پرش به محتوا

مجسمه سازی (هنر): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
مجسمه‌‌سازی (هنر)(sculpture)<br /> [[File:38146600-1.jpg|thumb|تنديس پادشاه در حال بازي با ملکه، اثر ارنست مکس]][[File:38146600-2.jpg|thumb|تنديس پادشاه در حال بازي با ملکه، اثر ارنست مکس]][[File:38146600.jpg|thumb|تنديس پادشاه در حال بازي با ملکه، اثر ارنست مکس]]شکل‌دادن هنرمندانۀ موادی همچون چوب، سنگ، گِل، فلز، و اخیراً پلاستیک و مواد مصنوعی دیگر. پیکرک‌های تراشیده‌ از سنگ، در زمرۀ نخستین اشیائی بوده‌اند که انسانِ پیش از تاریخ با دست‌های خود ساخته است. از همۀ تمدن‌های باستانی، پیکره‌هایی برجا مانده است. بسیاری از اقوام بومی، سنّت‌های پرمایه‌ای در پیکره‌سازی دارند. سنّت‌های مردمان افریقا (← [[افریقایی،_هنر]])، امریکای جنوبی، و به‌ویژه جزایر کارائیب در تحوّل مجسمه‌سازی معاصر غرب مؤثر بوده‌اند. بیشتر مجسمه‌ها در طول تاریخ، کارکرد دینی داشته‌اند. مجسمه‌های چینی، ژاپنی، و هندی معمولاً بت‌های هندو یا بودایی‌اند. مجسمه‌های بومیان افریقا، سرخپوستان امریکا، و مردمان جزایر اقیانوسیه<ref>Oceanic </ref>، مظاهر آیین‌های پرستش ارواح و جاندارپنداری<ref>animism </ref>اند. مجسمه‌سازی از قدیم دو روش اصلی داشته است: کنده‌کاری<ref>carving </ref> که عبارت است از تراشیدن مواد سختی همچون سنگ و چوب، برای پدیدآوردن مجسمه‌ای از آن‌ها؛ و شکل‌دهی<ref>modelling </ref>، که ساختن یک شکل، از مواد نرمی همچون گِل یا موم است که بعد می‌تواند به‌منزلۀ قالب، در ساخت مجسمۀ مفرغی<ref>bronze</ref> به‌کار رود. در قرن ۲۰ استفاده از روش‌های دیگر، ازجمله جوش‌کاری و جفت‌وجور‌کاری<ref>assemblage </ref> نیز در ساخت مجسمه رایج شد.
[[پرونده:38146600-7.jpg|بندانگشتی|پیتا اثر میکلانژ]]
مجسمه‌‌سازی (هنر)(sculpture)<br />  


'''مجسمه‌سازی در روزگار باستان'''. مجسمه‌سازی در مصر و بین‌النهرین<ref>Mesopotamia</ref> به‌صورت نقش برجسته<ref>relief </ref> در تزیینات کاخ‌ها و معابد نمود یافت. پیکره‌های ایستاده<ref>standing sculptures </ref>، برای مشاهده از روبه‌رو و پهلو ساخته می‌شدند. نخستین پیکره‌های بدون تکیه‌گاه (قابل مشاهده از همه طرف) را یونانیان ساختند. با پیدایش حالت‌های پویا (ایستایی تقابلی<ref>contrapposto </ref>) و نمود احساسی، پیکره‌سازی یونان به‌اوج تکامل رسید (← [[فیدیاس_(میانه_قرن_۵_پ_م)|فیدیاس]]<ref>Phidias </ref>؛ [[پراکسیتلس_(اواسط_قرن_۴پ_م)|پراکسیتلس]]<ref>Praxiteles </ref>؛ [[پارتنون]]<ref>Parthenon </ref>)، از آن پس مجسمه‌سازیِ غرب، تا حد بسیاری تقلیدی از آرمان‌های یونانی بوده است. تک‌چهره‌سازی در اندازۀ طبیعی از ابداعات رومیان بود.
