Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۳۱۳
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
بازنمود چشماندازی در طبیعت، همچون مناظری از نواحی روستایی یا افق شهرها. منظرهپردازی از اوایل تاریخ میلادی در چین آغاز شد، ولی در هنر غربی تا قرون وسطا ظهور نکرد، و بهصورت پسزمینۀ تصاویر نسخ خطیِ مُذهّب بهکار میرفت. نخستین نقاشیِ منحصر به منظره را به آمبروجو لورنتستّی<ref>Ambrogio Lorenzetti</ref>، نقاش ایتالیایی، نسبت میدهند (ح ۱۳۳۵م). تا قرن ۱۷م که «منظرهپردازی کلاسیک» شکل گرفت، سفارشها به تکچهره و صحنههای دینی و اساطیری محدود میشد. آثار [[روبنس، پتر پل (۱۵۷۷ـ۱۶۴۰)|روبنس]]<ref>Rubens</ref> و مکتب هلند<ref>Dutch School </ref>ی در پیشرفت ژانر یا این گونۀ نقاشی مؤثر بودند. تصویرکردن منظره برای نشاندادن املاک شخصی رواج یافت، ازجمله در پردهای از [[گینزبارو، تامس (۱۷۲۷ـ۱۷۸۸)|گِینزبارو]]<ref>Gainsborough </ref> با نام ''آقا و خانم اَندروز''<ref>''Mr and Mrs Andrews''</ref> (ح ۱۷۴۸). گرچه [[امپرسیونیسم]]<ref>Impressionism </ref> آخرین مرحلۀ مهم منظرهپردازی عینی بود، پایان تحول آن بهشمار نمیرود. سزان<ref>Cézanne </ref> از منظره برای مطالعۀ زیرساختهای مشترک اشکال طبیعی سود برد، و [[ون گوگ، ونسان (۱۸۵۳ـ۱۸۹۰)|ونسان ونگوگ]]<ref>Vincent van Gogh </ref> آن را محملی برای بیان عواطف شخصی خود ساخت. نخستین بازنماییها از نقاشیِ منظره در آغاز چندان خواستار نداشت، زیرا کاربردی برای آن تصور نمیشد. نقاشی، امری تجملّی بهشمار میرفت، و فقط به مناسبتهایی مانند تجلیل از اشخاص مهم، یا تزیین کلیساها، برای عملی عبادی و نیز برای آموزش دینی به افراد بیسواد، یا بعدها بهقصد نشاندادن ثروت و شوکت اشخاص سفارش داده میشد. با این همه منظرههای طبیعی از روزگار رومیان، در پس پردۀ تئاتر بهکار میرفت؛ احتمالاً لورنتستّی از یک دیوارنگار<ref>fresco </ref> منظرهپردازیشدۀ رومی تأثیر گرفت، که امروز برجا نمانده است. تابلوی او با نام ''منظره''<ref>''Landscape''</ref> (ح ۱۳۳۵م) و دیوارنگارههایی بزرگ از تصویر ''تبعات کشورداری خوب و بد در شهر و روستا''<ref>''The Effects of Good and Bad Government on Town and Countryside''</ref> (۱۳۳۷ـ۱۳۳۹م؛ شهرداری سیِنا<ref>Town Hall, Siena</ref>)، نخستین نمونههای منظرهپردازی غربی بهشمار میروند. کتاب ''ایام پربرکت دوک دو بری''<ref>''Les Très Riches Heures du duc de Berry''</ref>، (اوایل قرن ۱۵م)، بهسبب تقویم مصورّش با پسزمینهای از منظره، تغییر فصلها، و کار و تفریح مردم، حائز اهمیت