پرش به محتوا

آلمانی، ادبیات: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۱: خط ۱۱:
'''قرن ۱۸'''. [[گوتشد، یوهان کریستوف (۱۷۰۰ـ۱۷۶۶)|یوهان گوتشد]]<ref>Johann Gottsched</ref>، سرشناس‌ترین محقق لایپزیگ، با کتاب ''نقد هنر شعر'' کوشید ادبیات را از سلطۀ فرانسویان برهاند. دورۀ دوم کلاسیک از ۱۷۴۸م آغاز شد و جنبش مهم تجدید حیات ادبی، که [[کلوپشتوک، فریدریش گوتلیب (۱۷۲۴ـ۱۸۰۳)|فریدریش کلوپشتوک]]<ref>Friedrich Klopstock</ref>، [[لسینگ، گوتهولد (۱۷۲۹ـ۱۷۸۱)|گوتهولد لِسینگ]]<ref>Gotthold Lessing</ref>، [[هردر، یوهان گوتفرید فون (۱۷۴۴ـ۱۸۰۳)|یوهان هردر]]<ref>Johann Herder</ref>، و [[ویلاند، کریستوف مارتین (۱۷۳۳ـ۱۸۱۳)|کریستوف ویلاند]]<ref>Christoph Wieland</ref> از پیشگامان آن بودند، در آثار [[گوته، یوهان ولفگانگ فون (۱۷۴۹ـ۱۸۳۲)|یوهان ولفگانگ فون گوته]]<ref>Johann Wolfgang Von Goethe</ref> و [[شیلر، یوهان (۱۷۵۹ـ۱۸۰۵)|یوهان فریدریش شیلر]]<ref>Friedrich Schiller</ref> به اوج خود رسید. هِردِر منبع الهام‌بخش مهم جنبش ''طوفان و طغیان''<ref>''Sturm und Drang''</ref> است که به ادبیات حمله‌ور شده بود؛ اما این جنبش را در مفهومی گسترده‌تر بخشی از آشوب و اشتیاقی بود که علیه محدودیت‌های عقل‌گرایی شکل گرفته بود. [[گوته، یوهان ولفگانگ فون (۱۷۴۹ـ۱۸۳۲)|گوته]] از جریان‌های متعارف در زمینۀ تحولات ادبی فاصله گرفت؛ آثار او، به‌ویژه ''[[فاوست]]''، بخشی از ادبیات جهانی است.
'''قرن ۱۸'''. [[گوتشد، یوهان کریستوف (۱۷۰۰ـ۱۷۶۶)|یوهان گوتشد]]<ref>Johann Gottsched</ref>، سرشناس‌ترین محقق لایپزیگ، با کتاب ''نقد هنر شعر'' کوشید ادبیات را از سلطۀ فرانسویان برهاند. دورۀ دوم کلاسیک از ۱۷۴۸م آغاز شد و جنبش مهم تجدید حیات ادبی، که [[کلوپشتوک، فریدریش گوتلیب (۱۷۲۴ـ۱۸۰۳)|فریدریش کلوپشتوک]]<ref>Friedrich Klopstock</ref>، [[لسینگ، گوتهولد (۱۷۲۹ـ۱۷۸۱)|گوتهولد لِسینگ]]<ref>Gotthold Lessing</ref>، [[هردر، یوهان گوتفرید فون (۱۷۴۴ـ۱۸۰۳)|یوهان هردر]]<ref>Johann Herder</ref>، و [[ویلاند، کریستوف مارتین (۱۷۳۳ـ۱۸۱۳)|کریستوف ویلاند]]<ref>Christoph Wieland</ref> از پیشگامان آن بودند، در آثار [[گوته، یوهان ولفگانگ فون (۱۷۴۹ـ۱۸۳۲)|یوهان ولفگانگ فون گوته]]<ref>Johann Wolfgang Von Goethe</ref> و [[شیلر، یوهان (۱۷۵۹ـ۱۸۰۵)|یوهان فریدریش شیلر]]<ref>Friedrich Schiller</ref> به اوج خود رسید. هِردِر منبع الهام‌بخش مهم جنبش ''طوفان و طغیان''<ref>''Sturm und Drang''</ref> است که به ادبیات حمله‌ور شده بود؛ اما این جنبش را در مفهومی گسترده‌تر بخشی از آشوب و اشتیاقی بود که علیه محدودیت‌های عقل‌گرایی شکل گرفته بود. [[گوته، یوهان ولفگانگ فون (۱۷۴۹ـ۱۸۳۲)|گوته]] از جریان‌های متعارف در زمینۀ تحولات ادبی فاصله گرفت؛ آثار او، به‌ویژه ''[[فاوست]]''، بخشی از ادبیات جهانی است.
