آلمانی، ادبیات

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
یوهان ولفگانگ گوته
توماس مان

ادبیات آلمانی (German literature)

فریدریش نیچه


آلمانی علیای قدیم. مهم‌ترین اثر متعلق به آلمانی علیایی قدیم، منظومۀ سرود هیلدبرانت[۱] (ح ۸۰۰م) است که جناس لفظی، صناعت غالب آن است و فقط بخش‌هایی از آن باقی ‌مانده است. هلیاند[۲] (منجی) (ح ۸۳۰م) دیگر اثر قدیمی شعر پهلوانی ساکسون قدیم[۳] است؛ در این شعر زندگی مسیح در همان قالب سرود هیلد‌برانت سروده شده است.

آلمانی علیای میانه. مجامع و مؤلفان غیردینی جای تعلیم‌گرایی مذهبی راهبان و عالمان را گرفتند و خُنیا[۴] (غزل عاشقانه) و حماسه‌ شکل‌های غالب شدند. بسیاری از این شاعران دوره‌گرد شوالیه بودند که مشهورترین آن‌ها والتر فون دِر فوگل‌وایده[۵]اند. در میان اشعار حماسی مهم‌ترین‌شان سرود نیبلونگ‌ها[۶]، حماسۀ ملی آلمانی، است. خنیاگرانی چون هاینریش فون فِلدِکه[۷]، گوتفرید فون اشتراسبورک[۸]، هارتمان فون آوئه[۹]، و ولفرام فون اشنباخ[۱۰]، مؤلفان حماسه‌های درباری بودند (تریستان و ایزولده[۱۱]، هاینریش بینوا[۱۲]، پارتسیفال[۱۳] به ترتیب اثر سه‌ مؤلف مذکورند). نثر برای نخستین‌بار با موفقیت در کتاب‌های عامیانۀ رمانتیک و نامعمول، مانند تیل اویلنشپیگل[۱۴]، دکتر فاوست به کار رفت.

آغاز دورۀ جدید. این دوره در قرن ۱۶ با معیار زبان انجیل آلمانیِ مارتین لوتر شروع شد (۱۵۲۲ـ۱۵۳۴). کلاسی‌سیست‌های فرانسوی نظیر راسین[۱۵]، کورنی[۱۶]، و مولیر[۱۷] الگوی نویسندگان جوان شدند. سال‌های پرآشوب جنگ ۳۰‌ساله در بسیاری از «قصه‌های پرفراز و نشیب» بازتاب یافت که جذاب‌ترین آن‌ها ساده‌ترین[۱۸] اثر هانس گریمِلْزهاوزن[۱۹] بود.

قرن ۱۸. یوهان گوتشد[۲۰]، سرشناس‌ترین محقق لایپزیگ، با کتاب نقد هنر شعر کوشید ادبیات را از سلطۀ فرانسویان برهاند. دورۀ دوم کلاسیک از ۱۷۴۸ آغاز شد و جنبش مهم تجدید حیات ادبی، که فریدریش کلوپشتوک[۲۱]، گوتهولد لِسینگ[۲۲]، یوهان هردر[۲۳]، و کریستوف ویلاند[۲۴] از پیشگامان آن بودند، در آثار یوهان ولفگانگ فون گوته[۲۵] و یوهان فریدریش شیلر[۲۶] به اوج خود رسید. هِردِر منبع الهام‌بخش مهم جنبش طوفان و طغیان[۲۷] است که به ادبیات حمله‌ور شده بود؛ اما این جنبش را در مفهومی گسترده‌تر بخشی از آشوب و اشتیاقی بود که علیه محدودیت‌های عقل‌گرایی شکل گرفته بود. گوته از جریان‌های متعارف در زمینۀ تحولات ادبی فاصله گرفت؛ آثار او، به‌ویژه فاوست، بخشی از ادبیات جهانی است.