است. در قرن ۱۵م منظره به دو صورت، به منزلۀ پسزمینه ازجمله در آثار [[آیک، یان وان (ح ۱۳۹۰ـ۱۴۴۱م)|یان وان آیک]]<ref>Jan van Eyck</ref> و در موارد بسیاری از لوازم صحنه در تئاتر بود. [[پاتینیر، یوآخیم (ح ۱۴۸۵م ـ۱۵۲۴)|یوآخیم پاتینیر]]<ref>Joachim Patenier </ref> (ح ۱۴۸۵ـ۱۵۲۴م)، نقاش فلاندری<ref>Flemish </ref>، در پردههای دینیاش، منظره را عنصری غالب در تصویر ساخت. [[بوس، هیرونیموس (ح۱۴۶۰م ـ۱۵۱۶)|هیرونیموس بوس]]<ref>Hieronymus Bosch</ref> منظرههای خیالی کشید، همچون نقاشی سهلتۀ ''باغ لذات دنیوی''<ref>''The Garden of Earthly Delights''</ref> (ح ۱۵۰۵ـ۱۵۱۰م؛ [[پرادو]]<ref>Prado</ref>، [[مادرید، شهر|مادرید]])؛ و در قرن ۱۶م پیتر بروگل مهتر<ref>Pieter Brueghel the Elder</ref> از منظره برفی تأثیرگذاری در پردۀ ''سرشماری بیتالحم''<ref>''Census of Bethlehem''</ref> ([[بروکسل]]) استفاده کرد. | بازنمود چشماندازی در طبیعت، همچون مناظری از نواحی روستایی یا افق شهرها. منظرهپردازی از اوایل تاریخ میلادی در چین آغاز شد، ولی در هنر غربی تا قرون وسطا ظهور نکرد، و بهصورت پسزمینۀ تصاویر نسخ خطیِ مُذهّب بهکار میرفت. نخستین نقاشیِ منحصر به منظره را به آمبروجو لورنتستّی<ref>Ambrogio Lorenzetti</ref>، نقاش ایتالیایی، نسبت میدهند (ح ۱۳۳۵م). تا قرن ۱۷م که «منظرهپردازی کلاسیک» شکل گرفت، سفارشها به تکچهره و صحنههای دینی و اساطیری محدود میشد. آثار [[روبنس، پتر پل (۱۵۷۷ـ۱۶۴۰)|روبنس]]<ref>Rubens</ref> و مکتب هلند<ref>Dutch School </ref>ی در پیشرفت ژانر یا این گونۀ نقاشی مؤثر بودند. تصویرکردن منظره برای نشاندادن املاک شخصی رواج یافت، ازجمله در پردهای از [[گینزبارو، تامس (۱۷۲۷ـ۱۷۸۸)|گِینزبارو]]<ref>Gainsborough </ref> با نام ''آقا و خانم اَندروز''<ref>''Mr and Mrs Andrews''</ref> (ح ۱۷۴۸). گرچه [[امپرسیونیسم]]<ref>Impressionism </ref> آخرین مرحلۀ مهم منظرهپردازی عینی بود، پایان تحول آن بهشمار نمیرود. سزان<ref>Cézanne </ref> از منظره برای مطالعۀ زیرساختهای مشترک اشکال طبیعی سود برد، و [[ون گوگ، ونسان (۱۸۵۳ـ۱۸۹۰)|ونسان ونگوگ]]<ref>Vincent van Gogh </ref> آن را محملی برای بیان عواطف شخصی خود ساخت. نخستین بازنماییها از نقاشیِ منظره در آغاز چندان خواستار نداشت، زیرا کاربردی برای آن تصور نمیشد. نقاشی، امری تجملّی بهشمار میرفت، و فقط به مناسبتهایی مانند تجلیل از اشخاص مهم، یا تزیین کلیساها، برای عملی عبادی و نیز برای آموزش دینی به افراد بیسواد، یا بعدها بهقصد نشاندادن ثروت و شوکت اشخاص سفارش داده میشد. با این همه منظرههای