غریبه و مه (فیلم): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
'''خلاصۀ داستان''' | '''خلاصۀ داستان''' | ||
در یک آبادی پرتافتادۀ کنار دریا در شمال، اهالی قایقی را میبینند که به سوی ساحل پیش میآید. قایق را از آب میگیرند و در آن مردی زخمخورده را (با بازی [[شجاع زاده، خسرو (بندر ترکمن ۱۳۲۴ش)|خسرو شجاعزاده]]) مییابند که نامش آیت است و نمیداند چه بر سرش آمده است. زنی به نام رعنا (با بازی [[معصومی، پروانه | در یک آبادی پرتافتادۀ کنار دریا در شمال، اهالی قایقی را میبینند که به سوی ساحل پیش میآید. قایق را از آب میگیرند و در آن مردی زخمخورده را (با بازی [[شجاع زاده، خسرو (بندر ترکمن ۱۳۲۴ش)|خسرو شجاعزاده]]) مییابند که نامش آیت است و نمیداند چه بر سرش آمده است. زنی به نام رعنا (با بازی [[معصومی، پروانه|پروانه معصومی]])، که شوهرش در دریا غرق شده و جسدش را پس نداده، کنجکاو احوال آیت است. این مساله کینۀ خانوادۀ شوهر او را برمیانگیزد. اهل آبادی از آیت میخواهند که یکی از دختران آبادی را به عقد خود درآورد. وقتی آیت رعنا را انتخاب میکند، درگیری و دودستگی پیش میآید. در مراسم عروسی گرگی به آبادی میزند و دو ناشناس سر راه آیت قرار میگیرند و از او میخواهند به دنبال آنها برود. آیت نمیپذیرد و چندی بعد، با مرد ناشناسی درگیر میشود. آیت پس از کشتن مرد درمییابد که او شوهر گمشدۀ رعنا بوده است. روزی مردی در جامۀ سیاه، با قایق از میان مه به آبادی میآید، و پس از خرید مقداری آذوقه راه آمده را بازمیگردد. آیت دچار هراس میشود، و روز بعد چند غریبه سوار بر پنج قایق به آبادی میآیند و با آیت درگیر میشوند. اهالی نیز به کمک آیت میآیند. هر پنج مرد از پا درمیآیند و آیت، که زخم برداشته است، سوار بر قایق از ساحل دور میشود تا بداند که در آن طرف آب چه خبر است. رعنا از نو لباس سیاه به تن میکند. | ||