ref>Denys Arcand</ref> و آتم اِگویان<ref>Atom Egoyan</ref> بهشهرت جهانی دست یافتند. سینمای ملی کشورهای چین، هنگ کنگ، تایوان، و ژاپن برخی از زیباترین فیلمهای اواخر دهۀ ۱۹۸۰ و دهۀ ۱۹۹۰ را تولید کردند و فیلمسازانی همچون چن کایگه<ref>Chen Kaige</ref>، [[ژانگ ییمو]]<ref>Zhang Yimou</ref>، هو سایوـ سین<ref>Hou Hsiao-hsien</ref>، تیان ژوانگ ژوانگ<ref>Tian Zhuangzhuang</ref>، ژوزو ایتامی<ref>Juzo Itami</ref>، تاکهشی بیت تاکهشی<ref>Takeshi `Beat´ Takeshi</ref>، جان وُو<ref>John Woo</ref>، وُنگ کارـ وای<ref>Wong Kar-Wai</ref>، و دیگران مشهور شدند. در دهۀ ۱۹۹۰ سینمای انگلستان نیز جانی دوباره گرفت و فیلمهای [[لی، مایک (۱۹۴۳)|مایک لی]]<ref>Mike Leigh</ref> با استقبال روبهرو شد. فیلم کمدی و عاشقانۀ ''چهار عروسی و یک تشییع جنازه''<ref>''Four Weddings and a Funeral''</ref> (۱۹۹۴) و فیلم جنایی ''قفل، انبار و دو لولۀ داغ تفنگ''<ref>''Lock, Stock and Two Smoking Barrels''</ref> (۱۹۹۷) در هر دو سوی اقیانوس اطلس به موفقیت هنری و تجاری دست یافتند. | ||
'''سینمای امریکا پس از ۱۹۶۰'''. در امریکا فیلمسازانی همچون [[آلتمن، رابرت (۱۹۲۵ـ۲۰۰۶)|رابرت آلتمن]]<ref>Robert Altman</ref>، فرانسیس فورد کاپولا<ref>Francis Ford Coppola</ref>، [[پن، آرتور (۱۹۲۲)|آرتور پن]]<ref>Arthur Penn</ref>، و [[اسکورسیزی، مارتین (۱۹۴۲)|مارتین اسکورسیزی]]<ref>Martin Scorsese</ref> تکنیکهای سبکیِ موج نو فرانسه را در فیلمهای تجاری بهکار گرفتند. [[آلن، وودی (۱۹۳۵)|وودی آلن]]<ref>Woody Allen</ref> نوعی کمدی لفظی را درپیش گرفت که بر فیلمسازان نسل بعد تأثیر بسیار گذاشت. استودیوهای هالیوود، که تا آن زمان برای مخاطبان سنتی فیلم میساختند به فیلمسازی برای جوانان نیز توجه کردند. در اواخر دهۀ ۱۹۶۰ و اوایل دهۀ ۱۹۷۰ با تغییر ساختار در صنعت فیلم امریکا، نسل جدید فیلمسازان به نوآوری پرداختند، ولی بهتدریج این تغییرات دوباره بهسوی معیارهای محافظهکارانۀ سینمای هالیوود متمایل شد. موفقیت فیلمهای تجاری پرهزینهای مانند ''[[آرواره ها|آروارهها]]''<ref>''Jaws''</ref> (۱۹۷۵)، ''[[جنگ ستارگان]]''<ref>''Star Wars''</ref> (۱۹۷۷)، ''[[ای تی ـ موجود فرازمینی|وای تی: موجود فرازمینی]]''<ref>''ET,the Extra-Terrestrial''</ref> (۱۹۸۲)، فصل تازهای را در فیلمسازی امریکا گشود که بر تولید فیلمهای پرفروش و استفاده از جلوههای ویژه تأکید داشت. این گرایش با ابداع تصاویر رایانهای در دهۀ ۱۹۹۰ شدت گرفت. محافظهکاری صنعت سینمای امریکا، موجب رویکرد دوباره به گونههای فیلم و نظام ستارهسازی شد. در دهۀ ۱۹۹۰ گونههای وسترن، کمدیهای عشقی، و فیلمهای جنگی دوباره احیا شد، همچون فیلمهای ''نابخشوده''<ref>''Unforgiven''</ref> (۱۹۹۲)، ''بیخواب در سیاتل''<ref>''Sleepless in Seattle''</ref> (۱۹۹۳)، و ''نجات سرباز رایان''<ref>''Saving Private Ryan''</ref> (۱۹۹۸). ستارههای هالیوود به بازیگران اصلی صنعت فیلم امریکا تبدیل شدند، ازجمله [[شوارتزنگر، آرنولد (۱۹۴۷)|آرنولد شوارتزنگر]]<ref>Arnold Schwarzenegger</ref>، [[کری، جیم (۱۹۶۲)|جیم کری]]<ref>Jim Carrey</ref>، [[هنکس، تام (۱۹۵۶)|تام هنکس]]<ref>Tom Hanks</ref>، [[مور، دمی (۱۹۶۲)|دمی مور]]<ref>Demi Moore</ref>، و [[ویلیس، بروس (والتر) (۱۹۵۵)|بروس ویلیس]]<ref>Bruce Willis</ref> که برای بازی در هر فیلم میلیونها دلار دستمزد میگرفتند. از سوی دیگر در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، فیلمسازانی جوان و مستقل و نیز شرکتهای کوچک فیلمسازی بیرون از استودیوهای هالیوود فیلم میساختند. بسیاری از این فیلمسازان مستقل که با بودجۀ کمتر و آزادی هنری بیشتر کار میکردند، اسلوبهای فیلم درجه دو و موج نو فرانسه را با نوآوری احیا کردند؛ مهمترین این فیلمها عبارتاند از ''رد خون''<ref>''Blood Simple''</ref> (۱۹۸۴) ساختۀ برادران کوئن<ref>''Coen brothers''</ref>، ''دختره باید آن را بهدست بیاورد''<ref>''She’s Gotta Have It''</ref> (۱۹۸۶) اثر [[لی، اسپایک ( ۱۹۵۷)|اسپایک لی]]<ref>Spike Lee</ref>، ''سکس، دروغها و نوار ویدئو''<ref>''sex, lies and videotape''</ref> (۱۹۸۹) ساختۀ [[سادربرگ، استیون (۱۹۶۳)|استیون سادربرگ]]<ref>Steven Soderbergh</ref>، و ''سگدانی''<ref>''Reservoir Dogs''</ref> (۱۹۹۲) اثر [[تارانتینو، کوئنتین|کوئنتین تارانتینو]]<ref>Quentin Tarantino</ref>. فیلم سادربرگ، بهویژه، به احیای بخشی از سینمای مستقل دامن زد که در دهۀ ۱۹۹۰ رشد یافت. فیلمهای مستقل امریکایی در این دهه، به کارگردانی و نویسندگی فیلمسازان جوانی همچون [[هارتلی، هال (۱۹۶۰)|هال هارتلی]]<ref>Hal Hartley</ref>، [[لینکلیتر، ریچارد (۱۹۶۱)|ریچارد لینکلیْتر]]<ref>Richard Linklater</ref>، [[استیلمن، ویت (۱۹۵۲ـ )|ویت استیلمن]]<ref>Whit Stillman</ref>، و [[اسمیت، کوین (۱۹۷۰)|کوین اسمیت]]<ref>Kevin Smith</ref> برتری را به کلام دادهاند و هنرنماییهای بصری سینمای تجاری که در فیلمهای پرفروش ''[[پارک ژوراسیک]]''<ref>''Jurassic Park''</ref> (۱۹۹۳) و ''[[تایتانیک (سینما)|تایتانیک]]''<ref>''Titanic''</ref> (۱۹۹۷) به اوج خود رسیده بود را کنار گذاشتهاند. فیلمهای هالیوودی که در تابستان ۱۹۹۹ بهنمایش درآمدند، با فروش ۲.۷۸میلیارد دلار رکورد تازهای برجا گذاشتند. این رقم در مقایسه با فروش ۱۹۹۸، دوازده درصد افزایش نشان میدهد. شمار تماشاگران سینما در فصل تابستان با افزایش هشت درصدی، نسبت به سال پیش از آن، به ۵۷۴میلیون نفر رسید، و تعداد تماشاگران در تمام سال تقریباً ۱.