[[پرونده:10201200-4.jpg|بندانگشتی|فرانتس کافکا]]
[[پرونده:10201200-4.jpg|بندانگشتی|فرانتس کافکا]]
'''قرن ۱۹'''. مکتب رمانتیک در سال‌های آغازین قرن ۱۹م شکوفا شد و مبانی نظری آن با آثار [[شلگل، اوگوست (۱۷۶۷ـ۱۸۴۵)|شلگل]]<ref>Schlegel</ref> شکل گرفت. آنان دربرابر نظریه‌های سودمدارانه و عقل‌گرایانۀ عصر خود موضع گرفتند و آثار [[قرون وسطا]] را منبع الهام خود قرار دارند. همچنین به مطالعۀ ادبیات شرق، فولکلور، و باورهای عامیانۀ پیش از مسیحیت پرداختند. در این دوره لغت‌شناسی آلمانی و ادبیات قرون وسطا نیز برای نخستین‌بار به‌طور جدی بررسی شد، زیرا [[گریم، برادران|برادران گریم]]<ref>Grimm brothers</ref> تحت تأثیر رمانتیسم بودند. برخی از رمانتیک‌های مهم عبارت‌بودند از [[نووالیس]]<ref>Novalis</ref>، [[آرنیم، لودویگ آخیم فون (۱۷۸۱ـ۱۸۳۱)|آرنیم]]<ref>Arnim</ref>، [[برنتانو، کلمنس (۱۷۷۸ـ۱۸۴۲)|برنتانو]]<ref>Brentano</ref>، [[آیشندورف، یوزف بارون (۱۷۸۸ـ۱۸۵۷)|آیشندورف]]<ref>Eichendorff</ref>، [[شامیسو، آدلبرت فون (۱۷۸۱ـ۱۸۳۸)|شامیسو]]<ref>Chamisso</ref>، [[اولاند]]<ref>Uhland</ref>، و [[هوفمان، اوگوست (۱۷۹۸ـ۱۸۷۴)|هوفمان]]<ref>Hoffmann</ref>. اما مکتب رمانتیک سرانجام نفوذ خود را از دست داد و جنبشی معروف به آلمان جوان<ref>Young Germany</ref> در ۱۸۳۰م پا گرفت. به‌علاوه، در این دوره مسائل صنعتی، اجتماعی، اقتصادی و نیز فلسفۀ [[هگل، گیورگ ویلهلم فریدریش (۱۷۷۰ـ۱۸۳۱)|هگل]]<ref>Hegel</ref> در ادبیات تأثیر گذاشت. برخی از نویسندگان مهم این دوره عبارت‌اند از [[لاوبه، هاینریش (۱۸۰۶ـ۱۸۸۴)|هاینریش لابه]]<ref>Heinrich Laube</ref> (۱۸۰۶ـ۱۸۸۴م)، مؤلف داستان‌های اجتماعی؛ [[بورنه، لودویگ (۱۷۸۶ـ۱۸۳۷)|لودویگ بورنه]]<ref>Ludwig Börne</ref> (۱۷۸۶ـ۱۸۳۷م) که کتاب ''نامه‌هایی از پاریس'' او در متحول‌ساختن نثر آلمانی تأثیری بسزا داشت؛ و [[هاینه، هاینریش (۱۷۹۷ـ۱۸۵۶)|هاینریش هاینه]]<ref>Heinrich Heine</ref> که بزرگ‌ترین آنان بود. نویسندگانی چون [[رابه، ویلهلم (۱۸۳۱ـ۱۹۱۰)|ویلهلم رابه]]<ref>Wilhelm Raabe</ref> و [[فونتانه، تئودور|تئودور فونتانه]]<ref>Theodor Fontane</ref> مدتی خود را وقف قصۀ واقع‌گرا کردند، اما در آغاز قرن جدید نویسندگانی همچون [[مان، توماس (۱۸۷۵ـ۱۹۵۵)|توماس ‌مان]]<ref>Thomas Man</ref>، در رمان ''[[بودنبروک ها|بودِنبروک‌ها]]''<ref>''Buddenbrooks''</ref> (۱۹۰۱م)، به مسائل احساسی و روان‌شناختی پرداختند. [[گریلپارتسر، فرانتس (۱۷۹۱ـ۱۸۷۲)|فرانتس گریلپارتسر]]<ref>Franz Grillparzer</ref> اتریشی و [[هبل، کریستیان فریدریش (۱۸۱۳ـ۱۸۶۳)|فریدریش هبل]]<ref>Friedrich Hebbel</ref>، دو نویسندۀ مهم ادبیات نمایشی قرن ۱۹م بودند. [[مارکس، کارل (۱۸۱۸ـ۱۸۸۳)|کارل مارکس]] و [[نیچه، فریدریش ویلهلم (۱۸۴۴ـ۱۹۰۰)|فریدریش نیچه]] ادبیات را نیز چون سیاست و اقتصاد تحت تأثیر قرار دادند.