شکل‌دادن هنرمندانۀ موادی همچون چوب، سنگ، گِل، فلز، و اخیراً پلاستیک و مواد مصنوعی دیگر. پیکرک‌های تراشیده‌ از سنگ، در زمرۀ نخستین اشیائی بوده‌اند که انسان پیش از تاریخ با دست‌های خود ساخته است. از همۀ تمدن‌های باستانی، پیکره‌هایی برجا مانده است. بسیاری از اقوام بومی، سنّت‌های پرمایه‌ای در پیکره‌سازی دارند. سنّت‌های مردمان افریقا (← [[افریقایی،_هنر]])، [[امریکای جنوبی، قاره|امریکای جنوبی]]، و به‌ویژه جزایر کارائیب در تحوّل مجسمه‌سازی معاصر غرب مؤثر بوده‌اند. بیشتر مجسمه‌ها در طول تاریخ، کارکرد دینی داشته‌اند. مجسمه‌های چینی، ژاپنی، و هندی معمولاً بت‌های هندو یا بودایی‌اند. مجسمه‌های بومیان افریقا، سرخپوستان امریکا، و مردمان جزایر اقیانوسیه<ref>Oceanic </ref>، مظاهر آیین‌های پرستش ارواح و جاندارپنداری<ref>animism </ref>اند. مجسمه‌سازی از قدیم دو روش اصلی داشته است: کنده‌کاری<ref>carving </ref> که عبارت است از تراشیدن مواد سختی همچون سنگ و چوب، برای پدیدآوردن مجسمه‌ای از آن‌ها؛ و شکل‌دهی<ref>modelling </ref>، که ساختن یک شکل، از مواد نرمی همچون گِل یا موم است که بعد می‌تواند به‌منزلۀ قالب، در ساخت مجسمۀ مفرغی<ref>bronze</ref> به‌کار رود. در قرن ۲۰م استفاده از روش‌های دیگر، ازجمله جوش‌کاری و جفت‌وجور‌کاری<ref>assemblage </ref> نیز در ساخت مجسمه رایج شد.


'''مجسمه‌سازی در قرون وسطا''' (مجسمه‌سازی در قرون وسطا<ref>medieval </ref>).&nbsp;پیکره‌های سنگیِ طاقچه‌ای برای کلیساها (ازجمله کلیسای جامع شارتر<ref>Chartres Cathedral</ref> در فرانسه) و کنده‌کاری‌های عاجی ظریف، گونه‌های شاخص مجسمه‌سازی این دوره‌اند. نیکلا پیسانو<ref>Nicola Pisano</ref>، سنّت بزرگی را در پیکره‌سازی ایتالیا پی افکند.
'''مجسمه‌سازی در روزگار باستان'''. مجسمه‌سازی در [[مصر]] و [[بین النهرین|بین‌النهرین]]<ref>Mesopotamia</ref> به‌صورت نقش برجسته<ref>relief </ref> در تزیینات کاخ‌ها و معابد نمود یافت. پیکره‌های ایستاده<ref>standing sculptures </ref>، برای مشاهده از روبه‌رو و پهلو ساخته می‌شدند. نخستین پیکره‌های بدون تکیه‌گاه (قابل مشاهده از همه طرف) را یونانیان ساختند. با پیدایش حالت‌های پویا (ایستایی تقابلی<ref>contrapposto </ref>) و نمود احساسی، پیکره‌سازی یونان به‌اوج تکامل رسید (← [[فیدیاس_(میانه_قرن_۵_پ_م)|فیدیاس]]<ref>Phidias </ref>؛ [[پراکسیتلس_(اواسط_قرن_۴پ_م)|پراکسیتلس]]<ref>Praxiteles </ref>؛ [[پارتنون]]<ref>Parthenon </ref>)، از آن پس مجسمه‌سازیِ غرب، تا حد بسیاری تقلیدی از آرمان‌های یونانی بوده است. تک‌چهره‌سازی در اندازۀ طبیعی از ابداعات رومیان بود.


