Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۹۱۲
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
'''شکلگیری و گسترش کاربرد طنز در ادبیات فارسی''' | '''شکلگیری و گسترش کاربرد طنز در ادبیات فارسی''' | ||
«طنزکردن» در آغاز معنی طعنه زدن، تمسخر کردن و عیبجویی را میداد. در دورۀ [[مشروطیت، انقلاب|مشروطیت]] که شعرا و نویسندگان تعهد فوقالعادهای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس میکردند، اشعار و نوشتههای طنزآمیز و انتقادی زیادی به وجود آوردند و کمکم احتیاج به وجود کلمهای که اینگونه آثار را توصیف کند احساس شد. [[طاهرزاده، میرزا علی اکبر|میرزا علیاکبر طاهرزاده صابر]] (شاعر و طنزنویس آذربایجانی) با نوشتن در مجلۀ ملانصرالدین باعث به وجود آمدن فصل جدیدی در تاریخ طنزنویسی در ممالک همجوار ایران و خاصه خود ایران شد. دهخدا که خود در [[چرند و پرند]] از ملانصرالدين ملهم بود، مینویسد: «صابر از شعرای خیالپرست نبود، و در مدح و ذم کس شعر نمیسرود. با اشخاص کاری نداشت، بلکه هنر خود را در راه اصلاح معایب جامعه و تهذیب اخلاق به کار میبرد...» صابر از مداحی و تملق متنفر بود و در جواب کسانی که میگفتند صابر در قصاید غرا پیاده است، میگوید من در سرودن قصاید متملقانه اقتدار ندارم، افتخارم به سرودن هجوهای مشتمل بر انتقادات اجتماعی است. باید توجه کرد که خود صابر کلمۀ «هجو» را برای اشعار خود به کار میبرد. ولی چند دهه بعد [[مدرس تبریزی، محمدعلی (تبریز ۱۲۵۸ـ۱۳۳۳ش)|مدرس تبریزی]] که در کتاب [[ | «طنزکردن» در آغاز معنی طعنه زدن، تمسخر کردن و عیبجویی را میداد. در دورۀ [[مشروطیت، انقلاب|مشروطیت]] که شعرا و نویسندگان تعهد فوقالعادهای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس میکردند، اشعار و نوشتههای طنزآمیز و انتقادی زیادی به وجود آوردند و کمکم احتیاج به وجود کلمهای که اینگونه آثار را توصیف کند احساس شد. [[طاهرزاده، میرزا علی اکبر|میرزا علیاکبر طاهرزاده صابر]] (شاعر و طنزنویس آذربایجانی) با نوشتن در مجلۀ ملانصرالدین باعث به وجود آمدن فصل جدیدی در تاریخ طنزنویسی در ممالک همجوار ایران و خاصه خود ایران شد. دهخدا که خود در [[چرند و پرند]] از ملانصرالدين ملهم بود، مینویسد: «صابر از شعرای خیالپرست نبود، و در مدح و ذم کس شعر نمیسرود. با اشخاص کاری نداشت، بلکه هنر خود را در راه اصلاح معایب جامعه و تهذیب اخلاق به کار میبرد...» صابر از مداحی و تملق متنفر بود و در جواب کسانی که میگفتند صابر در قصاید غرا پیاده است، میگوید من در سرودن قصاید متملقانه اقتدار ندارم، افتخارم به سرودن هجوهای مشتمل بر انتقادات اجتماعی است. باید توجه کرد که خود صابر کلمۀ «هجو» را برای اشعار خود به کار میبرد. ولی چند دهه بعد [[مدرس تبریزی، محمدعلی (تبریز ۱۲۵۸ـ۱۳۳۳ش)|مدرس تبریزی]] که در کتاب [[ریحانةالادب|ریحانة الادب]] شرح احوال صابر را مینویسد، اشعار او را «هجو صادق» مینامد. از اوائل سدۀ 14ش کلمۀ «طنز» تدریجاً به جای ساتیر فرنگی به کار برده شده و کمکم در فارسی مفهوم کلی آن را پیدا کرده است. مثلاً [[یحیی آرین پور|يحيى آرینپور]] در ''از صبا تا نیما'' فصلی به «طنزنویسی در دورۀ مشروطیت» اختصاص میدهد. دورۀ بیداری را باید دورۀ تکامل و بلوغ طنز فارسی دانست. یکی از عوامل مؤثر در رشد طنز، رواج سادهنویسی بود که مجال پدید آمدن آثاری چون ''چرند و پرند'' دهخدا و برخی آثار [[طالبوف، عبدالرحیم (تبریز ۱۲۱۳ـ داغستان ۱۲۹۰ش)|طالبوف]] و [[نسیم شمال]] و بعدها ''یکی بود یکی نبود'' [[جمال زاده، محمدعلی (اصفهان ۱۲۷۱ـ ژنو ۱۳۷۶ش)|جمالزاده]] را فراهم ساخت. از بهترین آثار طنز فارسی، روایت ترجمهگونۀ [[حاجی بابا اصفهانی|''حاجیبابای'' اصفهانی]] اثر [[موریه، جیمز (۱۷۸۰ـ۱۸۴۹)|جیمز موریه]]، به قلم [[میرزا حبیب اصفهانی]] است. طنز فارسی را در آثار [[هدایت، صادق (تهران ۱۲۸۱ـ پاریس ۱۳۳۰ش)|صادق هدایت]] نیز به شکل پررنگی مییابیم. شمار طنزنویسان ایرانی در ۵۰ سال اخیر رو به افزایش گذاشته است. حسین توفیق (مدیر و مؤسس [[توفیق (هفتهنامۀ اجتماعی)|هفتهنامۀ توفیق]])، [[پزشکزاد، ایرج (تهران ۱۳۰۶ش)|ایرج پزشکزاد]]، [[صلاحی، عمران|عمران صلاحی]] و [[صابری فومنی، کیومرث (صومعه سرا ۱۳۲۰ـ تهران ۱۳۸۲ش)|کیومرث صابری فومنی]] (گلآقا) از معروفترین طنزنویسان معاصر ایرانند. | ||
<br /> | <br /> | ||
ویرایش