'''قرن ۱۹'''. مکتب رمانتیک در سال‌های آغازین قرن ۱۹م شکوفا شد و مبانی نظری آن با آثار [[شلگل، اوگوست (۱۷۶۷ـ۱۸۴۵)|شلگل]]<ref>Schlegel</ref> شکل گرفت. آنان دربرابر نظریه‌های سودمدارانه و عقل‌گرایانۀ عصر خود موضع گرفتند و آثار [[قرون وسطا]] را منبع الهام خود قرار دارند. همچنین به مطالعۀ ادبیات شرق، فولکلور، و باورهای عامیانۀ پیش از مسیحیت پرداختند. در این دوره لغت‌شناسی آلمانی و ادبیات قرون وسطا نیز برای نخستین‌بار به‌طور جدی بررسی شد، زیرا [[گریم، برادران|برادران گریم]]<ref>Grimm brothers</ref> تحت تأثیر رمانتیسم بودند. برخی از رمانتیک‌های مهم عبارت‌بودند از [[نووالیس]]<ref>Novalis</ref>، [[آرنیم، لودویگ آخیم فون (۱۷۸۱ـ۱۸۳۱)|آرنیم]]<ref>Arnim</ref>، [[برنتانو، کلمنس (۱۷۷۸ـ۱۸۴۲)|برنتانو]]<ref>Brentano</ref>، [[آیشندورف، یوزف بارون (۱۷۸۸ـ۱۸۵۷)|آیشندورف]]<ref>Eichendorff</ref>، [[شامیسو، آدلبرت فون (۱۷۸۱ـ۱۸۳۸)|شامیسو]]<ref>Chamisso</ref>، [[اولاند]]<ref>Uhland</ref>، و [[هوفمان، اوگوست (۱۷۹۸ـ۱۸۷۴)|هوفمان]]<ref>Hoffmann</ref>. اما مکتب رمانتیک سرانجام نفوذ خود را از دست داد و جنبشی معروف به آلمان جوان<ref>Young Germany</ref> در ۱۸۳۰م پا گرفت. به‌علاوه، در این دوره مسائل صنعتی، اجتماعی، اقتصادی و نیز فلسفۀ [[هگل، گئورگ ویلهلم فریدریش|هگل]]<ref>Hegel</ref> در ادبیات تأثیر گذاشت. برخی از نویسندگان مهم این دوره عبارت‌اند از [[لاوبه، هاینریش (۱۸۰۶ـ۱۸۸۴)|هاینریش لابه]]<ref>Heinrich Laube</ref> (۱۸۰۶ـ۱۸۸۴م)، مؤلف داستان‌های اجتماعی؛ [[بورنه، لودویگ (۱۷۸۶ـ۱۸۳۷)|لودویگ بورنه]]<ref>Ludwig Börne</ref> (۱۷۸۶ـ۱۸۳۷م) که کتاب ''نامه‌هایی از پاریس'' او در متحول‌ساختن نثر آلمانی تأثیری بسزا داشت؛ و [[هاینه، هاینریش (۱۷۹۷ـ۱۸۵۶)|هاینریش هاینه]]<ref>Heinrich Heine</ref> که بزرگ‌ترین آنان بود. نویسندگانی چون [[رابه، ویلهلم (۱۸۳۱ـ۱۹۱۰)|ویلهلم رابه]]<ref>Wilhelm Raabe</ref> و [[فونتانه، تئودور|تئودور فونتانه]]<ref>Theodor Fontane</ref> مدتی خود را وقف قصۀ واقع‌گرا کردند، اما در آغاز قرن جدید نویسندگانی همچون [[مان، توماس (۱۸۷۵ـ۱۹۵۵)|توماس ‌مان]]<ref>Thomas Man</ref>، در رمان ''[[بودنبروک ها|بودِنبروک‌ها]]''<ref>''Buddenbrooks''</ref> (۱۹۰۱م)، به مسائل احساسی و روان‌شناختی پرداختند. [[گریلپارتسر، فرانتس (۱۷۹۱ـ۱۸۷۲)|فرانتس گریلپارتسر]]<ref>Franz Grillparzer</ref> اتریشی و [[هبل، کریستیان فریدریش (۱۸۱۳ـ۱۸۶۳)|فریدریش هبل]]<ref>Friedrich Hebbel</ref>، دو نویسندۀ مهم ادبیات نمایشی قرن ۱۹م بودند. [[مارکس، کارل (۱۸۱۸ـ۱۸۸۳)|کارل مارکس]] و [[نیچه، فریدریش ویلهلم (۱۸۴۴ـ۱۹۰۰)|فریدریش نیچه]] ادبیات را نیز چون سیاست و اقتصاد تحت تأثیر قرار دادند.


