Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۸٬۳۲۷
ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
'''جنگ صفین'''. پس از جنگ جمل، امام علی به طرف کوفه روان شد. سپس، نامهای به معاویه نوشت و او را به اطاعت از خود فراخواند. معاویه سالیان دراز در شام و فلسطین حکومت میکرد و مردم آنجا را با بذل مال و وعدههایی به خود جلب، و کسانی چون عمرو بن عاص را با خود همراه کرده بود. معاویه که میدانست در حکومت علی جایی برای او وجود ندارد، به بهانۀ خونخواهی عثمان، از اطاعت امام علی سر باز زد و سرانجام پس از چند نامهنگاری که اسناد مهمی در تاریخ خلافت اسلامی است، کار آن دو به جنگ انجامید. امام علی با سپاهی نزدیک به ۹۰هزار تن از کوفه خارج شد و روی به شام نهاد. معاویه نیز با لشکریان خود که در حدود ۸۵هزار تن بودند به حرکت درآمد. دو لشکر در منطقهای به نام صفین واقع در کنار فرات به هم برخوردند، اما چون ماه ذیالحجه بود و جنگ در آن ماه در اسلام حرام است، هر دو طرف موافقت کردند که تا آخر محرم سال ۳۷ق جنگ نکنند. پس از بهسرآمدن ماه محرم، جنگ سختی درگرفت که چندین روز طول کشید و در آن عدهای از بزرگان دو طرف، ازجمله عمار یاسر از سپاه امام علی و عبیدالله بن عمر از سپاه معاویه، کشته شدند. سرانجام پس از جنگهای سخت و خونین، نزدیک بود سپاه معاویه شکست بخورد، اما لشکریان معاویه با راهنمایی عمرو بن عاص برای ایجاد تفرقه در میان سپاهیان امام علی قرآنها را بر سر نیزه کردند و یاران امام علی را به پیروی از قرآن و حَکَم قراردادن آن فراخواندند. این تدبیر سخت مؤثر افتاد، چندانکه عدۀ زیادی از اصحاب حضرت امیر که از علم و معرفت بیبهره بودند، دست از جنگ کشیدند و امام را به مذاکره واداشتند. قرار بر این شد که از هر طرف شخصی را برای حکمیت و حلوفصلِ نزاع برگزینند. عمرو بن عاص که هوش و درایت و فتنهانگیزی او معروف بود، از سوی معاویه انتخاب شد. اصحاب علی نیز بهسبب تعصبات قومی و قبیلهای او را مجبور کردند تا ابوموسی اشعری را که از اصحاب سست و ضعیف حضرت رسول بود، از جانب خود به حکمیت انتخاب کند. در این حکمیت عمرو بن عاص باز نیرنگی زد و بدون درنظرگرفتن موافقتنامۀ حکمیت، ابوموسی اشعری را وادار کرد که ابتدا سخن بگوید و علی و معاویه هر دو را از خلافت خلع کند. آنگاه خود چنین سخن گفت: من نیز علی را از خلافت خلع میکنم و معاویه را به خلافت برمیگزینم. | '''جنگ صفین'''. پس از جنگ جمل، امام علی به طرف کوفه روان شد. سپس، نامهای به معاویه نوشت و او را به اطاعت از خود فراخواند. معاویه سالیان دراز در شام و فلسطین حکومت میکرد و مردم آنجا را با بذل مال و وعدههایی به خود جلب، و کسانی چون عمرو بن عاص را با خود همراه کرده بود. معاویه که میدانست در حکومت علی جایی برای او وجود ندارد، به بهانۀ خونخواهی عثمان، از اطاعت امام علی سر باز زد و سرانجام پس از چند نامهنگاری که اسناد مهمی در تاریخ خلافت اسلامی است، کار آن دو به جنگ انجامید. امام علی