پرش به محتوا

روبان قرمز (فیلم): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:




فیلم بلند سینمایی ساخته‌ی [[حاتمی کیا، ابراهیم (تهران ۱۳۴۰ش)|ابراهیم حاتمی‌کیا]]. حاتمی‌کیا به عنوان نویسنده و کارگردان این فیلم را در سال 1377 تولید کرده است. روبان قرمز نخستین بار در [[هفدهمین دوره‌ جشنواره‌ فیلم فجر|هفدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر]] به نمایش درآمد و با وجود نامزدی در بیش‌تر رشته‌ها و بخش‌های رقابتی سینمای ایران توفیق چندانی به دست نیاورد. این فیلم از دی 1378 به صورت گسترده اکران شده است. فیلم روبان قرمز را نمی‌توان با آثار دیگر حاتمی‌کیا مقایسه کرد؛ زیرا حاتمی‌کیا در آن با نگاهی فلسفی و نمادگرایانه به ایران و جنگ نگریسته و از عشق سخن گفته است. بی راه نیست اگر این اثر را عاشقانه‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا بدانیم. در این فیلم از آغاز تا به آخر عشق موج می‌زند و [[پرستویی، پرویز (همدان ۱۳۳۴ش)|پرویز پرستویی]]، [[کیانیان، رضا (تهران ۱۳۳۰ش)|رضا کیانیان]] و [[حاجیان، آزیتا (تهران ۱۳۳۶ش)|آزیتا حاجیان]] در قالب شخصیت‌هایی پرداخته شده، موقعیتی مثلث‌گونه را ایجاد کرده‌اند.
فیلم بلند سینمایی ساخته‌ی [[حاتمی کیا، ابراهیم (تهران ۱۳۴۰ش)|ابراهیم حاتمی‌کیا]]. حاتمی‌کیا به عنوان نویسنده و کارگردان این فیلم را در سال 1377 تولید کرده است. روبان قرمز نخستین بار در [[هفدهمین دوره‌ جشنواره‌ فیلم فجر|هفدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر]] به نمایش درآمد و با وجود نامزدی در بیش‌تر رشته‌ها و بخش‌های رقابتی سینمای ایران توفیق چندانی به دست نیاورد. این فیلم از دی 1378 به صورت گسترده اکران شده است. فیلم روبان قرمز را نمی‌توان با آثار دیگر حاتمی‌کیا مقایسه کرد؛ زیرا حاتمی‌کیا در آن با نگاهی فلسفی و نمادگرایانه به ایران و جنگ نگریسته و از عشق سخن گفته است. بی راه نیست اگر این اثر را عاشقانه‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا بدانیم. در این فیلم از آغاز تا به آخر عشق موج می‌زند و [[پرستویی، پرویز (همدان ۱۳۳۴ش)|پرویز پرستویی]]، [[کیانیان، رضا (تهران ۱۳۳۰ش)|رضا کیانیان]] و [[حاجیان، آزیتا|آزیتا حاجیان]] در قالب شخصیت‌هایی پرداخته شده، موقعیتی مثلث‌گونه را ایجاد کرده‌اند.




'''خلاصه‌ی داستان'''
'''خلاصه‌ی داستان'''


محبوبه دختر جنگ‌زده‌ی جنوبی كه خانواده‌اش را در جنگ از دست داده، پس از مدت‌ها به خانه‌ی پدری كه اكنون بیش‌تر به ویرانه‌ای شبیه است بازمی‌گردد تا آنجا زندگی كند. او در بدو ورودش به منطقه، با مردی به نام داوود روبه‌رو می‌شود كه از پایان جنگ تاكنون مشغول پاكسازی منطقه از مین‌های زمین است. محبوبه به طور تصادفی در خانه‌اش تانكی را زیر آوار پیدا می‌كند و تصمیم می‌گیرد آن را بفروشد. او به مردی افغانی و تنها به نام جمعه كه نگهبان گورستان تانك است پیشنهاد فروش تانك خود را می‌دهد. جمعه به او علاقمند می‌شود و داوود هم همین‌طور، اما داوود عشق خود را بروز نمی‌دهد. روزی بر اثر انفجار مین داوود زخمی می‌شود و جمعه او را به بیمارستان می‌برد و در برگشت محبوبه به عشق او نسبت به خودش پی می‌برد. زمانی كه محبوبه و جمعه درگیر می‌شوند و تانك بدون سرنشین با خیمه‌ی داوود برخورد می‌كند، ناگهان چشمه‌ای از زمین می‌جوشد.
محبوبه دختر جنگ‌زده‌ی جنوبی که خانواده‌اش را در جنگ از دست داده، پس از مدت‌ها به خانه‌ی پدری که اکنون بیش‌تر به ویرانه‌ای شبیه است بازمی‌گردد تا آنجا زندگی کند. او در بدو ورودش به منطقه، با مردی به نام داوود روبه‌رو می‌شود که از پایان جنگ تاکنون مشغول پاکسازی منطقه از مین‌های زمین است. محبوبه به طور تصادفی در خانه‌اش تانکی را زیر آوار پیدا می‌کند و تصمیم می‌گیرد آن را بفروشد. او به مردی افغانی و تنها به نام جمعه که نگهبان گورستان تانک است پیشنهاد فروش تانک خود را می‌دهد. جمعه به او علاقمند می‌شود و داوود هم همین‌طور، اما داوود عشق خود را بروز نمی‌دهد. روزی بر اثر انفجار مین داوود زخمی می‌شود و جمعه او را به بیمارستان می‌برد و در برگشت محبوبه به عشق او نسبت به خودش پی می‌برد. زمانی که محبوبه و جمعه درگیر می‌شوند و تانک بدون سرنشین با خیمه‌ی داوود برخورد می‌کند، ناگهان چشمه‌ای از زمین می‌جوشد.




سرویراستار
۵۴٬۶۹۵

ویرایش