'''قرن ۲۰'''. پیش از [[جنگ جهانی اول]] آرامشی نسبی بر ادبیات آلمانی حکمفرما بود. نویسندگان مهم این دوره، نمایش‌نامه‌نویسانی چون [[هاپتمان، گرهارت (۱۸۶۲ـ۱۹۴۶)|گرهارت هاپتمان]]<ref>Gerhart Hauptmann</ref>، [[زودرمان، هرمان (۱۸۵۷ـ۱۹۲۸)|هرمان زودرمان]]<ref>Hermann Sudermann</ref>، [[ودکیند، فرانک (۱۸۶۴ـ۱۹۱۸)|فرانک ودکیند]]<ref>Frank Wedekind</ref>، [[هوفمانستال، هوگو فون (۱۸۷۴ـ۱۹۲۹)|هوگو فون هوفمانستال]]<ref>Hugo von Hofmannsthal</ref> اتریشی، و شاعرانی چون [[دمل، ریشارد (۱۸۶۳ـ۱۹۲۰)|ریشارد دِمِل]]<ref>Richard Dehmel</ref>، [[ریلکه، راینر ماریا (۱۸۷۵ـ۱۹۲۶)|راینر ماریا ریلکه]]<ref>Rainer Maria Rilke</ref>، و [[گیورگه، اشتفان (۱۸۶۸ـ۱۹۳۳)|اشتفان گئورگه]]<ref>Stefan George</ref> بودند که [[ناتورالیسم (هنر)|ناتورالیسم]] و جریان مخالف آن ‌«[[هنر برای هنر]]» از عوامل اصلی تأثیرگذار بر آنان بود، هاپتمان رهبر ناتورالیست‌ها و اشتفان گئورگه رهبر مکتب «هنر برای هنر» بود. در رمان امپرسیونیستی، که ریشه در ناتورالیسم داشت، تأکید عمده بر شخصیت بود. مهم‌ترین نویسندگان این جریان داستان‌نویسی عبارت‌اند از [[هسه، هرمان (۱۸۷۷ـ۱۹۶۲)|هرمان هِسِه]]<ref>Hermann Hesse</ref> (برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۴۶م)، [[واسرمان، یاکوب (۱۸۷۳ـ۱۹۳۴)|یاکوب واسرمان]]<ref>Jakob Wassermann</ref>، و [[مان، هاینریش (۱۸۷۱ـ۱۹۵۰)|هاینریش]] و توماس مان، که به ویژه دومی شهرتی جهانی دارد (برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۲۹م). در اواخر جنگ جهانی اول خستگی و یأس، که با انقلاب ۱۹۱۸م در آلمان تشدید شده‌ بود، بر نویسندگان جوان تأثیر گذاشت. اکسپرسیونیسم ادبی، که در رمزگرایی عارفانه وامدار مکتبی در نقاشی بود، به بیان وضعیت نابسامان زندگی پرداخت. [[رمارک، اریش ماریا (۱۸۹۸ـ۱۹۷۰)|اریش ماریا رمارک]]<ref>E M Remarque</ref> چند رمان جنگی نوشت و [[اونرو، فریتس فون (۱۸۸۵ـ۱۹۷۰)|فریتس فون اونرو]]<ref>Fritz von Unruh</ref> یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبی جنگ، ''راه ایثار''، را در ۱۹۱۶ در