پرش به محتوا

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:2042159841.jpg|جایگزین=غزل به خط نستعلیق تحریری|بندانگشتی|غزل به خط نستعلیق تحریری]]
[[پرونده:2042159841.jpg|جایگزین=غزل به خط نستعلیق تحریری|بندانگشتی|غزل به خط نستعلیق تحریری]]
مصرع آغازین یکی از غزل‌های [[شمس الدین محمد حافظ|حافظ]]، با مطلع گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب/ گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب. این غزل در نسخه‌ی تصحیح [[محمد قزوینی|علامه قزوینی]]، [[غنی، قاسم (سبزوار ۱۲۷۲ـ امریکا ۱۳۳۱ش)|غنی]] مشتمل بر 8بیت است و در [[بحر رمل]] مثمن محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) سروده شده است.
مصرع آغازین یکی از غزل‌های [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، با مطلع گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب/ گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب. این غزل در نسخه‌ی تصحیح [[محمد قزوینی|علامه قزوینی]]، [[غنی، قاسم (سبزوار ۱۲۷۲ـ امریکا ۱۳۳۱ش)|غنی]] مشتمل بر 8بیت است و در [[بحر رمل]] مثمن محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) سروده شده است.


غزل گفت‌وگو (مناظره‌)یی میان عاشق و معشوق است. پاره‌ای نشانه‌ها از جمله مور خط (کنایه از موهای اوّلیه‌ی شاهدان در اطراف چهره‌شان) حکایت از مذکر بودن معشوق دارد، اگرچه برخی رموز ادبیات صوفیه نیز (چون خال و زلف و می و خاصه مقام حیرت) مانع چنین تاویل و برداشتی از شعر است. عبدالحسین جلالیان در شرحی که بر اشعار حافظ دارد (کتاب ''شرح جلالی بر حافظ'') بر این گمان است که غزل گفت‌وگویی خیالی میان شاعر و [[شاه یحیی]] است: از انتخاب کلمه‌ی غریب برای ردیف این غزل و ایهامات آن چنین برمی‌آید که این غزل هم در یکی از شب‌های غم‌افزای دور تبعید حافظ در یزد سروده شده است. شاعر ماحصل گفت‌وشنود خود با شاه یحیی و نومیدی حاصله از آن را در این غزل بازگو می‌کند. شاه یحیی که داماد [[شاه شجاع]] و حاکم یزد بود برای حفظ روابط فیمابین خود و شاه شجاع نمی‌توانست به فرد تبعید شده‌ی سیاسی از طرف او چندان روی خوش نشان دهد. از این رو حافظ در تمام مدّت تبعید خود در خوف و رجا به سر می‌برد.
غزل گفت‌وگو (مناظره‌)یی میان عاشق و معشوق است. پاره‌ای نشانه‌ها از جمله مور خط (کنایه از موهای اوّلیه‌ی شاهدان در اطراف چهره‌شان) حکایت از مذکر بودن معشوق دارد، اگرچه برخی رموز ادبیات صوفیه نیز (چون خال و زلف و می و خاصه مقام حیرت) مانع چنین تاویل و برداشتی از شعر است. عبدالحسین جلالیان در شرحی که بر اشعار حافظ دارد (کتاب ''شرح جلالی بر حافظ'') بر این گمان است که غزل گفت‌وگویی خیالی میان شاعر و [[شاه یحیی]] است: از انتخاب کلمه‌ی غریب برای ردیف این غزل و ایهامات آن چنین برمی‌آید که این غزل هم در یکی از شب‌های غم‌افزای دور تبعید حافظ در یزد سروده شده است. شاعر ماحصل گفت‌وشنود خود با شاه یحیی و نومیدی حاصله از آن را در این غزل بازگو می‌کند. شاه یحیی که داماد [[شاه شجاع]] و حاکم یزد بود برای حفظ روابط فیمابین خود و شاه شجاع نمی‌توانست به فرد تبعید شده‌ی سیاسی از طرف او چندان روی خوش نشان دهد. از این رو حافظ در تمام مدّت تبعید خود در خوف و رجا به سر می‌برد.
خط ۴۷: خط ۴۷:
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب  
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب  
----
----


*شرح جلالی بر حافظ<br />
*شرح جلالی بر حافظ<br />
۴۸٬۴۷۳

ویرایش