بانو (فیلم)

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پوستر فیلم
پوستر فیلم

فیلم بلند سینمایی ساخته‌ی داریوش مهرجویی. مهرجویی به عنوان کارگردان و نویسنده این فیلم را در سال 1370 تولید کرده است. یکی از فیلم‌های چهارگانه‌ی کارگردان (بانو، سارا، پری و لیلا) است که به جست‌وجو در لایه‌های پنهان روح آدمی می‌پردازد و وابستگی‌های درونی انسان را آشکار می‌سازد. سارا در جشنواره‌ی دهم فیلم فجر به نمایش درآمد و تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخت، ولی به خاطر برخی سوء برداشت‌ها امكان نمایشش فراهم نیامد تا این كه در سال 1377 (یعنی هفت سال پس از تولید) رفع توقیف شد و به اكران عمومی رسید. مهرجویی درباره‌ی غایت معنایی این فیلم گفته است كه: «فیلم درواقع بر مبنای سلوك یا فرایند فردانیت شكل گرفته كه شكل مدرن سلوك و مقامات عرفانی شرق است؛ گذر از مراحل برزخی كه در آن برای رسیدن به فردانیت یا تفرد ناب وجودی باید رنج بسیار برد و پوست انداخت و این پوست انداختن كار ساده‌ای نیست و همه كس هم از عهده‌اش برنمی‌آید.» در دوره‌ی دوم جشن خانه‌ی سینما (1377) عبدالله اسکندری برای چهره‌پردازی بانو و گوهر خیراندیش (بازیگر نقش دوم زن) برای بازی‌اش تندیس جشنواره را دریافت کرده‌اند.


خلاصه‌ی داستان

داستان فیلم بانو از آن‌جا شروع می‌شود كه محمود (خسرو شكیبایی)، شوهر مریم بانو (بیتا فرهی)، برای پیوستن به یك زن جوان مطلقه همسرش را ترك می‌كند و به امارات متحده عربی می‌رود. بانو كه زنی عرفان‌دوست و اهل مطالعه است از روی دلسوزی و برای یافتن همدم، كرمعلی باغبان همسایه (فردوس كاویانی) و هاجر همسر مریض احوال باردارش (گوهر خیراندیش) را كه اتاق محل سكونتشان را از دست داده‌اند، به خانه‌ی خود دعوت می‌كند و هاجر را برای مداوا پیش دكتر حسام، دوست قدیمی‌اش (محمود كلاری) می‌برد. به تدریج همسر برادر هاجر، شیرین (سیما تیرانداز)، كه با 2 فرزندش از اراك به تهران آمده و پدر هاجر، قربان‌سالار (عزت‌الله انتظامی)، نیز به آنها ملحق می‌شوند و چنان اختیار خانه را در دست می‌گیرند كه مستخدمه‌ی خانه آن‌جا را ترك می‌كند. قربان‌سالار از اعتماد بانو سوء‌استفاده می‌كند و یك تخته فرش و چند گلدان عتیقه را به كمك شریكش (فتحعلی اویسی) می‌رباید و در ازای بدهی‌اش به او می‌دهد. بانو كه شاهد سرقت است، به شدت عصبی می‌شود و وقتی با انكار قربان‌سالار و هاجر روبه‌رو می‌شود، به اتاقش پناه می‌برد و در را به روی خود می‌بندد. در حالی كه بانو چند روز خود را در اتاق زندانی كرده و لب به غذا نمی‌زند و از سوی دیگر خالی كردن خانه به دست قربان‌سالار و شریكش ادامه دارد، محمود از مسافرت برمی‌گردد و خانه را كاملا به هم ریخته می‌یابد. او برای بانو كه بیمار و ضعیف شده، تعریف می‌كند كه چه طور زن مورد علاقه‌اش در یك فرصت مناسب او را ترك كرد. و احتمالا طبق نقشه قبلی به‌ سراغ مرد دیگری رفته است. محمود به سراغ دكتر حسام می‌رود و به كمك او قربان‌سالار را كه از كمردرد می‌نالد، به بیمارستان منتقل می‌كند. هاجر نیز برای زایمان به بیمارستان می‌رود و بقیه‌ی میهمانان به تدریج خانه را ترك می‌كنند تا نوسازی آغاز شود؛ اما حالا این بانوست كه خانه را ترك می‌گوید و به دیاری دیگر عزیمت می‌كند.


عوامل فیلم

نویسنده و كارگردان: داریوش مهرجویی

تهیه‌كننده: مجید مدرسی؛ محمدمهدی دادگو

بازیگران: بیتا فرهی؛ عزت‌الله انتظامی؛ خسرو شكیبایی؛ گوهر خیراندیش؛ حمیده خیرآبادی؛ فتحعلی اویسی؛ فردوس كاویانی؛ سیما تیرانداز؛ محمود كلاری؛ ملیحه نصیری؛ جلال مقدم

مدیر فیلم‌برداری: تورج منصوری

تدوین: حسن حسندوست

طراح صحنه: فریال بهزاد

طراح لباس: ژیلا مهرجویی

موسیقی: ناصر چشم‌آذر

صدابردار: اصغر شاهوردی

چهره‌پرداز: عبدالله اسكندری



[۱]

[۲]