فرانتس کافکا

قرن ۱۹. مکتب رمانتیک در سال‌های آغازین قرن ۱۹ شکوفا شد و مبانی نظری آن با آثار شلگل[۲۸] شکل گرفت. آنان دربرابر نظریه‌های سودمدارانه و عقل‌گرایانۀ عصر خود موضع گرفتند و آثار قرون وسطا را منبع الهام خود قرار دارند. همچنین به مطالعۀ ادبیات شرق، فولکلور، و باورهای عامیانۀ پیش از مسیحیت پرداختند. در این دوره لغت‌شناسی آلمانی و ادبیات قرون وسطا نیز برای نخستین‌بار به‌طور جدی بررسی شد، زیرا برادران گریم[۲۹] تحت تأثیر رمانتیسم بودند. برخی از رمانتیک‌های مهم عبارت‌بودند از نووالیس[۳۰]، آرنیم[۳۱]، برنتانو[۳۲]، آیشندورف[۳۳]، شامیسو[۳۴]، اولاند[۳۵]، و هوفمان[۳۶]. اما مکتب رمانتیک سرانجام نفوذ خود را از دست داد و جنبشی معروف به آلمان جوان[۳۷] در ۱۸۳۰ پا گرفت. به‌علاوه، در این دوره مسائل صنعتی، اجتماعی، اقتصادی و نیز فلسفۀ هگل[۳۸] در ادبیات تأثیر گذاشت. برخی از نویسندگان مهم این دوره عبارت‌اند از هاینریش لابه[۳۹] (۱۸۰۶ـ۱۸۸۴)، مؤلف داستان‌های اجتماعی؛ لودویگ بورنه[۴۰] (۱۷۸۶ـ۱۸۳۷) که کتاب نامه‌هایی از پاریس او در متحول‌ساختن نثر آلمانی تأثیری بسزا داشت؛ و هاینریش هاینه[۴۱] که بزرگ‌ترین آنان بود. نویسندگانی چون ویلهلم رابه[۴۲] و تئودور فونتانه[۴۳] مدتی خود را وقف قصۀ واقع‌گرا کردند، اما در آغاز قرن جدید نویسندگانی همچون توماس ‌مان[۴۴]، در رمان بودِنبروک‌ها[۴۵] (۱۹۰۱)، به مسائل احساسی و روان‌شناختی پرداختند. فرانتس گریلپارتسر[۴۶] اتریشی و فریدریش هبل[۴۷]، دو نویسندۀ مهم ادبیات نمایشی قرن ۱۹ بودند. کارل مارکس و فریدریش نیچه ادبیات را نیز چون سیاست و اقتصاد تحت تأثیر قرار دادند.

قرن ۲۰. پیش از جنگ جهانی اول آرامشی نسبی بر ادبیات آلمانی حکمفرما بود. نویسندگان مهم این دوره، نمایش‌نامه‌نویسانی چون گرهارت هاپتمان[۴۸]، هرمان زودرمان[۴۹]، فرانک ودکیند[۵۰]، هوگو فون هوفمانستال[۵۱] اتریشی، و شاعرانی چون ریشارد دِمِل[۵۲]، راینر ماریا ریلکه[۵۳]، و اشتفان گئورگه[۵۴] بودند که ناتورالیسم و جریان مخالف آن ‌«هنر برای هنر» از عوامل اصلی تأثیرگذار بر آنان بود، هاپتمان رهبر ناتورالیست‌ها و اشتفان گئورگه رهبر مکتب «هنر برای هنر» بود. در رمان امپرسیونیستی، که ریشه در ناتورالیسم داشت، تأکید عمده بر شخصیت بود. مهم‌ترین نویسندگان این جریان داستان‌نویسی عبارت‌اند از هرمان هِسِه[۵۵] (برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۴۶)، یاکوب واسرمان[۵۶]، و هاینریش و توماس مان، که به ویژه دومی شهرتی جهانی دارد (برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۲۹). در اواخر جنگ جهانی اول خستگی و یأس، که با انقلاب ۱۹۱۸ در آلمان تشدید شده‌ بود، بر نویسندگان جوان تأثیر گذاشت. اکسپرسیونیسم ادبی، که در رمزگرایی عارفانه وامدار مکتبی در نقاشی بود، به بیان وضعیت نابسامان زندگی پرداخت. اریش ماریا رمارک[۵۷] چند رمان جنگی نوشت و فریتس فون اونرو[۵۸] یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبی جنگ، راه ایثار، را در ۱۹۱۶ در سنگر نوشت. طنزنویسان آغاز قرن ۲۰ عبارت بودند از هاینریش مان[۵۹]، رمان‌نویس؛ کارل کراوس[۶۰]، شاعر و مقاله‌نویس؛ و کارل اشترنهایم[۶۱]، نمایش‌نامه‌نویس. گئورگ کایزر[۶۲] ازجمله نویسندگان نمایش‌نامه‌های اکسپرسیونیستی بود. رمان‌نویس معروف این دوره آلفرد دوبلین[۶۳] بود، اما نوشته‌های بی‌همتای فرانتس کافکا، بعد از مرگش شناخته شد. در ۱۹۲۲ اکسپرسیونیسم به ضعف گرایید و نقاشان و نویسندگان، خسته از تیپ‌سازی و نمادپردازی، درصدد یافتن شکل‌های تازه برآمدند. ریلکه را امروز یکی از مهم‌ترین شاعران قرن ۲۰ می‌دانند. هرمان کازاک[۶۴]، نویسندۀ شهری آن‌سوی ‌نهر، و هرمان بروخ[۶۵]، نویسندۀ مرگ ویرژیل[۶۶]، بی‌گناهان، نمایندگان گرایش‌های سوررئالیستی بودند که در آثارشان به رابطۀ انسان با مرگ و انتظارات او پس از مرگ می‌پرداختند. ویژگی‌ دیگر ادبیات در آلمان غربی شمار ترجمه‌ها و محبوبیت آن‌ها بود به ویژه ترجمۀ داستان‌های انگلیسی و امریکایی؛ در حالی‌که در ادبیات آلمان شرقی موقعیت سیاسی آن کشور بر پایۀ نگرش مارکسیستی در آثار آنا زِگِرْس[۶۷] و برتولد برشت[۶۸] انعکاس یافت. در اواخر دهۀ ۱۹۵۰ و اوایل دهۀ ۱۹۶۰ چند نویسندۀ بزرگ ظهور کردند، ازجمله هاینریش بُل[۶۹] و معروف‌تر از او گونتر گراس[۷۰] که بیشتر در مجلات پیشتاز و باشگاه‌های تئاتری او را می‌شناختند و با انتشار طبل حلبی[۷۱] (۱۹۵۹) به شهرتی جهانی دست یافت و هانس هِلموت کرست[۷۲] که در سه‌گانۀ صفر هشت پانزده[۷۳] (۱۹۵۴ـ۱۹۵۵) شخصیت گونر آش[۷۴] را خلق کرد؛ سرجوخه‌ای که به مبارزه‌ای بی‌امان با بی‌معنایی و بطالت حاکم بر نظامی‌گری برمی‌خیزد.
 

