بازار بزرگ اصفهان

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۵۴ توسط Mohammadi3 (بحث | مشارکت‌ها)

بازار بزرگ اصفهان

یکی از شاخص‌ترین و گسترده‌ترین منظومه‌های کالبدی، اقتصادی و فرهنگی در جغرافیای تاریخی جهان اسلام به‌شمار می‌رود که به‌مثابه ستون فقرات بافت کهن این کهن‌شهر، مفصل پیونددهنده دو کانون برجسته شهری یعنی میدان عتیق (هسته سلجوقی و دیلمی) و میدان نقش‌جهان (کانون تحولات عصر صفوی) است. این محور تاریخی ممتد که از سردر قیصریه در شمال میدان نقش‌جهان آغاز شده و با عبور از راسته‌ها، چهارسوها، کاروانسراها و مدارس علمیه به گنبد نظام‌الملک، مسجد جامع عتیق و در نهایت بازار عریان منتهی می‌گردد، در گذشته از طریق شبکه‌ای وسیع از معابر سرپوشیده با کانون‌هایی چون دروازه طوقچی، بازار غاز و محلات پیرامونی پیوستگی فضایی داشته است. این بافت پیچیده و ارگانیک به سبب همجواری با آثار عهد وزارت خواجه نظام‌الملک طوسی در متون تاریخی با عناوینی نظیر «بازار نظامیه» یا «نظام‌الملکی» و به‌سبب سامان‌دهی بخش‌های شمالی آن در عصر شاه عباس اول، با نام «بازار سلطانی» نیز ثبت و شناخته شده است. وسعت مجموعه بازار و فضاهای پیرامونی مرتبط با آن بالغ بر ۲۵۰ هکتار در محدوده منطقه سه شهری اصفهان برآورد می‌شود که بازتاب‌دهنده قرن‌ها تکوین، انباشت سرمایه و سازمان‌یابی صنفی در فلات مرکزی ایران است.

از منظر پیشینه و جغرافیای اقتصادی، بازار اصفهان همواره پیوندی عمیق با نظام مبادلات منطقه‌ای و بین‌المللی داشته است. کهن‌ترین گزارش‌های متقن تاریخی، از جمله مشاهدات ناصرخسرو قبادیانی در سال ۴۴۴ق، از رونق کم‌نظیر بازارهای شهر و حضور بالغ بر دویست صراف در یک راسته تخصصی یاد کرده‌اند که نشانگر جریان مداوم نقدینگی و اعتبار تجاری این مرکز در دوره دیلمیان و سلجوقیان است. با انتقال پایتخت در عهد شاه عباس صفوی و پیاده‌سازی طرح جامع شهری، سامان اقتصادی بازار دستخوش تحولی بنیادین گردید؛ با این حال، از حیث گونه‌شناسی و جغرافیای کالبدی، اطلاق نام «قیصریه» به تمامیت این شبکه تجاری از از خطاهای رایج در توصیف‌های عمومی است؛ چراکه قیصریه نه مترادف کل بازار، بلکه بخش صفوی، متمایز و مفصل ورودی این سامانه گسترده به‌شمار می‌رود. در ساختار شهرسازی ایرانی - اسلامی، قیصریه معرف راسته‌ای فاخر، محصور و تحت نظارت مستقیم حکومتی بود که به دادوستد اقلام گران‌بها و فعالیت صرافان و بازرگانان طراز اول اختصاص داشت. بدین‌ترتیب، بازار قیصریه که در سال ۱۰۲۹ق در جبهه شمالی میدان نقش‌جهان در امتداد سنت معماری قیصریه لار فارس بنیان نهاده شد، صرفاً به‌عنوان بخش ممتاز، حکومتی و بارانداز اصلی کالاهای نفیس بازار بزرگ اصفهان عمل می‌کرد و نقشی مدخل‌گونه برای ورود به گستره وسیع‌تر راسته‌های دیلمی، سلجوقی و صفوی ایفا می‌نمود؛ کیفیتی که در گزارش‌های تفصیلی جهانگردانی نظیر ژان شاردن با اشاره به سکوهای سنگی یشم و سماق، حجره‌های صرافان و زرگران، امنیت ویژه و شکوه بازرگانی بین‌المللی این بخش در مقایسه با بافت فراگیر بازار به تصویر کشیده شده است.

