پرش به محتوا

مهمان مامان: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
'''خلاصه‌ی داستان'''
'''خلاصه‌ی داستان'''


در آستانه‌ی ورود مهمانان، مادر (با بازی [[آدینه، گلاب (تهران ۱۳۳۲ش)|گلاب آدینه]]) دستپاچه و نگران است. با وجود تلاش او برای آماده کردن شرایط، وضعیت آشفته‌ای حاکم است. هنوز پدر نیامده و هر لحظه ممکن است خواهرزاده‌ی مادر و نوعروسش سر برسند. دقایقی پس از ورود پدر (یدالله/ حسن پورشیرازی)، مهمانان سر می‌رسند و این تازه آغاز ماجراست. یدالله خاطرات خصوصی زندگی‌اش را بدون ملاحظه برای عروس و داماد بازگو می‌کند و اصرار او بر ماندن مهمانان، مادر را کلافه کرده، چون در خانه وسایل پذیرایی وجود ندارد. امیر ـ پسر کوچک خانواده ـ که برای جا به جا کردن ماشین پسرخاله بیرون رفته، دیر می‌کند و خبر می‌رسد که مسافر سوار کرده است. نهایتا همسایگان دست به دست هم می‌دهند تا آبروی صاحب‌خانه را با تدارک غدایی برای پذیرایی حفظ کنند. پس از صرف شام، مهمانان که آماده‌ی رفتن هستند با اصرار ابلهانه‌ی یدالله برای ماندن پا سست می‌کنند و مادر که دیگر در آستانه‌ی جنون قرار گرفته از حال می‌رود. او را به بیمارستان می‌برند و استراحت مطلق برایش تجویز می‌شود. پس از بازگشت، عروس و داماد را برای خواب در اتاقی جداگانه جای می‌دهند. همسایه‌ها هم به خانه‌هایشان می‌روند و چراغ‌ها یک به یک خاموش می‌شوند.
در آستانه‌ی ورود مهمانان، مادر (با بازی [[آدینه، گلاب|گلاب آدینه]]) دستپاچه و نگران است. با وجود تلاش او برای آماده کردن شرایط، وضعیت آشفته‌ای حاکم است. هنوز پدر نیامده و هر لحظه ممکن است خواهرزاده‌ی مادر و نوعروسش سر برسند. دقایقی پس از ورود پدر (یدالله/ حسن پورشیرازی)، مهمانان سر می‌رسند و این تازه آغاز ماجراست. یدالله خاطرات خصوصی زندگی‌اش را بدون ملاحظه برای عروس و داماد بازگو می‌کند و اصرار او بر ماندن مهمانان، مادر را کلافه کرده، چون در خانه وسایل پذیرایی وجود ندارد. امیر ـ پسر کوچک خانواده ـ که برای جا به جا کردن ماشین پسرخاله بیرون رفته، دیر می‌کند و خبر می‌رسد که مسافر سوار کرده است. نهایتا همسایگان دست به دست هم می‌دهند تا آبروی صاحب‌خانه را با تدارک غدایی برای پذیرایی حفظ کنند. پس از صرف شام، مهمانان که آماده‌ی رفتن هستند با اصرار ابلهانه‌ی یدالله برای ماندن پا سست می‌کنند و مادر که دیگر در آستانه‌ی جنون قرار گرفته از حال می‌رود. او را به بیمارستان می‌برند و استراحت مطلق برایش تجویز می‌شود. پس از بازگشت، عروس و داماد را برای خواب در اتاقی جداگانه جای می‌دهند. همسایه‌ها هم به خانه‌هایشان می‌روند و چراغ‌ها یک به یک خاموش می‌شوند.




۴۷٬۳۱۳

ویرایش