گونتر گراس

 


  1. Hildebrandslied
  2. Heliand
  3. Old Saxon
  4. Minnesang
  5. Walter von der Vogelweide
  6. Nibelungenlied
  7. Heinrich von Veldeke
  8. Gottfried von Strassburg
  9. Hartmann von Aue
  10. Wolfram von Eschenbach
  11. Tristan Und Isolde
  12. Der arme Heinrich/Poor Heinrich
  13. Parzival
  14. Tyll Eulenspiegel
  15. Racine
  16. Corneille
  17. Molière
  18. Simplicissimus
  19. Hans Grimmelshausen
  20. Johann Gottsched
  21. Friedrich Klopstock
  22. Gotthold Lessing
  23. Johann Herder
  24. Christoph Wieland
  25. Johann Wolfgang Von Goethe
  26. Friedrich Schiller
  27. Sturm und Drang
  28. Schlegel
  29. Grimm brothers
  30. Novalis
  31. Arnim
  32. Brentano
  33. Eichendorff
  34. Chamisso
  35. Uhland
  36. Hoffmann
  37. Young Germany
  38. Hegel
  39. Heinrich Laube
  40. Ludwig Börne
  41. Heinrich Heine
  42. Wilhelm Raabe
  43. Theodor Fontane
  44. Thomas Man
  45. Buddenbrooks
  46. Franz Grillparzer
  47. Friedrich Hebbel
  48. Gerhart Hauptmann
  49. Hermann Sudermann
  50. Frank Wedekind
  51. Hugo von Hofmannsthal
  52. Richard Dehmel
  53. Rainer Maria Rilke
  54. Stefan George
  55. Hermann Hesse
  56. Jakob Wassermann
  57. E M Remarque
  58. Fritz von Unruh
  59. Heinrich Mann
  60. Karl Kraus
  61. Carl Sternheim
  62. Georg Kaiser
  63. Alfred Döblin
  64. Hermann Kasack
  65. Hermann Broch
  66. Der Tod des Vergil/The Death of Virgil
  67. Anna Seghers
  68. Bertolt Brecht
  69. Heinrich Böll
  70. Günter Grass
  71. Die Blechtrommel/The Tin Drum
  72. Hans Hellmut Kirst
  73. Null-acht fünfzehn
  74. Gunner Asch