'''مجسمه‌سازی در دورۀ رنسانس'''. با احیای پیکره‌های بدون تکیه‌گاه<ref>free-standing </ref>، به‌ویژه داود<ref>David </ref> (۱۵۰۱ـ۱۵۰۴) میکلانژ، و آثار مفرغی ممتازی، همچون پیکرۀ یادمانی سوار بر اسب<ref>equestrian </ref> ''گاتاملاتا''<ref>''Gattamelata''</ref> (۱۴۴۷ـ۱۴۵۰م؛ میدان سانتو<ref>Piazza del Santo </ref>، پادوا<ref>Padua </ref>) اثر دوناتلّو<ref>Donatello </ref>، برتری یونان به‌چالش گرفته شد. مجسمه‌سازی از پیکر انسان در آثار لورنتسو گیبرتی<ref>Lorenzo Ghiberti </ref>، لوکا دلّا روبیّا<ref>Luca della Robbia </ref>، و آندرِآ دِل ورّوکیّو<ref>Andrea del Verrocchio </ref> منزلت و قدرتی تازه یافت. کار بنونوتو چلّینی<ref>Benvenuto Cellini </ref> و جووانّی بولونیا<ref>Giovanni Bologna </ref> (۱۵۲۴ـ۱۶۰۸)، مظهر مانریسم<ref>Mannerism </ref> در مجسمه‌سازی شد. پدرو برّوگته<ref>Pedro Berruguete </ref>، شاگرد میکلانژ، رنسانس<ref>Renaissance</ref> را به اسپانیا برد. در فرانسه ژان گوژون<ref>Jean Goujon </ref> مانریسم را تکامل بخشید. لیکن سبک رنسانس متعالی<ref>High Renaissance </ref> میکلانژ بود که بعدها توجه لوئی چهاردهم را برانگیخت، و سردیس‌ها و گروه‌پیکره‌های بسیاری را، به‌ویژه به فرانسوا ژیراردون<ref>François Girardon </ref>، سفارش داد.
'''مجسمه‌سازی در قرون وسطا''' (مجسمه‌سازی در قرون وسطا<ref>medieval </ref>). پیکره‌های سنگیِ طاقچه‌ای برای کلیساها (ازجمله [[شارتر، کلیسای جامع|کلیسای جامع شارتر]]<ref>Chartres Cathedral</ref> در [[فرانسه]]) و کنده‌کاری‌های عاجی ظریف، گونه‌های شاخص مجسمه‌سازی این دوره‌اند. نیکلا پیسانو<ref>Nicola Pisano</ref>، سنّت بزرگی را در پیکره‌سازی ایتالیا پی افکند.


'''مجسمه‌سازی باروک و روکوکو''' (مجسمه‌سازی باروک<ref>baroque</ref> و روکوکو<ref>rococo </ref>).&nbsp;در این دوره نقش‌برجسته بیش از مجسمه‌های بدون تکیه‌گاه اهمیت یافت. مهارت آشکار در هنر مجسمه‌سازانی همچون جووانّی برنینی<ref>Giovanni Bernini </ref> نشان‌دهندۀ تسلّط کامل آنان بر مصالحی است که به‌کار می‌بردند. اتین فالکونه<ref>Etienne Falconet </ref> در فرانسه، و آلونسو کانو<ref>Alonso Cano </ref> در اسپانیا، نمایندگان این شیوۀ هنری بودند.
