پرش به محتوا

حکومت نظامی (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
'''پیرنگ'''
'''پیرنگ'''


ماجرای نمایشنامه در شهر قادس اسپانیا رخ می‌دهد. شخصی به نام طاعون<ref>La Peste</ref> با هیأت مردی فربه وارد شهر می‌شود و حاکم را وادار می‌کند که جای خود را به او بدهد. یک زن منشی به نام مرگ<ref>La Mort</ref> نیز همراه طاعون است. دروازه‌های شهر را می‌بندند و از این پس همۀ کارهای شهر تابع خودکامگی و پوچی و ترس قرار می‌گیرد. این آشفتگی باعث شادی نادا<ref>Nada</ref> می‌شود که طرفدار [[نیست انگاری|نیست‌انگاری]] است. ولی جوان دانشجویی به نام دیه‌گو<ref>Diego</ref> قیام می‌کند و گروهی برای مقاومت و مبارزه تشکیل می‌دهد. همین که شورش در می‌گیرد، قدرت طاعون رو به کاستی می‌گذارد. در این بین پیکر بی‌جان ویکتوریا<ref>Victoria</ref>، نامزد دیه‌گو، را با تخت نزد او می‌آورند. طاعون به وی می‌گوید که حاضر است ویکتوریا را زنده بگذارد، به شرط آن که دست از مبارزه بردارد و از شهر برود. دیه‌گو این پیشنهاد را نمی‌پذیرد و جان می‌سپارد. مرگ او زندگی دوباره‌ای به ویکتوریا می‌دهد و باعث آزادی قادس می‌شود.   
ماجرای نمایشنامه در شهر [[قادس]] [[اسپانیا]] رخ می‌دهد. شخصی به نام طاعون<ref>La Peste</ref> با هیأت مردی فربه وارد شهر می‌شود و حاکم را وادار می‌کند که جای خود را به او بدهد. یک زن منشی به نام مرگ<ref>La Mort</ref> نیز همراه طاعون است. دروازه‌های شهر را می‌بندند و از این پس همۀ کارهای شهر تابع خودکامگی و پوچی و ترس قرار می‌گیرد. این آشفتگی باعث شادی نادا<ref>Nada</ref> می‌شود که طرفدار [[نیست انگاری|نیست‌انگاری]] است. ولی جوان دانشجویی به نام دیه‌گو<ref>Diego</ref> قیام می‌کند و گروهی برای مقاومت و مبارزه تشکیل می‌دهد. همین که شورش در می‌گیرد، قدرت طاعون رو به کاستی می‌گذارد. در این بین پیکر بی‌جان ویکتوریا<ref>Victoria</ref>، نامزد دیه‌گو، را با تخت نزد او می‌آورند. طاعون به وی می‌گوید که حاضر است ویکتوریا را زنده بگذارد، به شرط آن که دست از مبارزه بردارد و از شهر برود. دیه‌گو این پیشنهاد را نمی‌پذیرد و جان می‌سپارد. مرگ او زندگی دوباره‌ای به ویکتوریا می‌دهد و باعث آزادی قادس می‌شود.   
----
----


سرویراستار
۵۵٬۷۱۴

ویرایش