Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۸٬۴۷۳
ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
2.گسترۀ [[نحو|نحوی]] و [[بلاغت|بلاغی]] زبان: اگر قابلیت عمدۀ غزلیات [[سعدی، مصلح الدین (شیراز ح ۶۰۶ـ ح ۶۹۱ق)|سعدی]] را در بهرهگیری شاعرشان از حداکثر توانِ نحو زبان بدانیم و در غزل [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، تسلط بی چون و چرای او در استفاده از حد اعلای بیان مجازی، غزل مولانا -فارغ از ملاحظات تاریخی- شعریست که بر گردۀ این دو سوار است[3]. یعنی با توجه به اشراف مولانا به زبان فارسی (شاخههای خراسانی و البته نواحی مرکزی ایران، همانی که بستر شعر سبک عراقیست) و عربی و آشنایی ناگزیر او با چند زبان دیگر و همچنین احاطۀ کامل او بر جریانهای فکری رایج و گذشته و نیز ادبیات فارسی و تازی، وسیعترین شعر را از حیث نحو زبان و وسعت و ژرفای مجاز، در دیوان کبیر و البته [[مثنوی معنوی|مثنوی]] باید جست. در غزلهای مولوی به خاطر ریتم موسیقایی و خاستگاه شهودی، گاه در یک شعر واحد، زبان در حالتهای بیانی [[استعاره|استعاری]]، [[نماد|نمادین]]، [[تمثیل|تمثیلی]]، [[سمبل|سمبلیک]] و موهوم در نوسان است و در عین حال از [[حس آمیزی|حسآمیزی]] و [[کنایه]] و [[تشبیه]] نیز بهره دارد و عجیب این که با وجود رمزوارگی صوفیانه و معرفتی، گاه در سطح رئال نیز در جریان است. از سوی دیگر نیز به دلایلی که ذکر شد، خاصه بهرهگیری مولانا از شیوۀ شطح و امکانات زبان عربی، غزلهای او از حیت گستردگی نحو کاملترین کلام فارسی هستند. | 2.گسترۀ [[نحو|نحوی]] و [[بلاغت|بلاغی]] زبان: اگر قابلیت عمدۀ غزلیات [[سعدی، مصلح الدین (شیراز ح ۶۰۶ـ ح ۶۹۱ق)|سعدی]] را در بهرهگیری شاعرشان از حداکثر توانِ نحو زبان بدانیم و در غزل [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، تسلط بی چون و چرای او در استفاده از حد اعلای بیان مجازی، غزل مولانا -فارغ از ملاحظات تاریخی- شعریست که بر گردۀ این دو سوار است[3]. یعنی با توجه به اشراف مولانا به زبان فارسی (شاخههای خراسانی و البته نواحی مرکزی ایران، همانی که بستر شعر سبک عراقیست) و عربی و آشنایی ناگزیر او با چند زبان دیگر و همچنین احاطۀ کامل او بر جریانهای فکری رایج و گذشته و نیز ادبیات فارسی و تازی، وسیعترین شعر را از حیث نحو زبان و وسعت و ژرفای مجاز، در دیوان کبیر و البته [[مثنوی معنوی|مثنوی]] باید جست. در غزلهای مولوی به خاطر ریتم موسیقایی و خاستگاه شهودی، گاه در یک شعر واحد، زبان در حالتهای بیانی [[استعاره|استعاری]]، [[نماد|نمادین]]، [[تمثیل|تمثیلی]]، [[سمبل|سمبلیک]] و موهوم در نوسان است و در عین حال از [[حس آمیزی|حسآمیزی]] و [[کنایه]] و [[تشبیه]] نیز بهره دارد و عجیب این که با وجود رمزوارگی صوفیانه و معرفتی، گاه در سطح رئال نیز در جریان است. از سوی دیگر نیز به دلایلی که ذکر شد، خاصه بهرهگیری مولانا از شیوۀ شطح و امکانات زبان عربی، غزلهای او از حیت گستردگی نحو کاملترین کلام فارسی هستند. | ||