با سپاهی نزدیک به ۹۰هزار تن از کوفه خارج شد و روی به شام نهاد. معاویه نیز با لشکریان خود که در حدود ۸۵هزار تن بودند به حرکت درآمد. دو لشکر در منطقهای به نام صفین واقع در کنار فرات به هم برخوردند، اما چون ماه ذیالحجه بود و جنگ در آن ماه در اسلام حرام است، هر دو طرف موافقت کردند که تا آخر محرم سال ۳۷ق جنگ نکنند. پس از بهسرآمدن ماه محرم، جنگ سختی درگرفت که چندین روز طول کشید و در آن عدهای از بزرگان دو طرف، ازجمله عمار یاسر از سپاه امام علی و عبیدالله بن عمر از سپاه معاویه، کشته شدند. سرانجام پس از جنگهای سخت و خونین، نزدیک بود سپاه معاویه شکست بخورد، اما لشکریان معاویه با راهنمایی عمرو بن عاص برای ایجاد تفرقه در میان سپاهیان امام علی قرآنها را بر سر نیزه کردند و یاران امام علی را به پیروی از قرآن و حَکَم قراردادن آن فراخواندند. این تدبیر سخت مؤثر افتاد، چندانکه عدۀ زیادی از اصحاب حضرت امیر که از علم و معرفت بیبهره بودند، دست از جنگ کشیدند و امام را به مذاکره واداشتند. قرار بر این شد که از هر طرف شخصی را برای حکمیت و حلوفصلِ نزاع برگزینند. عمرو بن عاص که هوش و درایت و فتنهانگیزی او معروف بود، از سوی معاویه انتخاب شد. اصحاب علی نیز بهسبب تعصبات قومی و قبیلهای او را مجبور کردند تا ابوموسی اشعری را که از اصحاب سست و ضعیف حضرت رسول بود، از جانب خود به حکمیت انتخاب کند. در این حکمیت عمرو بن عاص باز نیرنگی زد و بدون درنظرگرفتن موافقتنامۀ حکمیت، ابوموسی اشعری را وادار کرد که ابتدا سخن بگوید و علی و معاویه هر دو را از خلافت خلع کند. آنگاه خود چنین سخن گفت: من نیز علی را از خلافت خلع میکنم و معاویه را به خلافت برمیگزینم. | ||
'''ظهور خوارج'''. خوارج اقلیتی از سپاه امام علی در جنگ صفین بودند که پس از مجبورکردن امام علی به قبول حکمیت پشیمان شدند و گفتند خلافت علی پس از بیعت مردم با او امری الهی بود و او حق نداشت در این کار تن به حکمیت بدهد، لذا باید توبه کند. آنان با شعار «لا حکم الا لله» از سپاه امام خارج، و زمینهساز ظهور جماعتی به نام خوارج شدند که تا مدتها در تاریخ اسلام نقش مهمی بازی کردهاند. اما نقض عهد از سیرۀ حضرت بهدور بود، پس سخن آنان را نپذیرفت و آنان نیز او و هرکسی را که از حکمیت توبه نکرد، کافر شمردند. خوارج در منطقهای به نام نهروان جمع شدند و عبدالله بن وهب راسبی را بر خود امیر کردند، و یاران وفادار امام علی را سخت مورد آزار و اذیت قرار دادند؛ چنانکه عبدالله بن خباب را که از اصحاب پیامبر بود همراه با زنش ناجوانمردانه کشتند و فرستادۀ امام علی (ع) را بهقتل رساندند. در این زمان امام در نخلیه اردو زده بود و عازم مصاف با سپاه معاویه بودکه این اخبار به وی رسید. حضرت ناگزیر پیش از آنکه به مقابله با معاویه بشتابد، روی به ایشان نهاد و نخست با پند و احتجاج برخی از آنها را قانع کرد، ولی عدۀ زیادی از آنان تسلیم حق نشدند و حضرت ناچار به جنگ با ایشان شد. در این جنگ که در نهم صفر سال ۳۸ق اتفاق افتاد، همۀ خوارج بهجز تعداد اندکی کشته شدند. امام علی پس از آن جنگ نهروان میخواست به جنگ معاویه برود، اما یاران او موافقت نکردند و به کوفه بازگشتند. امام علی دلسرد از یاران ناموافق به گردآوری سپاه مشغول شد. در مقابل، معاویه نیز بزرگان یاران امام علی را بهسوی خود جلب کرد و دستههایی برای غارت و ارعاب مردم عراق، آن هم به نام فرستادگان علی، به اطراف کوفه فرستاد. خوارجِ زخمخورده نیز به تبلیغات نهانی خود علیه آن حضرت ادامه دادند و این تبلیغات و کینهجوییها سرانجام به توطئهای انجامید که موجب شهادت آن حضرت شد. ابن ملجم مرادی که از خوارج بود و با دو تن دیگر برای کشتن معاویه، عمرو بن عاص و علی همپیمان شده بودند، به کوفه رفت و در آنجا شیفتۀ زنی به نام قَطام(قَطامه) از قبیلۀ تیمالرباب شد که پدر و برادرش در واقعۀ نهروان کشته شده بودند. چون ابن ملجم از او خواستگاری کرد، او مِهر خود را یک غلام، یک کنیز، ۳هزار درهم و کشتن امام علی تعیین کرد و ابن ملجم که خود برای این کار رفته بود، پذیرفت. او در سحرگاه نوزدهم رمضان ۴۰ق، در مسجد به آن حضرت، حمله کرد و با شمشیر ضربهای بر فرق او وارد آورد. دو روز بعد، امام براثر این ضربۀ مهلک سمی که بر سر او وارد شده بود، در ۲۱ رمضان ۴۰ق به شهادت رسید. قبر آن حضرت را نخست از ترس خوارج مخفی کردند، تا اینکه از اواسط قرن ۲ق بهبعد این مزار که در نجف واقع است، شناخته و رفتهرفته به یکی از بزرگترین زیارتگاههای شیعیان جهان مبدل شد. (← [[ | '''ظهور خوارج'''. خوارج اقلیتی از سپاه امام علی در جنگ صفین بودند که پس از مجبورکردن امام علی به قبول حکمیت پشیمان شدند و گفتند خلافت علی پس از بیعت مردم با او امری الهی بود و او حق نداشت در این کار تن به حکمیت بدهد، لذا باید توبه کند. آنان با شعار «لا حکم الا لله» از سپاه امام خارج، و زمینهساز ظهور جماعتی به نام خوارج شدند که تا مدتها در تاریخ اسلام نقش مهمی بازی کردهاند. اما نقض عهد از سیرۀ حضرت بهدور بود، پس سخن آنان را نپذیرفت و آنان نیز او و هرکسی را که از حکمیت توبه نکرد، کافر شمردند. خوارج در منطقهای به نام نهروان جمع شدند و عبدالله بن وهب راسبی را بر خود امیر کردند، و یاران وفادار امام علی را سخت مورد آزار و اذیت قرار دادند؛ چنانکه عبدالله بن خباب را که از اصحاب پیامبر بود همراه با زنش ناجوانمردانه کشتند و فرستادۀ امام علی (ع) را بهقتل رساندند. در این زمان امام در نخلیه اردو زده بود و عازم مصاف با سپاه معاویه بودکه این اخبار به وی رسید. حضرت ناگزیر پیش از آنکه به مقابله با معاویه بشتابد، روی به ایشان نهاد و نخست با پند و احتجاج برخی از آنها را قانع کرد، ولی عدۀ زیادی از آنان تسلیم حق نشدند و حضرت ناچار به جنگ با ایشان شد. در این جنگ که در نهم صفر سال ۳۸ق اتفاق افتاد، همۀ خوارج بهجز تعداد اندکی کشته شدند. امام علی پس از آن جنگ نهروان میخواست به جنگ معاویه برود، اما یاران او موافقت نکردند و به کوفه بازگشتند. امام