هندی، هنر

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
رسمانچه، بیشنوپور، این معبد توسط پادشاه بیر هامبیر ساخته شده
مجسمه برنزی چولا شیوا در نقش ناتاراجا، ارباب رقص

هِندی، هُنر (Indian art)

هنرهای شبه‌قارّۀ هند (امروزه شامل هند، پاکستان، و بنگلادش). قدمت هنر هند به تمدّن درۀ سِند[۱] باستانی (ح ۳۰۰۰ تا ۱۵۰۰پ‌م) بازمی‌گردد، که در شهرهای هاراپا[۲] و موهنجو دارو[۳] متمرکز بوده است. به‌سبب وضع آب‌وهوایی هند، از این دوران فقط دست‌ساخته‌هایی از اجناس مقاوم برجا مانده است؛ همچون مُهرهایی از سنگ صابونی، سفالینه‌ها، و تندیس‌هایی از گل پخته[۴]، که نفوذ هنر بین‌النهرین[۵] در آن‌ها مشهود است. حدود ۱۸۰۰پ‌م، تهاجم‌های قوم آریایی[۶] به سرزمین هند، دین و هنر هندو را متحوّل ساخت؛ هنر هندو بر ستایش خدایان، قهرمانان، و صحنه‌هایی از دو حماسۀ بزرگِ مهابهاراتا[۷] و رامایانا[۸] مبتنی بود. از قرن ۶پ‌م، هنر بودایی با تمرکز بر زندگی و روشنگریِ بودا ساکیامونی[۹] اشاعه یافت. در قرن‌های ۱۶ و ۱۷م امپراتوری تیموری هند[۱۰]، هنر اسلامی را در این شبه‌قاره رواج داد.
هنر بودایی. هنر بوداییِ آغازین با معماری استوپا[۱۱] (معابدی که آرامگاه بودا و مریدانش بود) تکوین یافت؛ در این هنر، نمادها، بازنمایی حضور بودا بودند. نخستین تجسّم بودا در هیئت انسانی، در مجسمه‌های سنّت ماتورا[۱۲] (قرن ۲پ‌م) و گنداره[۱۳] (قرن ۶ـ۲پ‌م) ظاهر شد. در سنّت گنداره، که احتمالاً از مهم‌ترین مکتب‌های مجسمه‌سازی بودایی بوده، نفوذ هنر یونانی مشهود است، که همراه با دین بودایی به چین، کُره، و ژاپن نیز راه یافت. نقش‌برجسته‌های گودِ[۱۴] ماتورا، مجسمه‌سازی معتدل‌ترِ دورۀ گوپتا[۱۵] (ح قرن ۵م) را در پی داشت. غارهای آجانتا[۱۶]، نزدیک مومبای[۱۷] (بمبئی) که احداث‌شان به حدود ۲۰۰پ‌م بازمی‌گردد. از ممتازترین آثار هنریِ دورۀ گوپتا شمرده می‌شوند. دیوارنگاره‌های متعلق به قرون ۵ تا ۷م در این غارها، گرچه با اهداف دینی نقاشی شده‌اند، بازتابی از جامعۀ آراستۀ درباری‌اند.
هنر هندو. از قرن ۴م، هنرمندان هندو با تأثیر از هنر بودایی مجموعه معابد عظیمی ساختند. هنر هندو بیشتر از پورانه‌ها[۱۸] تأثیر داشت، که نوشته‌هایی مقدس دربارۀ تاریخ و افسانه‌های باستانی قرن ۴م بودند. در معابد اصلی، تالارهای وسیع با نقاشی‌ها و مجسمه‌هایی تزیین شده‌اند که صحنه‌هایی از پورانه‌ها و خدایان اصلی هندو را نشان می‌دهند. شمایل‌های ربّ‌النّوع‌ها عبارت‌اند از شیوا[۱۹] (نمایندۀ نابودی و تجدید حیات بعد از آن)، ویشنو[۲۰] (نگه‌دارندۀ جهان) و مَهادوِی[۲۱] (همسر شیوا). مهادوی به دو شکل تجسّم می‌یابد؛ کالی[۲۲]، الهۀ مرگ و نابودی، و پاروَتی[۲۳] نیکوخصال. هنرمندان هندو عبادتگاه‌هایی نیز در غارها برپا ساختند، که معروف‌‌ترینِ‌شان در اِلِفانتا[۲۴]، نزدیک مومبای قرار دارد، و توصیفی یادمانی است از سه نیروی آفرینش، دوام، و نابودی، که در مجسمۀ شیوا با سه سَر متجلّی شده است. این مجسمه از نخستین آثارِ هنریِ هندو بود که در غرب بسیار ستوده شد. از هنر متأخر هندو تصاویری جواهرگونه از زندگی کریشنا[۲۵] و راما[۲۶] در نسخه‌های خطّیِ روی برگ نخل به‌جا مانده است، که به نقاشی راجپوت[۲۷] معروف است.
هنر گورکانیان هند. از قرن ۱۱م، مسلمانان مساجد و انواع هنرهای اسلامی را جانشین معابد بودایی و هندو کردند. در قرن ۱۶م، مغول‌ها امپراتوری وسیع را برپا ساختند. نگارگران ایرانی به دربارهای شاهان گورکانی دعوت شدند و به هنرمندان هندو، هنر آموختند. این آمیختگی هنرها بخشی از برنامۀ فرهنگی اکبرشاهِ آزاداندیش بود، که مینیاتورهای گورکانی نظرگیری از دربارهای جهانگیر و شاه‌جهان، حاصل آن است؛ مضامین این نگارگری‌ها عبارت‌اند از صورت‌نمایی، صحنه‌های تاریخی، پرندگان، حیوانات و گُل‌ها.

 


  1. Indus Valley
  2. Harappa
  3. Mohenjo Daro
  4. terracotta
  5. Mesopotamia
  6. Aryan
  7. Mahabharata
  8. Ramayana
  9. Buddha Sakyamuni
  10. Mogul Empire
  11. stupa
  12. Mathura
  13. Gandhara
  14. deep relief
  15. Gupta
  16. Ajanta
  17. Mumbai
  18. Puranas
  19. Shiva
  20. Vishnu
  21. Mahadevi
  22. Kali
  23. Parvati
  24. Elephanta
  25. Krishna
  26. Rama
  27. Rajput