سنگر نوشت. طنزنویسان آغاز قرن ۲۰م عبارت بودند از [[مان، هاینریش (۱۸۷۱ـ۱۹۵۰)|هاینریش مان]]<ref>Heinrich Mann</ref>، رمان‌نویس؛ [[کراوس، کارل (۱۸۷۴ـ۱۹۳۶)|کارل کراوس]]<ref>Karl Kraus</ref>، شاعر و مقاله‌نویس؛ و [[اشترنهایم، کارل (۱۸۷۸ـ۱۹۴۲)|کارل اشترنهایم]]<ref>Carl Sternheim</ref>، نمایش‌نامه‌نویس. [[کایزر، گئورگ|گئورگ کایزر]]<ref>Georg Kaiser</ref> ازجمله نویسندگان نمایش‌نامه‌های اکسپرسیونیستی بود. رمان‌نویس معروف این دوره [[دوبلین، آلفرد (۱۸۷۸ـ۱۹۵۷)|آلفرد دوبلین]]<ref>Alfred Döblin</ref> بود، اما نوشته‌های بی‌همتای [[کافکا، فرانتس (۱۸۸۳ـ۱۹۲۴)|فرانتس کافکا]]، بعد از مرگش شناخته شد. در ۱۹۲۲ اکسپرسیونیسم به ضعف گرایید و نقاشان و نویسندگان، خسته از تیپ‌سازی و نمادپردازی، درصدد یافتن شکل‌های تازه برآمدند. [[ریلکه، راینر ماریا (۱۸۷۵ـ۱۹۲۶)|ریلکه]] را امروز یکی از مهم‌ترین شاعران قرن ۲۰م می‌دانند. [[کازاک، هرمان (۱۸۹۶ـ۱۹۶۶)|هرمان کازاک]]<ref>Hermann Kasack</ref>، نویسندۀ ''شهری آن‌سوی ‌نهر''، و [[بروخ، هرمان (۱۸۸۶ـ۱۹۵۱)|هرمان بروخ]]<ref>Hermann Broch</ref>، نویسندۀ ''مرگ ویرژیل''<ref>''Der Tod des Vergil/The Death of Virgil''</ref>، ''بی‌گناهان''، نمایندگان گرایش‌های سوررئالیستی بودند که در آثارشان به رابطۀ انسان با مرگ و انتظارات او پس از مرگ می‌پرداختند. ویژگی‌ دیگر ادبیات در آلمان غربی شمار ترجمه‌ها و محبوبیت آن‌ها بود به ویژه ترجمۀ داستان‌های انگلیسی و امریکایی؛ در حالی‌که در ادبیات آلمان شرقی موقعیت سیاسی آن کشور بر پایۀ نگرش مارکسیستی در آثار [[زگرس، آنا (۱۹۰۰ـ۱۹۸۳)|آنا زِگِرْس]]<ref>Anna Seghers</ref> و [[برتولت برشت|برتولد برشت]]<ref>Bertolt Brecht</ref> انعکاس یافت. در اواخر دهۀ ۱۹۵۰م و اوایل دهۀ ۱۹۶۰م چند نویسندۀ بزرگ ظهور کردند، ازجمله [[بل، هاینریش (۱۹۱۷ـ۱۹۸۵)|هاینریش بُل]]<ref>Heinrich Böll</ref> و معروف‌تر از او [[گراس، گونتر (۱۹۲۷ـ ۲۰۱۵)|گونتر گراس]]<ref>Günter Grass</ref> که بیشتر در مجلات پیشتاز و باشگاه‌های تئاتری او را می‌شناختند و با انتشار ''[[طبل حلبی]]''<ref>Die Blechtrommel/The Tin Drum</ref> (۱۹۵۹م) به شهرتی جهانی دست یافت و [[هانس هلموت کرست|هانس هِلموت کرست]]<ref>Hans Hellmut Kirst</ref> که در سه‌گانۀ ''صفر هشت پانزده''<ref>''Null-acht fünfzehn''</ref> (۱۹۵۴ـ۱۹۵۵م) شخصیت گونر آش<ref>Gunner Asch</ref> را خلق کرد؛ سرجوخه‌ای که به مبارزه‌ای بی‌امان با بی‌معنایی و بطالت حاکم بر نظامی‌گری برمی‌خیزد.<br /> &nbsp;