علی دلسرد از یاران ناموافق به گردآوری سپاه مشغول شد. در مقابل، معاویه نیز بزرگان یاران امام علی را بهسوی خود جلب کرد و دستههایی برای غارت و ارعاب مردم عراق، آن هم به نام فرستادگان علی، به اطراف کوفه فرستاد. خوارجِ زخمخورده نیز به تبلیغات نهانی خود علیه آن حضرت ادامه دادند و این تبلیغات و کینهجوییها سرانجام به توطئهای انجامید که موجب شهادت آن حضرت شد. ابن ملجم مرادی که از خوارج بود و با دو تن دیگر برای کشتن معاویه، عمرو بن عاص و علی همپیمان شده بودند، به کوفه رفت و در آنجا شیفتۀ زنی به نام قَطام(قَطامه) از قبیلۀ تیمالرباب شد که پدر و برادرش در واقعۀ نهروان کشته شده بودند. چون ابن ملجم از او خواستگاری کرد، او مِهر خود را یک غلام، یک کنیز، ۳هزار درهم و کشتن امام علی تعیین کرد و ابن ملجم که خود برای این کار رفته بود، پذیرفت. او در سحرگاه نوزدهم رمضان ۴۰ق، در مسجد به آن حضرت، حمله کرد و با شمشیر ضربهای بر فرق او وارد آورد. دو روز بعد، امام براثر این ضربۀ مهلک سمی که بر سر او وارد شده بود، در ۲۱ رمضان ۴۰ق به شهادت رسید. قبر آن حضرت را نخست از ترس خوارج مخفی کردند، تا اینکه از اواسط قرن ۲ق بهبعد این مزار که در نجف واقع است، شناخته و رفتهرفته به یکی از بزرگترین زیارتگاههای شیعیان جهان مبدل شد. (← [[آستانه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب|آستانه امیرالمومنین علی بن ابیطالب ع )]] تا زمانیکه فاطمه (س) زنده بود، امام علی زن دیگری اختیار نکرد و از او صاحب دو پسر به نامهای حسن و حسین و دو دختر به نامهای زینب و ام کلثوم شد. پس از رحلت حضرت فاطمه، با زنی از طایفۀ بنیکلاب به نام اُمالبَنین ازدواج کرد و از او صاحب چهار پسر به نامهای عباس (ابوالفضل)، جعفر، عبدالله و عثمان شد که همگی در واقعۀ کربلا شهید شدند. از دیگر فرزندان معروف امام علی، محمد بن حنفیه از خوله، دختر جعفر بن قیس حنفی، بود. حضرت علی فرزندان دیگری نیز داشت. | ||
'''شخصیت و صفات امام علی'''. هیچ شخصیتی در عالم اسلام به اندازۀ علی بن ابیطالب مورد حب و بغض قرار نگرفته و دربارۀ هیچ کسی به اندازۀ او آرای موافق و مخالف اظهار نشده است. برخی از پیروان در حق او چندان غلو کردهاند که مرتبهای خداوندی به او دادهاند؛ اینان در تاریخ فرقههای اسلامی به غُلات شهرت دارند. در مقابل، گروهی دیگر سالیان دراز بر بالای منابر مسلمانان و در خطبههای نماز او را سَبّ و لعن کردند، همچنانکه قرنها بر بالای منابر از فضایل او و خاندانش سخن رفته و کتابهای بیشماری در وصف او نوشته شده است. گذشته از مجادلههای کلامی، تاریخ بهروشنی گواهی میدهد که امام علی نمونۀ کاملی از تربیت پیامبر اکرم بود. او به دین اسلام سخت پایبند بود و در حق آن کوچکترین سستی و تسامح روا نمیداشت. رفتارش با ضعیف و قوی، اشراف و عامۀ مردم، و با عرب و عجم یکسان بود و بیتالمال را به تساوی در میان مردم تقسیم میکرد. آیات بسیاری در شأن علی بن ابیطالب نازل شده و احادیث فراوانی از