طبیعی از روزگار رومیان، در پس پردۀ تئاتر بهکار میرفت؛ احتمالاً لورنتستّی از یک دیوارنگار<ref>fresco </ref> منظرهپردازیشدۀ رومی تأثیر گرفت، که امروز برجا نمانده است. تابلوی او با نام ''منظره''<ref>''Landscape''</ref> (ح ۱۳۳۵م) و دیوارنگارههایی بزرگ از تصویر ''تبعات کشورداری خوب و بد در شهر و روستا''<ref>''The Effects of Good and Bad Government on Town and Countryside''</ref> (۱۳۳۷ـ۱۳۳۹م؛ شهرداری سیِنا<ref>Town Hall, Siena</ref>)، نخستین نمونههای منظرهپردازی غربی بهشمار میروند. کتاب ''ایام پربرکت دوک دو بری''<ref>''Les Très Riches Heures du duc de Berry''</ref>، (اوایل قرن ۱۵م)، بهسبب تقویم مصورّش با پسزمینهای از منظره، تغییر فصلها، و کار و تفریح مردم، حائز اهمیت است. در قرن ۱۵م منظره به دو صورت، به منزلۀ پسزمینه ازجمله در آثار [[آیک، یان وان (ح ۱۳۹۰ـ۱۴۴۱م)|یان وان آیک]]<ref>Jan van Eyck</ref> و در موارد بسیاری از لوازم صحنه در تئاتر بود. [[پاتینیر، یوآخیم (ح ۱۴۸۵م ـ۱۵۲۴)|یوآخیم پاتینیر]]<ref>Joachim Patenier </ref> (ح ۱۴۸۵ـ۱۵۲۴م)، نقاش فلاندری<ref>Flemish </ref>، در پردههای دینیاش، منظره را عنصری غالب در تصویر ساخت. [[بوس، هیرونیموس (ح۱۴۶۰م ـ۱۵۱۶)|هیرونیموس بوس]]<ref>Hieronymus Bosch</ref> منظرههای خیالی کشید، همچون نقاشی سهلتۀ ''باغ لذات دنیوی''<ref>''The Garden of Earthly Delights''</ref> (ح ۱۵۰۵ـ۱۵۱۰م؛ [[پرادو]]<ref>Prado</ref>، [[مادرید، شهر|مادرید]])؛ و در قرن ۱۶م پیتر بروگل مهتر<ref>Pieter Brueghel the Elder</ref> از منظره برفی تأثیرگذاری در پردۀ ''سرشماری بیتالحم''<ref>''Census of Bethlehem''</ref> ([[بروکسل]]) استفاده کرد. | ||
'''رشد نقاشی منظره.''' مسافرت هنرمندان به [[ایتالیا]] و دیدن محیط تازه، خلق تابلوهایی از منظره را در پی داشت. برای مثال [[دورر، آلبرشت (۱۴۷۱م ـ۱۵۲۸)|آلبرشت دورِر]]<ref>Albrecht Dürer</ref> سفرنامۀ زیبایی از نقاشیهای آبرنگ از خود برجا گذاشت. در [[رم، شهر|رم]] هنرمندانی از شمال اروپا، ازجمله [[بریل، پل (۱۵۵۴ـ۱۶۲۶)|پل بریل]]<ref>Paul Bril </ref> و آدام اِلسهایمر<ref>Adam Elsheimer </ref>، و هنرمندان ایتالیایی، همچون آنیباله کاراتچی<ref>Annibale Carracci </ref> و [[دومنیکینو]]<ref>Domenichino </ref>، «منظرۀ کلاسیک» پدید آوردند (منظرهای خیالی با مضمون کلاسیک یا تاریخی). منظرۀ کلاسیک در آثار هنرمند فرانسوی، [[کلود لورن]]<ref>Claude Lorrain </ref>، به اوج زیبایی رسید؛ اگرچه آثار لورن درونمایههای تاریخی یا کلاسیک دارند، غالباً چشماندازهای وسیعی