'''مجسمه‌سازی در دورۀ رنسانس'''. با احیای پیکره‌های بدون تکیه‌گاه<ref>free-standing </ref>، به‌ویژه داود<ref>David </ref> (۱۵۰۱ـ۱۵۰۴م) [[میکلانژ]]، و آثار مفرغی ممتازی، همچون پیکرۀ یادمانی سوار بر اسب<ref>equestrian </ref> ''گاتاملاتا''<ref>''Gattamelata''</ref> (۱۴۴۷ـ۱۴۵۰م؛ میدان سانتو<ref>Piazza del Santo </ref>، [[پادوا، شهر|پادوا]]<ref>Padua </ref>) اثر [[دوناتلو|دوناتلّو]]<ref>Donatello </ref>، برتری یونان به‌چالش گرفته شد. مجسمه‌سازی از پیکر انسان در آثار [[گیبرتی، لورنتسو (۱۳۷۸ـ۱۴۵۵م)|لورنتسو گیبرتی]]<ref>Lorenzo Ghiberti </ref>، لوکا دلّا روبیّا<ref>Luca della Robbia </ref>، و [[وروکیو، آندرآ دل (ح ۱۴۳۵ـ۱۴۸۸م)|آندرِآ دِل ورّوکیّو]]<ref>Andrea del Verrocchio </ref> منزلت و قدرتی تازه یافت. کار [[چلینی، بنونوتو (۱۵۰۰ـ۱۵۷۱)|بنونوتو چلّینی]]<ref>Benvenuto Cellini </ref> و جووانّی بولونیا<ref>Giovanni Bologna </ref> (۱۵۲۴ـ۱۶۰۸م)، مظهر [[مانریسم]]<ref>Mannerism </ref> در مجسمه‌سازی شد. پدرو برّوگته<ref>Pedro Berruguete </ref>، شاگرد میکلانژ، [[رنسانس]]<ref>Renaissance</ref> را به [[اسپانیا]] برد. در فرانسه [[گوژون، ژان (ح ۱۵۱۰ـ ح ۱۵۶۵)|ژان گوژون]]<ref>Jean Goujon </ref> مانریسم را تکامل بخشید. لیکن سبک رنسانس متعالی<ref>High Renaissance </ref> میکلانژ بود که بعدها توجه [[لویی چهاردهم|لوئی چهاردهم]] را برانگیخت، و سردیس‌ها و گروه‌پیکره‌های بسیاری را، به‌ویژه به [[ژیراردون، فرانسوا (۱۶۲۸ـ۱۷۱۵)|فرانسوا ژیراردون]]<ref>François Girardon </ref>، سفارش داد.


'''مجسمه‌سازی نئوکلاسیک''' (مجسمه‌سازی نئوکلاسیک<ref>neoclassical</ref>). مجسمه‌سازی در قرن ۱۸، بر نرمش و صیقل‌یافتگی شکل‌ها و سطوح تمرکز داشت، به‌ویژه در آثار آنتونیو کانووا<ref>Antonio Canova</ref>. اوگوست رودَن<ref>Auguste Rodin</ref>، آخرین نمایندۀ بزرگ مجسمه‌سازی کلاسیک<ref>classic</ref> بود. آریستید مایول<ref>Aristide Maillol </ref> و آنتوان بوردل<ref>Antoine Bourdelle </ref> (۱۸۶۱ـ۱۹۲۹) بر کیفیت‌های فرمی تأکید ورزیدند، و دو شیوۀ رئالیسم<ref>realism</ref> و امپرسیونیسم<ref>Impressionism</ref> را وانهادند.
'''مجسمه‌سازی باروک و روکوکو''' (مجسمه‌سازی باروک<ref>baroque</ref> و [[روکوکو]]<ref>rococo </ref>). در این دوره نقش‌برجسته بیش از مجسمه‌های بدون تکیه‌گاه اهمیت یافت. مهارت آشکار در هنر مجسمه‌سازانی همچون جووانّی برنینی<ref>Giovanni Bernini </ref> نشان‌دهندۀ تسلّط کامل آنان بر مصالحی است که به‌کار می‌بردند. اتین فالکونه<ref>Etienne Falconet </ref> در فرانسه، و [[کانو، آلونسو (۱۶۰۱ـ ۱۶۶۷)|آلونسو کانو]]<ref>Alonso Cano </ref> در [[اسپانیا]]، نمایندگان این شیوۀ هنری بودند.


