تفاوت طنز با هجو و هزل: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
''' | '''شکلگیری و گسترش کاربرد طنز در ادبیات فارسی''' | ||
طنزکردن در آغاز معنی طعنه زدن، تمسخر کردن و عیبجویی را میداد. در دورۀ مشروطیت که شعرا و نویسندگان تعهد فوق العادهای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس میکردند، اشعار و نوشتههای طنزآمیز و انتقادی زیادی به وجود آوردند و کمکم احتیاج به وجود کلمهای که اینگونه آثار را توصیف کند احساس شد. طاهرزاده صابر (شاعر و طنزنویس آذربایجانی) با نوشتن در مجلۀ ملانصرالدین باعث به وجود آمدن فصل جدیدی در تاریخ طنزنویسی در ممالک همجوار ایران و خاصه خود ایران شد. دهخدا که خود در چرند و پرند از ملانصرالدين ملهم بـود، مینویسد: «صابر از شعرای خیالپرست نبود، و در مدح و ذم کس شعر نمیسرود. با اشخاص کاری نداشت، بلکه هنر خود را در راه اصلاح معایب جامعه و تهذیب اخلاق به کار میبرد...» صابر از مداحی و تملق متنفر بود و در جواب کسانی که میگفتند صابر در قصاید غرا پیاده است، میگوید من در سرودن قصاید متملقانه اقتدار ندارم، افتخارم به سرودن هجوهای مشتمل بر انتقادات اجتماعی است. باید توجه کرد که خود صابر کلمۀ «هجو» را برای اشعار خود به کار میبرد. ولی چند دهه بعد مدرس تبریزی که در کتاب ریحانة الادب شرح احوال صابر را مینویسد، اشعار او را «هجو صادق» مینامد. از اوائل سدۀ 14ش کلمۀ «طنز» تدریجاً به جای «ساتیرۀ» فرنگی به کار برده شده و کمکم در فارسی مفهوم کلی آن را پیدا کرده است. مثلاً يحيى آرینپور در از صبا تا نیما فصلی به «طنزنویسی در دورۀ مشروطیت» اختصاص میدهد. دورۀ بیداری را باید دورۀ تکامل و بلوغ طنز فارسی دانست. یکی از عوامل مؤثر در رشد طنز، رواج سادهنویسی بود که مجال پدید آمدن آثاری چون ''چرند و پرند'' دهخدا و برخی آثار طالبوف و نسیم شمال و بعدها ''یکی بود یکی نبود'' جمالزاده را فراهم ساخت. از بهترین آثار طنز فارسی، روایت ترجمهگونۀ ''حاجیبابای'' اصفهانی اثر جیمز موریه، به قلم میرزا حبیب اصفهانی است. طنز فارسی را در آثار صادق هدایت نیز مییابیم. شمار طنزنویسان ایرانی در ۵۰ سال اخیر روبه افزایش گذاشته است. توفیق، ایرج پزشکزاد، عمران صلاحی و کیومرث صابری فومنی (گلآقا) از معروفترین طنزنویسان دهههای اخیر ایرانند. | طنزکردن در آغاز معنی طعنه زدن، تمسخر کردن و عیبجویی را میداد. در دورۀ مشروطیت که شعرا و نویسندگان تعهد فوق العادهای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس میکردند، اشعار و نوشتههای طنزآمیز و انتقادی زیادی به وجود آوردند و کمکم احتیاج به وجود کلمهای که اینگونه آثار را توصیف کند احساس شد. طاهرزاده صابر (شاعر و طنزنویس آذربایجانی) با نوشتن در مجلۀ ملانصرالدین باعث به وجود آمدن فصل جدیدی در تاریخ طنزنویسی در ممالک همجوار ایران و خاصه خود ایران شد. دهخدا که خود در چرند و پرند از ملانصرالدين ملهم بـود، مینویسد: «صابر از شعرای خیالپرست نبود، و در مدح و ذم کس شعر نمیسرود. با اشخاص کاری نداشت، بلکه هنر خود را در راه اصلاح معایب جامعه و تهذیب اخلاق به کار میبرد...» صابر از مداحی و تملق متنفر بود و در جواب کسانی که میگفتند صابر در قصاید غرا پیاده است، میگوید من در سرودن قصاید متملقانه اقتدار ندارم، افتخارم به سرودن هجوهای مشتمل بر انتقادات اجتماعی است. باید توجه کرد که خود صابر کلمۀ «هجو» را برای اشعار خود به کار میبرد. ولی چند دهه بعد مدرس تبریزی که در کتاب ریحانة الادب شرح احوال صابر را مینویسد، اشعار او را «هجو صادق» مینامد. از اوائل سدۀ 14ش کلمۀ «طنز» تدریجاً به جای «ساتیرۀ» فرنگی به کار برده شده و کمکم در فارسی مفهوم کلی آن را پیدا کرده است. مثلاً يحيى آرینپور در از صبا تا نیما فصلی به «طنزنویسی در دورۀ مشروطیت» اختصاص میدهد. دورۀ بیداری را باید دورۀ تکامل و بلوغ طنز فارسی دانست. یکی از عوامل مؤثر در رشد طنز، رواج سادهنویسی بود که مجال پدید آمدن آثاری چون ''چرند و پرند'' دهخدا و برخی آثار طالبوف و نسیم شمال و بعدها ''یکی بود یکی نبود'' جمالزاده را فراهم ساخت. از بهترین آثار طنز فارسی، روایت ترجمهگونۀ ''حاجیبابای'' اصفهانی اثر جیمز موریه، به قلم میرزا حبیب اصفهانی است. طنز فارسی را در آثار صادق هدایت نیز مییابیم. شمار طنزنویسان ایرانی در ۵۰ سال اخیر روبه افزایش گذاشته است. توفیق، ایرج پزشکزاد، عمران صلاحی و کیومرث صابری فومنی (گلآقا) از معروفترین طنزنویسان دهههای اخیر ایرانند. | ||