را با فضایی گشاده و غرق در نور بهنمایش میگذارند. نقاشی از منظرههای آشنا و خانگی در قرن ۱۷م رواج یافت، ازجمله در آثار روبنس، و بهویژه در تابلوهای نقاشان مکتب هلندی ـ وان خوئییِن<ref>van Goyen </ref>، [[رامبرانت، هارمنس وان راین (۱۶۰۶ـ۱۶۶۹)|رامبرانت]]<ref>Rembrandt </ref>، [[رویسدال، سالومون وان (۱۶۰۰ـ۱۶۷۰)|رویسدال]]<ref>Ruisdael </ref>، [[هوبما، مایندرت لوبرتسون (۱۶۳۸ـ۱۷۰۹)|هوبِما]]<ref>Hobbema </ref>، کونینک<ref>Koninck </ref>، کوئیپ<ref>Cuyp </ref>، و دیگران. نقاشان انگلیسی با تأثیر از هلندیها، در قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹م، منظرهپردازی را تکامل بخشیدند. ویلسون<ref>Wilson </ref>، کروم<ref>Crome </ref> و [[مکتب نورویچ]]<ref>Norwich School </ref>، [[گینزبارو، تامس (۱۷۲۷ـ۱۷۸۸)|گِینزبارو]]، کانستبل<ref>Constable </ref>، و [[ترنر، سیریل (۱۵۷۵ـ۱۶۲۶)|ترنر]]<ref>Turner </ref> منظرههای رنگروغنی باشکوهی خلق کردند، و [[سندبی، پل (۱۷۲۵ـ۱۸۰۹)|پل سَندبی]]<ref>Paul Sandby </ref>، جِی آر کازِنز<ref>J R Cozens </ref>، [[کاتمن، جان (۱۷۸۲ـ۱۸۴۲)|کاتمن]]<ref>Cotman </ref>، ترنر، [[گرتین، تامس (۱۷۷۵ـ۱۸۰۲)|گرتین]]<ref>Girtin </ref>، [[بانینگتون، ریچارد (۱۸۰۱ـ۱۸۲۸)|بانینگتون]]<ref>Bonington </ref> و بسیاری از نقاشان دیگر، منظرههایی با آبرنگ پدید آوردند. پس از کانستبل و ترنر، تحول بزرگ دیگری در [[فرانسه]] رخ داد. کورو<ref>Corot </ref> و [[مکتب باربیزون]]<ref>Barbizon School </ref>، در میانۀ قرن ۱۹م جای خود را به کوربه<ref>Courbet </ref> و سپس امپرسیونیستها؛ [[مونه، کلود (۱۸۴۰ـ۱۹۲۶)|مونه]]<ref>Monet </ref>، سیسلی<ref>Sisley </ref>، سزان، و [[پیسارو، کامی (۱۸۳۰ـ۱۹۰۳)|پیسارو]]<ref>Pissarro </ref> دادند. شیوۀ جدید منظرهپردازی امپرسیونیستها، با اختراع ساده ولی بسیار مهم ظهور رنگوروغن لولهای، همزمان شد. پیش از آن نقاشان ناچار بودند رنگوروغن را خود بسازند، انجامدادنِ این کارِ دشوار و وقتگیر فقط در کارگاه میسّر بود. لیکن از آن پس برای نخستینبار نقاش توانست از کارگاه خارج شود و نقاشی رنگروغنی را مستقیماً از رویِ منظره بکشد. در نتیجه نور در نقاشیها، واقعگرایانهتر شد؛ نقاش با سرعت بیشتری کار میکرد و میتوانست لحظهها را ثبت کند و یک امپرسیون<ref>impression </ref> یا دریافت آنی پدید آوَرَد. به این ترتیب نقاش دیگر بر کپیکردن جزئیات صحنه اصرار نمیورزید. ونسان ونگوگ این ویژگی را به نهایت رساند، و با منظرههایش درپیِ بیان احساسات شخصی خود برآمد. منظرهپردازان انگلیسی ازجمله [[استیر، فیلیپ ویلسون (۱۸۶۰ـ۱۹۴۲)|فیلیپ ویلسون استیر]]<ref>Philip Wilson Steer</ref> و عدهای از اعضای [[کمدن تاون، گروه|گروه کَمدِن تاون]]<ref>Camden Town Group </ref>، در اواخر قرن ۱۹م و اوایل قرن ۲۰م، از امپرسیونیسم و پُستامپرسیونیسم<ref>post-Impressionism </ref> تأثیر گرفتند. در سالهای بین دو جنگ جهانی، پل نَش<ref>Paul Nash </ref> و گراهام سادرلند<ref>Graham Sutherland </ref> در منظرهپردازیهای خود، سنّتهای رمانتیک<ref>Romantic </ref> را با [[ | '''رشد نقاشی منظره.''' مسافرت هنرمندان به [[ایتالیا]] و دیدن محیط تازه، خلق تابلوهایی از منظره را در پی داشت. برای مثال [[دورر، آلبرشت (۱۴۷۱م ـ۱۵۲۸)|آلبرشت دورِر]]<ref>Albrecht Dürer</ref> سفرنامۀ زیبایی از نقاشیهای آبرنگ از خود برجا گذاشت. در [[رم، شهر|رم]] هنرمندانی از شمال اروپا، ازجمله [[بریل، پل (۱۵۵۴ـ۱۶۲۶)|پل بریل]]<ref>Paul Bril </ref> و آدام اِلسهایمر<ref>Adam Elsheimer </ref>، و هنرمندان ایتالیایی، همچون آنیباله کاراتچی<ref>Annibale Carracci </ref> و [[دومنیکینو]]<ref>Domenichino </ref>، «منظرۀ کلاسیک» پدید آوردند (منظرهای خیالی با مضمون کلاسیک یا تاریخی). منظرۀ کلاسیک در آثار هنرمند فرانسوی، [[کلود لورن]]<ref>Claude Lorrain </ref>، به اوج زیبایی رسید؛ اگرچه آثار لورن درونمایههای تاریخی یا کلاسیک دارند، غالباً چشماندازهای وسیعی را با فضایی گشاده و غرق در نور بهنمایش میگذارند. نقاشی از منظرههای آشنا و خانگی در قرن ۱۷م رواج یافت، ازجمله در آثار روبنس، و بهویژه در تابلوهای نقاشان مکتب هلندی ـ وان خوئییِن<ref>van Goyen </ref>، [[رامبرانت، هارمنس وان راین (۱۶۰۶ـ۱۶۶۹)|رامبرانت]]<ref>Rembrandt </ref>، [[رویسدال، سالومون وان (۱۶۰۰ـ۱۶۷۰)|رویسدال]]<ref>Ruisdael </ref>، [[هوبما، مایندرت لوبرتسون (۱۶۳۸ـ۱۷۰۹)|هوبِما]]<ref>Hobbema </ref>، کونینک<ref>Koninck </ref>، کوئیپ<ref>Cuyp </ref>، و دیگران. نقاشان انگلیسی با تأثیر از هلندیها، در قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹م، منظرهپردازی را تکامل بخشیدند. ویلسون<ref>Wilson </ref>، کروم<ref>Crome </ref> و [[مکتب نورویچ]]<ref>Norwich School </ref>، [[گینزبارو، تامس (۱۷۲۷ـ۱۷۸۸)|گِینزبارو]]، کانستبل<ref>Constable </ref>، و [[ترنر، سیریل (۱۵۷۵ـ۱۶۲۶)|ترنر]]<ref>Turner </ref> منظرههای رنگروغنی باشکوهی خلق کردند، و [[سندبی، پل (۱۷۲۵ـ۱۸۰۹)|پل سَندبی]]<ref>Paul Sandby </ref>، جِی آر کازِنز<ref>J R Cozens </ref>، [[کاتمن، جان (۱۷۸۲ـ۱۸۴۲)|کاتمن]]<ref>Cotman </ref>، ترنر، [[گرتین، تامس (۱۷۷۵ـ۱۸۰۲)|گرتین]]<ref>Girtin </ref>، [[بانینگتون، ریچارد (۱۸۰۱ـ۱۸۲۸)|بانینگتون]]<ref>Bonington </ref> و بسیاری از نقاشان دیگر، منظرههایی با آبرنگ پدید آوردند. پس از کانستبل و ترنر، تحول بزرگ دیگری در [[فرانسه]] رخ داد. کورو<ref>Corot </ref> و [[مکتب باربیزون]]<ref>Barbizon School </ref>، در میانۀ قرن ۱۹م جای خود را به کوربه<ref>Courbet </ref> و سپس امپرسیونیستها؛ [[مونه، کلود (۱۸۴۰ـ۱۹۲۶)|مونه]]<ref>Monet </ref>، سیسلی<ref>Sisley </ref>، سزان، و [[پیسارو، کامی (۱۸۳۰ـ۱۹۰۳)|پیسارو]]<ref>Pissarro </ref> دادند. شیوۀ جدید منظرهپردازی امپرسیونیستها، با اختراع ساده ولی بسیار مهم ظهور رنگوروغن لولهای، همزمان شد. پیش از آن نقاشان ناچار بودند رنگوروغن را خود بسازند، انجامدادنِ این کارِ دشوار و وقتگیر فقط در کارگاه میسّر بود. لیکن از آن پس برای نخستینبار نقاش توانست از کارگاه خارج شود و نقاشی رنگروغنی را مستقیماً از رویِ منظره بکشد. در نتیجه نور در نقاشیها، واقعگرایانهتر شد؛ نقاش با سرعت بیشتری کار میکرد و میتوانست لحظهها را ثبت کند و یک امپرسیون<ref>impression </ref> یا دریافت آنی پدید آوَرَد. به این ترتیب نقاش دیگر بر کپیکردن جزئیات صحنه اصرار نمیورزید. ونسان ونگوگ این ویژگی را به نهایت رساند، و با منظرههایش درپیِ بیان احساسات شخصی خود برآمد. منظرهپردازان انگلیسی ازجمله [[استیر، فیلیپ ویلسون (۱۸۶۰ـ۱۹۴۲)|فیلیپ ویلسون استیر]]<ref>Philip Wilson Steer</ref> و عدهای از اعضای [[کمدن تاون، گروه|گروه کَمدِن تاون]]<ref>Camden Town Group </ref>، در اواخر قرن ۱۹م و اوایل قرن ۲۰م، از امپرسیونیسم و پُستامپرسیونیسم<ref>post-Impressionism </ref> تأثیر گرفتند. در سالهای بین دو جنگ جهانی، پل نَش<ref>Paul Nash </ref> و گراهام سادرلند<ref>Graham Sutherland </ref> در منظرهپردازیهای خود، سنّتهای رمانتیک<ref>Romantic </ref> را با [[سوررئالیسم]]<ref>surrealism </ref> جدید درآمیختند؛ ویکتور پَسمور<ref>Victor Pasmore </ref> و جان پایپر<ref>John Piper </ref> منظره را بهشیوهای مدرن تصویر کردند. در دهۀ ۱۹۵۰م به موازات مکتب ظرفشویی<ref>kitchen sink school </ref> در ادبیات و تئاتر، واقعگرایی جسورانهای در منظرهپردازی پا گرفت. از سوی دیگر رویکردی شاعرانهتر در هنر نقاشانی همچون راجر دُ گرِی<ref>Roger de Grey </ref> مسلط گردید. بازنمود دنیای خارج در آثار هنرمندان، همچنان بهروشهای مهیجی دگرگون میشود. در امریکا جلوۀ شاخص منظرهپردازی در آثار هومر مارتین<ref>Homer Martin</ref> تجلّی یافته است. | ||
| | ||
ویرایش