3. اگر چه با تحقیق و تفصیل میتوان به این بحث پرداخت که مولانا -در کنار سعدی و حافظ و [[فردوسی طوسی، ابوالقاسم (طوس ۳۲۹ـ ۴۱۷/۴۱۱ق)|فردوسی]]- از چند شاعر محدود فارسیزبان است که توانسته اندوختۀ زبانی ما را به میزان قابل توجهی غنا بخشد، اما طرح این ادعا که ایشان به خاطر آفرینش واژگان متعدد از راه [[صرف و نحو|صرف]] و ترکیب کلمات، | 3. اگر چه با تحقیق و تفصیل میتوان به این بحث پرداخت که مولانا -در کنار سعدی و حافظ و [[فردوسی طوسی، ابوالقاسم (طوس ۳۲۹ـ ۴۱۷/۴۱۱ق)|فردوسی]]- از چند شاعر محدود فارسیزبان است که توانسته اندوختۀ زبانی ما را به میزان قابل توجهی غنا بخشد، اما طرح این ادعا که ایشان به خاطر آفرینش واژگان متعدد از راه [[صرف و نحو|صرف]] و ترکیب کلمات، بیشترین نقش را در گسترش زبان شعر فارسی داشته، به سادگی قابل اثبات و بررسیست. اگر آماری درست از میزان ترکیبات دیوان کبیر و واژههای ابداعیِ انشقاقیِ مولانا در این کتاب ارائه شود، تردیدی را که ممکن است در این مورد باشد، از میان خواهد برد. طبق آماری که [[شفیعی کدکنی، محمدرضا|شفیعی کدکنی]] از فروزانفر، در مقدمۀ کتاب «غزلیات شمس تبریز» نقل کرده، شمارۀ ترکیبات دیوان کبیر 75000 و از این مجموع، تعداد 10000 محصول قوۀ خلاقۀ مولاناست. حال باید دید که وجه ممیزۀ این ترکیبات چیست: رستخیز ناگهان- بیشۀ اندیشهها- گرمسیر ضمیر- سبز خنگ چرخ- قدس دل- شجر فطرت- کبوتران سلام- ابر دل- شیشهگر عشق- خواب مسکین- سایۀ لوای کرم- دوزخآشام- کمگویک - کبک دری رفتارک- باغستان وحدت- سلسلهبندنده- طربستان ابد- تتق ازرق- غبار هوش- هاون ایام- حرف سیهروی- خوشآباد- عشقهمت- خونریزبک- دمشق دل- خندهخانه- دندان عیش- منجنیق کبریا- کبوترخانۀ جانها- مطرب هوای دل عاشقان روح- وسوسهمند- شکرجواب- سیمرغ دعا- سرهنگ قضا- بناگوش ضمیر- الفاظ وحیآسا- هندوبک- کمپیر- مطبخ سودا- تنهارو- خرقۀ بیچونی- سلطنت الا- مرکب معنی- دانش هستانه- آهوی یاهو- غار سعادت- پستان کریم- شمع صفا- درازپهنا- عربدهباره | ||
اگرچه برای بررسی دقیقِ گستره و ژرفای خلاقیت مولانا میبایست عناصر زبانی غزلها را در بافت کلی ابیات و حتی اشعار دید، با نگاهی دقیق به ترکیبات بالا که نمونههای اندکی از سرچشمۀ نوآوری مولانا در این زمینه است، چند نکته معلوم میشود: | اگرچه برای بررسی دقیقِ گستره و ژرفای خلاقیت مولانا میبایست عناصر زبانی غزلها را در بافت کلی ابیات و حتی اشعار دید، با نگاهی دقیق به ترکیبات بالا که نمونههای اندکی از سرچشمۀ نوآوری مولانا در این زمینه است، چند نکته معلوم میشود: | ||
ویرایش