فلاندری، هنر

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۱۴ توسط Nazanin (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرتره سوارکاری دوک لرما، اثر پیتر پل روبنس

فِلانْدری، هنر (Flemish art)

نقاشی و مجسمه‌سازی فلاندر[۱] (این سرزمین اکنون میان بلژیک، هلند و فرانسه تقسیم شده است). شیوۀ خاص فلاندری در آغاز قرن ۱۵م پدید آمد، و بر تذهیب نسخ خطی، و هنر دربار بورگونی[۲] مبتنی بود. مشاهدۀ تیزبینانه، جزئیات موشکافانه، استفاده از رنگ‌های درخشان و اسلوب عالیِ رنگ‌وروغن، از ابداعات این هنر است. هنر فلاندری علاوه‌بر تک‌چهره‌سازی، بیشتر جنبه دینی داشت، و بر منظره‌پردازی و اجرای نماهای شهری و درون‌خانه‌ای نیز متمرکز بود.

قرن ۱۵م. در طول قرن ۱۴م، نقاشان فلاندر هنوز به‌شیوۀ مینیاتوری[۳] فرانسوی کار می‌کردند. در قرن ۱۵م، هوبرت وان آیک[۴] و یان وان آیک[۵] مکتب ممتازی از هنر ملی را پروراندند، و بروژ[۶] به نخستین مرکز هنر فلاندری تبدیل شد. مکاتب دیگری نیز از تورنه[۷]، گِنت[۸]، و لووَن[۹] سربرآوردند. ازجمله برجسته‌ترین هنرمندان دورۀ آغازین عبارت‌اند از رابرت کامپین[۱۰]، روخیر وان در وِیدن[۱۱]، دیریک بوئوتس[۱۲]، پتروس کریستوس[۱۳]، هوخو وان در خوس[۱۴]، هانس مِملینگ[۱۵] و خرارد داوید[۱۶]. درون‌مایۀ بیشتر آثار این دوره دینی‌اند. گرچه شماری تک‌چهره‌سازی نیز در میان آن‌ها وجود دارد. واقع‌گرایی[۱۷] موشکافانه، اشتیاق به بازنمایی اشیای نفیس و پارچه‌های فاخر، و نمادگرایی[۱۸] پرتفصیل دینی، از مشخصات این دوره است.

قرن ۱۶م. در این دوره هنر ایتالیا در هنر فلاندری قویاً تأثیر گذاشت، و مرکز آفرینش هنری به آنتورپ[۱۹] انتقال یافت. یان گوسارت[۲۰] مشهور به مابوز[۲۱] از شخصیت‌های مهم این دوره بود که به روح هنر فلاندری، با اشاعۀ تأثیرات داوینچی[۲۲] و میکلانژ، حال‌وهوایی ایتالیایی بخشید. لیکن در همان زمان عده‌ای از نقاشان فلاندر، نفوذ ایتالیایی را نادیده گرفتند، یا با آن به مقابله پرداختند؛ همچون هیرونیموس بوس[۲۳] که از نقاشان استثنایی این جنبش بود (که باید در شمار نقاشان مکتب فلاندری طبقه‌بندی شود، گرچه اسلوب نقاشی‌اش هلندی است)؛ تصاویر توهّم‌زا و سمبولیسم غریب آثار بوس فوق‌العاده بدیع‌اند. یوآخیم پاتینیر[۲۴] نیز برای نخستین‌بار منظره را صرفاً از برای نفس منظره به‌تصویر کشید؛ در آثارِ او منظره پس‌زمینۀ مضامین دیگر نیست که از هرگونه محتوای احساسی و نمایشی عاری باشد. پیتر بروگل مهتر[۲۵]، از شخصیت‌های معتبر در هنر آن دوره، تصاویر واقع‌گرایانه‌ای از زندگی فلاندری را بر تابلو آورده است.

قرن ۱۷م. پیتر پل روبنس[۲۶]، سرشناس‌ترین نمایندۀ هنر فلاندری و از بزرگ‌ترین نقاشان مکاتب اروپایی است که در تمامی زمینه‌ها مهارت داشت؛ ازجمله تک‌چهره‌سازی، منظره‌پردازی، و اجرای مضامین دینی، اساطیری، و تمثیلی. شاید به جرأت بتوان گفت که مکتب‌ هنری فلاندر، حدود یک قرن، بازتابی از اصول و برداشت‌های روبنس بوده است. آنتونی وان دایکِ[۲۷] جوان، دو سال در کارگاه روبنس کار کرد.

قرن‌های ۱۸ و ۱۹م. هنر فلاندری پس از قرن ۱۷م به‌‌‌سرعت افول کرد، و در قرن ۱۸م فقط دو نقاش با نام‌های کورنِلیس هویسمانس[۲۸] (۱۶۴۸ـ۱۷۲۷م) و یان وان بلومِن[۲۹] مشهور به اوریزونته[۳۰]، درخور ذکرند.

قرن ۲۰م. هنر مدرن بلژیک در مرحلۀ کمال‌یافته‌اش از عقل‌مداری فاصله گرفت، و به اکسپرسیونیسم[۳۱] و سوررئالیسم[۳۲] گرایید. جیمز سیدنی اِنسور[۳۳] جماعت‌های پرازدحام را با ماسک‌های کابوس‌زده نقاشی می‌کرد؛ طنز تلخ حاکم بر آثارش، بازگشتی است به هنر بوس. از سوی دیگر دو نقاش سوررئالیست، با نام‌های پل دِلووُ[۳۴] و رنه ماگریت[۳۵]، عوالم رؤیایی را با وصفی واقع‌گرایانه و سَرد، تصویر می‌کردند که آثار مکتب فلاندری را به‌یاد می‌‌آورد.

 


  1. ↑ Flanders
  2. ↑ Burgundian court
  3. ↑ miniature
  4. ↑ Hubert van Eyck
  5. ↑ Jan van Eyck
  6. ↑ Bruges
  7. ↑ Tournai
  8. ↑ Ghent
  9. ↑ Louvain
  10. ↑ Robert Campin
  11. ↑ Rogier van der Weyden
  12. ↑ Dierick Bouts
  13. ↑ Petrus Christus
  14. ↑ Hugo van der Goes
  15. ↑ Hans Memling
  16. ↑ Gerard David
  17. ↑ realism
  18. ↑ symbolism
  19. ↑ Antwerp
  20. ↑ Jan Gossaert
  21. ↑ Mabuse
  22. ↑ da Vinci
  23. ↑ Hieronymus Bosch
  24. ↑ Joachim Patenier
  25. ↑ Pieter Brueghel the Elder
  26. ↑ Peter Paul Rubens
  27. ↑ Anthony van Dyck
  28. ↑ Cornelius Huysmans
  29. ↑ Jan van Bloemen
  30. ↑ Orizonte
  31. ↑ expressionism
  32. ↑ surrealism
  33. ↑ James Sidney Ensor
  34. ↑ Paul Delvaux
  35. ↑ René Magritte