'''قرن ۲۰'''. پیش از [[جنگ جهانی اول]] آرامشی نسبی بر ادبیات آلمانی حکمفرما بود. نویسندگان مهم این دوره، نمایش‌نامه‌نویسانی چون [[هاپتمان، گرهارت (۱۸۶۲ـ۱۹۴۶)|گرهارت هاپتمان]]<ref>Gerhart Hauptmann</ref>، [[زودرمان، هرمان (۱۸۵۷ـ۱۹۲۸)|هرمان زودرمان]]<ref>Hermann Sudermann</ref>، [[ودکیند، فرانک (۱۸۶۴ـ۱۹۱۸)|فرانک ودکیند]]<ref>Frank Wedekind</ref>، [[هوفمانستال، هوگو فون (۱۸۷۴ـ۱۹۲۹)|هوگو فون هوفمانستال]]<ref>Hugo von Hofmannsthal</ref> اتریشی، و شاعرانی چون [[دمل، ریشارد (۱۸۶۳ـ۱۹۲۰)|ریشارد دِمِل]]<ref>Richard Dehmel</ref>، [[ریلکه، راینر ماریا (۱۸۷۵ـ۱۹۲۶)|راینر ماریا ریلکه]]<ref>Rainer Maria Rilke</ref>، و [[گئورگه، اشتفان|اشتفان گئورگه]]<ref>Stefan George</ref> بودند که [[ناتورالیسم (هنر)|ناتورالیسم]] و جریان مخالف آن ‌«[[هنر برای هنر]]» از عوامل اصلی تأثیرگذار بر آنان بود، هاپتمان رهبر ناتورالیست‌ها و اشتفان گئورگه رهبر مکتب «هنر برای هنر» بود. در رمان امپرسیونیستی، که ریشه در ناتورالیسم داشت، تأکید عمده بر شخصیت بود. مهم‌ترین نویسندگان این جریان داستان‌نویسی عبارت‌اند از [[هسه، هرمان (۱۸۷۷ـ۱۹۶۲)|هرمان هِسِه]]<ref>Hermann Hesse</ref> (برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۴۶م)، [[واسرمان، یاکوب (۱۸۷۳ـ۱۹۳۴)|یاکوب واسرمان]]<ref>Jakob Wassermann</ref>، و [[مان، هاینریش (۱۸۷۱ـ۱۹۵۰)|هاینریش]] و توماس مان، که به ویژه دومی شهرتی جهانی دارد (برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۲۹م). در اواخر جنگ جهانی اول خستگی و یأس، که با انقلاب ۱۹۱۸م در آلمان تشدید شده‌ بود، بر نویسندگان جوان تأثیر گذاشت. اکسپرسیونیسم ادبی، که در رمزگرایی عارفانه وامدار مکتبی در نقاشی بود، به بیان وضعیت نابسامان زندگی پرداخت. [[رمارک، اریش ماریا (۱۸۹۸ـ۱۹۷۰)|اریش ماریا رمارک]]<ref>E M Remarque</ref> چند رمان جنگی نوشت و [[اونرو، فریتس فون (۱۸۸۵ـ۱۹۷۰)|فریتس فون اونرو]]<ref>Fritz von Unruh</ref> یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبی جنگ، ''راه ایثار''، را در ۱۹۱۶ در سنگر نوشت. طنزنویسان آغاز قرن ۲۰م عبارت بودند از [[مان، هاینریش (۱۸۷۱ـ۱۹۵۰)|هاینریش مان]]<ref>Heinrich Mann</ref>، رمان‌نویس؛ [[کراوس، کارل (۱۸۷۴ـ۱۹۳۶)|کارل کراوس]]<ref>Karl Kraus</ref>، شاعر و مقاله‌نویس؛ و [[اشترنهایم، کارل (۱۸۷۸ـ۱۹۴۲)|کارل اشترنهایم]]<ref>Carl Sternheim</ref>، نمایش‌نامه‌نویس. [[کایزر، گئورگ|گئورگ کایزر]]<ref>Georg Kaiser</ref> ازجمله نویسندگان نمایش‌نامه‌های اکسپرسیونیستی بود. رمان‌نویس معروف این دوره [[دوبلین، آلفرد (۱۸۷۸ـ۱۹۵۷)|آلفرد دوبلین]]<ref>Alfred Döblin</ref> بود، اما نوشته‌های بی‌همتای [[کافکا، فرانتس (۱۸۸۳ـ۱۹۲۴)|فرانتس کافکا]]، بعد از مرگش شناخته شد. در ۱۹۲۲ اکسپرسیونیسم به ضعف گرایید و نقاشان و نویسندگان، خسته از تیپ‌سازی و نمادپردازی، درصدد یافتن شکل‌های تازه برآمدند. [[ریلکه، راینر ماریا (۱۸۷۵ـ۱۹۲۶)|ریلکه]] را امروز یکی از مهم‌ترین شاعران قرن ۲۰م می‌دانند. [[کازاک، هرمان (۱۸۹۶ـ۱۹۶۶)|هرمان کازاک]]<ref>Hermann Kasack</ref>، نویسندۀ ''شهری آن‌سوی ‌نهر''، و [[بروخ، هرمان (۱۸۸۶ـ۱۹۵۱)|هرمان بروخ]]<ref>Hermann Broch</ref>، نویسندۀ ''مرگ ویرژیل''<ref>''Der Tod des Vergil/The Death of Virgil''</ref>، ''بی‌گناهان''، نمایندگان گرایش‌های سوررئالیستی بودند که در آثارشان به رابطۀ انسان با مرگ و انتظارات او پس از مرگ می‌پرداختند. ویژگی‌ دیگر ادبیات در آلمان غربی شمار ترجمه‌ها و محبوبیت آن‌ها بود به ویژه ترجمۀ داستان‌های انگلیسی و امریکایی؛ در حالی‌که در ادبیات آلمان شرقی موقعیت سیاسی آن کشور بر پایۀ نگرش مارکسیستی در آثار [[زگرس، آنا (۱۹۰۰ـ۱۹۸۳)|آنا زِگِرْس]]<ref>Anna Seghers</ref> و [[برتولت برشت|برتولد برشت]]<ref>Bertolt Brecht</ref> انعکاس یافت. در اواخر دهۀ ۱۹۵۰م و اوایل دهۀ ۱۹۶۰م چند نویسندۀ بزرگ ظهور کردند، ازجمله [[بل، هاینریش (۱۹۱۷ـ۱۹۸۵)|هاینریش بُل]]<ref>Heinrich Böll</ref> و معروف‌تر از او [[گراس، گونتر (۱۹۲۷ـ ۲۰۱۵)|گونتر گراس]]<ref>Günter Grass</ref> که بیشتر در مجلات پیشتاز و باشگاه‌های تئاتری او را می‌شناختند و با انتشار ''[[طبل حلبی]]''<ref>Die Blechtrommel/The Tin Drum</ref> (۱۹۵۹م) به شهرتی جهانی دست یافت و [[هانس هلموت کرست|هانس هِلموت کرست]]<ref>Hans Hellmut Kirst</ref> که در سه‌گانۀ ''صفر هشت پانزده''<ref>''Null-acht fünfzehn''</ref> (۱۹۵۴ـ۱۹۵۵م) شخصیت گونر آش<ref>Gunner Asch</ref> را خلق کرد؛ سرجوخه‌ای که به مبارزه‌ای بی‌امان با بی‌معنایی و بطالت حاکم بر نظامی‌گری برمی‌خیزد.<br /> &nbsp;
[[پرونده:10201200-5.jpg|بندانگشتی|گونتر گراس]]
[[پرونده:10201200-5.jpg|بندانگشتی|گونتر گراس]]
&nbsp;
&nbsp;
۴۷٬۷۳۶

ویرایش