شاخص‌ترین نشانه معماری این مجموعه در اتصال به میدان، «سردر قیصریه» است؛ عمارتی رفیع و چنداشکوبه که آستانه تشریفاتی ورود به شبکه بازارهای سرپوشیده محسوب می‌شود. این بنا در دوره صفوی در سه اشکوب بنیان یافت که طبقه فوقانی آن کارکرد نقاره‌خانه داشت و امروزه ساختار دوطبقه آن پابرجاست. پیش‌طاق ورودی شامل یک دروازه اصلی، چهار درگاه فرعی و حوضی سنگی در آستانه است که در دهه‌های گذشته احیا گردید. تزئینات پیشانی و طاق سردر مشتمل بر مقرنس‌کاری‌های ممتاز، لچکی‌های کاشی‌کاری معرق با نقوش اسلیمی و فرشتگان، و دیوارنگاره‌های منتسب به مکتب رضا عباسی است که صحنه‌های بزم، شکار و نبرد شاه عباس با ازبکان را روایت می‌کنند. همچنین در لچکی‌های ورودی، نقوش کاشی‌کاری مشتمل بر صورت فلکی قوس (تیرانداز با بالاتنه انسان و پایین‌تنه اسب و دم اژدها) به‌عنوان نماد و زایچه نجومی بنیان اصفهان جلوه‌گری می‌کند. پس از فتح جزیره هرمز و پایان سیطره استعماری بر خلیج فارس، ناقوس دِیر هرمز و ساعت قلعه پرتغالی‌ها به قطر حدود ۸۰ سانتی‌متر به این مدخل منتقل و بر فراز آن نصب شد تا بازتاب‌دهنده پیروزی سیاسی و اقتدار نظامی دولت صفوی در چشم‌انداز پایتخت باشد.

ساختار بازار قیصریه و راسته‌های وابسته به آن بر پایه‌ای دقیق از تفکیک فضایی و اقلیمی شکل گرفته است؛ حجره‌ها در دو اشکوب مرتفع انتظام یافته‌اند که طبقه همکف به عرضه مستقیم، تبادل کالا و فعالیت اصناف اختصاص داشته و طبقه دوم فضایی آرام و مستقل را برای امور دفتری، محاسبات مالی و دفاتر بازرگانان عمده فراهم می‌آورده است. پوشش معابر مشتمل بر تویزه‌ها و گنبدهای آجریِ پی‌درپی است که در رأس آن‌ها نورگیرهایی موسوم به هورنو، علاوه بر تأمین نور ملایم و کنترل‌شده در عمق راسته، سامانه تهویه طبیعی و خروج هوای گرم را در فصول مختلف میسر می‌سازند. این شاهراه مسقف در تداوم حرکتی خود به راسته‌های متعددی چون بازار عریان، هارونیه، مقصودبیک، نیم‌آورد، مخلص، سماورسازها و بازار ریسمان منشعب می‌شود. در مفصل‌های تقاطع این راسته‌ها، چهارسوهای سرپوشیده‌ای مستقر شده‌اند که از نمونه‌های درخشان هندسه طاق‌بندی و پیوند فضایی در معماری سنتی ایران به شمار می‌روند.

