آتش (فرهنگ ایران باستان )

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آتش ‌(فرهنگ‌ ایران‌ باستان‌)
یکی‌ از چهار عنصر مقدس‌ در ایران‌ باستان‌ و در نزد مزداپرستان‌ که‌ با آیین‌ و شیوه‌ ویژه‌ای‌ در آتشکده‌ها از آن‌ نگهداری‌ و پرستاری‌ می‌شود. بنابر روایت‌، روزی‌ هوشنگ‌ در کوهستانی‌ ناگهان‌ چشمش‌ به‌ ماری‌ سیاه‌ افتاد و پاره‌‌سنگی‌ برگرفت‌ و به‌سوی‌ مار پرتاب‌ کرد. از برخورد آن‌ با سنگی‌ دیگر جرقه‌ برجهید و آتش‌ فراز آمد. هوشنگ‌ به‌ همراهان‌ گفت‌ که‌ این‌ جرقه‌ فروغی‌ ایزدی‌ است‌ و باید که‌ از آن‌ پرستاری‌ کرد. آتش‌ بر ویشتاسپ‌ نمایان‌ شد و او را به‌ پذیرفتن‌ آیین‌ زردشت‌ دعوت‌ کرد. آتش‌ مردمان‌ پاک‌ را نمی‌سوزاند و داوری‌ با آتش‌ (وَر) برای‌ سنجش‌ راست‌ از دروغ‌ به‌ این‌ باور ایرانیان‌ برمی‌گردد. هرودت‌ می‌نویسد: ایرانیان‌ به‌ آتش‌ به‌ چشم‌ یک‌ ایزد می‌نگرند و هرگز آن‌ را آلوده‌ نمی‌کنند. حضور آتشدان‌ در سنگ‌‌نگاره‌های‌ آرامگاه‌ داریوش‌ و در نگاره‌های‌ تخت‌ جمشید و بر روی‌ سکه‌ها نشان‌‌دهندۀ‌ نقش‌ این‌ عنصر در ایران‌ باستان‌ است‌. این‌که‌ تیرداد‌ اشکانی اول‌ (۲۴۸ـ۲۱۴پ‌م) دو سه‌ سال‌ پس‌ از تأسیس‌ حکومت‌ اشکانیان‌، معبد آناهیتای‌ شهر ارشک‌ را برای‌ تاج‌گذاری‌ خود برگزید، حکایت‌ از نقش‌ آتش‌ در آغاز حکومت‌ اشکانیان‌ دارد و آخرین‌ گزارشی‌ که‌ از معبد آناهیتا در زمان‌ اشکانیان‌ در دست است مربوط‌ به‌ سال‌ ۲۲۴ یا ۲۲۶م است‌. در این‌ سال‌ اردوان‌ پنجم‌ به‌دست‌ اردشیر بابکان‌، مؤسس‌ سلسله‌ ساسانی‌، به‌قتل‌ رسید و اردشیر سر او را، همان‌ طور که‌ نذر کرده‌ بود، از معبد آناهیتای‌ استخر آویخت‌. این‌ اقدام‌ نمایشی‌ اردشیر نیز از توجه‌ مردم‌ به‌ آتش‌ خبر می‌دهد.