منابع شیعه و سنی دربارۀ او در دست است. امام علی را مردی سخاوتمند، زاهد، مظهر عدالت، و دارای قدرت بالای مدیریت سیاسی، نظامی و اجتماعی توصیف کردهاند. علی در شجاعت ضربالمثل بود و هیچگاه در مقابل دشمن از او ضعف و سستی دیده نشد. امام علی در زندگی خصوصی بسیار ساده و بیپیرایه، در تقوای دینی و عبادتِ حق یگانه، در علم و دانش داناترین یار پیامبر اکرم، فصاحت و بلاغت کلامش در غایت کمال، و در خطابه بسیار توانا بود. او را بنیانگذار علم نحو دانستهاند. مجموعۀ گفتارها و نوشتارهای شیوا و ادیبانۀ امام علی توسط سید رضی در کتابی به نام ''نهجالبلاغه'' گِرد آمده که تاکنون ترجمهها و شرحهای بسیاری بر آن نوشته شده است. او همچنین نخستین کسی است که راه استدلال و اجتهاد در احکام فقهی را به مردم نشان داد.<br/> <!--11491500--> | '''شخصیت و صفات امام علی'''. هیچ شخصیتی در عالم اسلام به اندازۀ علی بن ابیطالب مورد حب و بغض قرار نگرفته و دربارۀ هیچ کسی به اندازۀ او آرای موافق و مخالف اظهار نشده است. برخی از پیروان در حق او چندان غلو کردهاند که مرتبهای خداوندی به او دادهاند؛ اینان در تاریخ فرقههای اسلامی به غُلات شهرت دارند. در مقابل، گروهی دیگر سالیان دراز بر بالای منابر مسلمانان و در خطبههای نماز او را سَبّ و لعن کردند، همچنانکه قرنها بر بالای منابر از فضایل او و خاندانش سخن رفته و کتابهای بیشماری در وصف او نوشته شده است. گذشته از مجادلههای کلامی، تاریخ بهروشنی گواهی میدهد که امام علی نمونۀ کاملی از تربیت پیامبر اکرم بود. او به دین اسلام سخت پایبند بود و در حق آن کوچکترین سستی و تسامح روا نمیداشت. رفتارش با ضعیف و قوی، اشراف و عامۀ مردم، و با عرب و عجم یکسان بود و بیتالمال را به تساوی در میان مردم تقسیم میکرد. آیات بسیاری در شأن علی بن ابیطالب نازل شده و احادیث فراوانی از منابع شیعه و سنی دربارۀ او در دست است. امام علی را مردی سخاوتمند، زاهد، مظهر عدالت، و دارای قدرت بالای مدیریت سیاسی، نظامی و اجتماعی توصیف کردهاند. علی در شجاعت ضربالمثل بود و هیچگاه در مقابل دشمن از او ضعف و سستی دیده نشد. امام علی در زندگی خصوصی بسیار ساده و بیپیرایه، در تقوای دینی و عبادتِ حق یگانه، در علم و دانش داناترین یار پیامبر اکرم، فصاحت و بلاغت کلامش در غایت کمال، و در خطابه بسیار توانا بود. او را بنیانگذار علم نحو دانستهاند. مجموعۀ گفتارها و نوشتارهای شیوا و ادیبانۀ امام علی توسط سید رضی در کتابی به نام ''نهجالبلاغه'' گِرد آمده که تاکنون ترجمهها و شرحهای بسیاری بر آن نوشته شده است. او همچنین نخستین کسی است که راه استدلال و اجتهاد در احکام فقهی را به مردم نشان داد.<br/> <!--11491500--> | ||
[[Category:دین اسلام]] [[Category:تاریخ اسلام – دورۀ خلفای راشدین و صدر اسلام]] [[Category:تاریخ و فرهنگ تشیع]] | [[Category:دین اسلام]] [[Category:تاریخ اسلام – دورۀ خلفای راشدین و صدر اسلام]] [[Category:تاریخ و فرهنگ تشیع]] | ||
ویرایش