فراتر از کارکرد اقتصادی، بازار اصفهان از دیرباز ساختاری چندعملکردی و مدنی داشته که زیست دینی، فرهنگی و ارتباطی شهر را قوام می‌بخشید. استقرار کانون‌های مذهبی برجسته‌ای نظیر مسجد جامع عتیق، مسجد جارچی‌باشی، مسجد نو، مسجد خیاط‌ها، مسجد ذوالفقار و مسجد شیشه در طول این شبکه، فریضه عبادت روزانه کسبه و اقامه مناسک جمعی را با حیات تجاری درهم‌آمیخته است. هم‌زمان، مدارس علمیه نامداری چون مدرسه ملاعبدالله در مدخل ورودی، مدرسه صدر بازار، مدرسه نیماورد، مدرسه کاسه‌گران و مدارس جدّه بزرگ و جدّه کوچک، مجاورت علم و تجارت را در کالبد شهر عینیت بخشیده‌اند. بخش تجارت کلان و انبارداری کالا نیز در سراها و تیمچه‌های متعددی سازمان یافته بود که هنوز برخی از آن‌ها همچون سرای اردستانی‌ها، سرای گلشن، سرای خانی، سرای تالار، سرای پادرخت سوخته، سرای میراسماعیل، سرای خوانساری‌ها، سرای فخر و تیمچه ملک، الگوهای اصیلی از معماری میانسرادار، فضاهای کاروانسرایی و انبارش ایمن کالا را بازنمایی می‌کنند. افزون بر این، بازار کانون انحصاری انتشار اخبار، دادخواهی، اعلام فرمان‌های حکومتی توسط جارچیان، و میدانگاه برپایی سوگواری‌ها و آیین‌های ملی و مذهبی بوده است.

با وجود این پیشینه یگانه، بازار تاریخی اصفهان در دوران معاصر با چالش‌های ساختاری، کالبدی و محیطی متعددی روبروست. عدم تجانس در تابلوهای معرفی، ناپایداری سازه‌ای در بخش‌های مرمت‌نایافته یا بازسازی‌های غیراصولی، سد معبر ناشی از پیشروی مغازه‌ها در گذرگاه‌های عمومی، و تردد افسارگسیخته وسایل نقلیه سبک نظیر موتورسیکلت و دوچرخه، افزون بر برهم‌زدن آرامش محیطی، فرسایش سریع کف‌فرش‌ها و خطر تصادم برای عابران را تشدید کرده است. در کنار این موارد، فرسودگی گسترده شبکه‌های توزیع برق، استفاده از کپسول‌های گاز پرخطر برای گرمایش دکان‌ها در فصول سرد و کمبود تجهیزات فردی مهار آتش، آسیب‌پذیری این بافت چوبی-آجری فشرده را در برابر حریق به بالاترین سطح رسانده است؛ ضمن آنکه تغییر کاربری فضاهای تولیدی اصیل به تک‌فروشی کالاهای مصرفی، رکود اقتصادی پاره‌ای از راسته‌ها به دلیل رقابت پاساژهای جدید و مسائل مرتبط با مالکیت‌های وقفی، حیات پایدار مجموعه را تهدید می‌کند.

در سال‌های اخیر، اقدامات حفاظتی و مدیریتی چندی به‌منظور مهار این آسیب‌ها به اجرا درآمده است؛ تعبیه و راه‌اندازی بیش از دویست شیر هیدرانت آتش‌نشانی در محورهای پیرامونی و هسته بازار، استقرار ایستگاه ثابت امدادی در حاشیه مجموعه، تدوین سناریوهای پهنه‌بندی خطر و اجرای مانورهای دوره‌ای از اقدامات ایمنی به‌شمار می‌روند. در حوزه سامان‌دهی ترافیکی نیز با نصب درگاه‌های کنترلی در ۲۳ نقطه از مبادی ورودی بازار و پیرامون میدان، محدودسازی ورود موتورسیکلت و جانمایی توقفگاه‌های متمرکز با ظرفیت بیش از دو هزار دستگاه در خیابان‌های پیرامونی نظیر عبدالرزاق، حکیم، حافظ و استانداری پیگیری شده است. پایداری و استمرار حیات این منظومه جهانی، مستلزم تعمیق همگرایی میان بازاریان و نهادهای میراثی، ارتقای سامانه‌های تأسیساتی پنهان، پایش مداوم سازه‌های تاریخی و بازتعریف شأن هویتی آن در بطن زیست معاصر شهر اصفهان است.