۴۷میلیارد نفر برآورد شده است. مهمترین علت افزایش تعداد تماشاگران، گشایش ۵هزار سالن جدید در ۱۹۹۸ است. با اینهمه، در آغاز ۲۰۰۱ تعداد سینماهایی که تعطیل شد نیز افزایش یافت و دو شرکت سینمایی ۱۹۲ سالن، از ۸۶۱ سالن، خود را تعطیل کردند. بیشترین رقم درآمد ناخالص در تابستان ۱۹۹۹ به فیلم ''جنگ ستارگان''<var>اپیزود اول: تهدید شبح</var><ref>''Star War Episode I: ThePhantom Menace''</ref> اختصاص یافت که ۲۸۱میلیون دلار بود. | '''سینمای امریکا پس از ۱۹۶۰'''. در امریکا فیلمسازانی همچون [[آلتمن، رابرت (۱۹۲۵ـ۲۰۰۶)|رابرت آلتمن]]<ref>Robert Altman</ref>، فرانسیس فورد کاپولا<ref>Francis Ford Coppola</ref>، [[پن، آرتور (۱۹۲۲)|آرتور پن]]<ref>Arthur Penn</ref>، و [[اسکورسیزی، مارتین (۱۹۴۲)|مارتین اسکورسیزی]]<ref>Martin Scorsese</ref> تکنیکهای سبکیِ موج نو فرانسه را در فیلمهای تجاری بهکار گرفتند. [[آلن، وودی (۱۹۳۵)|وودی آلن]]<ref>Woody Allen</ref> نوعی کمدی لفظی را درپیش گرفت که بر فیلمسازان نسل بعد تأثیر بسیار گذاشت. استودیوهای هالیوود، که تا آن زمان برای مخاطبان سنتی فیلم میساختند به فیلمسازی برای جوانان نیز توجه کردند. در اواخر دهۀ ۱۹۶۰ و اوایل دهۀ ۱۹۷۰ با تغییر ساختار در صنعت فیلم امریکا، نسل جدید فیلمسازان به نوآوری پرداختند، ولی بهتدریج این تغییرات دوباره بهسوی معیارهای محافظهکارانۀ سینمای هالیوود متمایل شد. موفقیت فیلمهای تجاری پرهزینهای مانند ''[[آرواره ها|آروارهها]]''<ref>''Jaws''</ref> (۱۹۷۵)، ''[[جنگ ستارگان]]''<ref>''Star Wars''</ref> (۱۹۷۷)، ''[[ای تی ـ موجود فرازمینی|وای تی: موجود فرازمینی]]''<ref>''ET,the Extra-Terrestrial''</ref> (۱۹۸۲)، فصل تازهای را در فیلمسازی امریکا گشود که بر تولید فیلمهای پرفروش و استفاده از جلوههای ویژه تأکید داشت. این گرایش با ابداع تصاویر رایانهای در دهۀ ۱۹۹۰ شدت گرفت. محافظهکاری صنعت سینمای امریکا، موجب رویکرد دوباره به گونههای فیلم و نظام ستارهسازی شد. در دهۀ ۱۹۹۰ گونههای وسترن، کمدیهای عشقی، و فیلمهای جنگی دوباره احیا شد، همچون فیلمهای ''نابخشوده''<ref>''Unforgiven''</ref> (۱۹۹۲)، ''بیخواب در سیاتل''<ref>''Sleepless in Seattle''</ref> (۱۹۹۳)، و ''نجات سرباز رایان''<ref>''Saving Private Ryan''</ref> (۱۹۹۸). ستارههای هالیوود به بازیگران اصلی صنعت فیلم امریکا تبدیل شدند، ازجمله [[شوارتزنگر، آرنولد (۱۹۴۷)|آرنولد شوارتزنگر]]<ref>Arnold Schwarzenegger</ref>، [[کری، جیم (۱۹۶۲)|جیم کری]]<ref>Jim Carrey</ref>، [[هنکس، تام (۱۹۵۶)|تام هنکس]]<ref>Tom Hanks</ref>، [[مور، دمی (۱۹۶۲)|دمی مور]]<ref>Demi Moore</ref>، و [[ویلیس، بروس (والتر) (۱۹۵۵)|بروس ویلیس]]<ref>Bruce Willis</ref> که برای بازی در هر فیلم میلیونها دلار دستمزد میگرفتند. از سوی دیگر در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، فیلمسازانی جوان و مستقل و نیز شرکتهای کوچک فیلمسازی بیرون از استودیوهای هالیوود فیلم میساختند. بسیاری از این فیلمسازان مستقل که با بودجۀ کمتر و آزادی هنری بیشتر کار میکردند، اسلوبهای فیلم درجه دو و موج نو فرانسه را با نوآوری احیا کردند؛ مهمترین این فیلمها عبارتاند از ''رد خون''<ref>''Blood Simple''</ref> (۱۹۸۴) ساختۀ برادران کوئن<ref>''Coen brothers''</ref>، ''دختره باید آن را بهدست بیاورد''<ref>''She’s Gotta Have It''</ref> (۱۹۸۶) اثر [[لی، اسپایک ( ۱۹۵۷)|اسپایک لی]]<ref>Spike Lee</ref>، ''سکس، دروغها و نوار ویدئو''<ref>''sex, lies and videotape''</ref> (۱۹۸۹) ساختۀ [[سادربرگ، استیون (۱۹۶۳)|استیون سادربرگ]]<ref>Steven Soderbergh</ref>، و ''سگدانی''<ref>''Reservoir Dogs''</ref> (۱۹۹۲) اثر [[تارانتینو، کوئنتین|کوئنتین تارانتینو]]<ref>Quentin Tarantino</ref>. فیلم سادربرگ، بهویژه، به احیای بخشی از سینمای مستقل دامن زد که در دهۀ ۱۹۹۰ رشد یافت. فیلمهای مستقل امریکایی در این دهه، به کارگردانی و نویسندگی فیلمسازان جوانی همچون [[هارتلی، هال (۱۹۶۰)|هال هارتلی]]<ref>Hal Hartley</ref>، [[لینکلیتر، ریچارد (۱۹۶۱)|ریچارد لینکلیْتر]]<ref>Richard Linklater</ref>، [[استیلمن، ویت (۱۹۵۲ـ )|ویت استیلمن]]<ref>Whit Stillman</ref>، و [[اسمیت، کوین (۱۹۷۰)|کوین اسمیت]]<ref>Kevin Smith</ref> برتری را به کلام دادهاند و هنرنماییهای بصری سینمای تجاری که در فیلمهای پرفروش ''[[پارک ژوراسیک]]''<ref>''Jurassic Park''</ref> (۱۹۹۳) و ''[[تایتانیک (سینما)|تایتانیک]]''<ref>''Titanic''</ref> (۱۹۹۷) به اوج خود رسیده بود را کنار گذاشتهاند. فیلمهای هالیوودی که در تابستان ۱۹۹۹ بهنمایش درآمدند، با فروش ۲.۷۸میلیارد دلار رکورد تازهای برجا گذاشتند. این رقم در مقایسه با فروش ۱۹۹۸، دوازده درصد افزایش نشان میدهد. شمار تماشاگران سینما در فصل تابستان با افزایش هشت درصدی، نسبت به سال پیش از آن، به ۵۷۴میلیون نفر رسید، و تعداد تماشاگران در تمام سال تقریباً ۱.۴۷میلیارد نفر برآورد شده است. مهمترین علت افزایش تعداد تماشاگران، گشایش ۵هزار سالن جدید در ۱۹۹۸ است. با اینهمه، در آغاز ۲۰۰۱ تعداد سینماهایی که تعطیل شد نیز افزایش یافت و دو شرکت سینمایی ۱۹۲ سالن، از ۸۶۱ سالن، خود را تعطیل کردند. بیشترین رقم درآمد ناخالص در تابستان ۱۹۹۹ به فیلم ''جنگ ستارگان''<var>اپیزود اول: تهدید شبح</var><ref>''Star War Episode I: ThePhantom Menace''</ref> اختصاص یافت که ۲۸۱میلیون دلار بود. | ||
ویرایش