'''قرن ۲۰'''. مجسمه‌سازانی همچون هنری مور<ref>Henry Moore </ref>، باربارا هپورت<ref>Barbara Hepworth </ref>، و جیکوب اپستاین<ref>Jacob Epstein </ref>، با استفاده از مواد و مصالح و روش‌های سنّتی، حجم‌هایی متأثر از هنر «بدوی<ref>primitive </ref>» و طبیعت آفریدند. آثار آمدئو مودیلیانی<ref>Amedeo Modigliani</ref> و هنری گودیه‌ـ ‌بژسکا<ref>Henri Gaudier-Brzeska </ref> نیز از همین تأثیر نشان دارند. پیش‌گامان مجسمه‌سازی انتزاعی<ref>abstract </ref> عبارت‌اند از اَلکساندر آرخیپنکو<ref>Alexander Archipenko</ref> و اوسیپ زادکین<ref>Ossip Zadkine</ref>، دو هنرمند کوبیست<ref>cubist </ref>، و کنستانتین برانکوزی<ref>Constantin Brancusi </ref> و آلبرتو جاکومتّی<ref>Alberto Giacometti </ref>، که با مواد طبیعی شکل‌های انتزاعی سه‌بعدی ساختند. ژاک لیپ‌شیتس<ref>Jacques Lipchitz</ref>، ژان آرپ<ref>Jean Arp</ref>، نائوم گابو<ref>Naum Gabo</ref> و آنتوان پفسنر<ref>Antoine Pevsner </ref> (پیش‌گامان ساختگری<ref>constructivism </ref> روس)، رِگ باتلر<ref>Reg Butler </ref>، و آنتونی کارو<ref>Anthony Caro </ref> از پیروان مکتب غیربازنما<ref>nonrepresentational </ref> بودند. از مجسمه‌سازان سنّتی‌تری که آثارشان قویاً واجد گویش مدرن<ref>modern idiom </ref> است، مارینو مارینی<ref>Marino Marini </ref> در ایتالیا و فرانک دابسون<ref>Frank Dobson</ref> (۱۸۸۸ـ۱۹۶۳) در انگلستان درخور ذکرند. دیگر مجسمه‌سازان، یکسر از گذشته بریده‌اند و دو روش سنّتیِ کنده‌کاری و شکل‌دهی را منسوخ دانسته‌اند. امروزه واژۀ مجسمه، به جنبان<ref>mobile </ref>های اَلگزاندر کالدر<ref>Alexander Calder </ref>، جفت‌وجورکاری‌هایی با مواد مختلف، مجسمه‌های محیطی<ref>environment sculpture </ref>، و آثار زمینی<ref>earthworks</ref> (از ابداعات کارل آندره<ref>Carl André </ref>)، و چیدمان<ref>installation </ref>ها نیز اطلاق می‌شود. باغ مجسمه<ref>sculpture garden</ref> از تحوّلات جدید است؛ موزۀ فضای باز هاکوره<ref>Hakore </ref> در ژاپن، و پروژۀ مجسمه‌سازی برای جنگل گریزدِیل<ref>Grizedale Forest </ref> در لِیک دیستریکت<ref>Lake District</ref>، انگلستان، از آن جمله‌اند.
'''مجسمه‌سازی نئوکلاسیک''' (مجسمه‌سازی نئوکلاسیک<ref>neoclassical</ref>). مجسمه‌سازی در قرن ۱۸م، بر نرمش و صیقل‌یافتگی شکل‌ها و سطوح تمرکز داشت، به‌ویژه در آثار [[کانووا، آنتونیو|آنتونیو کانووا]]<ref>Antonio Canova</ref>. [[رودن، اوگوست (۱۸۴۰ـ۱۹۱۷)|اوگوست رودَن]]<ref>Auguste Rodin</ref>، آخرین نمایندۀ بزرگ مجسمه‌سازی کلاسیک<ref>classic</ref> بود. [[مایول، آریستید (۱۸۶۱ـ۱۹۴۴)|آریستید مایول]]<ref>Aristide Maillol </ref> و آنتوان بوردل<ref>Antoine Bourdelle </ref> (۱۸۶۱ـ۱۹۲۹م) بر کیفیت‌های فرمی تأکید ورزیدند، و دو شیوۀ [[ریالیسم (هنر و ادبیات)|رئالیسم]]<ref>realism</ref> و [[امپرسیونیسم]]<ref>Impressionism</ref> را وانهادند.
 
'''قرن ۲۰'''. مجسمه‌سازانی همچون هنری مور<ref>Henry Moore </ref>، [[هپورت، باربارا (۱۹۰۳ـ۱۹۷۵)|باربارا هپورت]]<ref>Barbara Hepworth </ref>، و [[اپستاین، جیکوب (۱۸۸۰ـ۱۹۵۹)|جیکوب اپستاین]]<ref>Jacob Epstein </ref>، با استفاده از مواد و مصالح و روش‌های سنّتی، حجم‌هایی متأثر از هنر «بدوی<ref>primitive </ref>» و طبیعت آفریدند. آثار [[مودیلیانی، آمدیو (۱۸۸۴ـ۱۹۲۰)|آمدئو مودیلیانی]]<ref>Amedeo Modigliani</ref> و هنری گودیه‌ـ ‌بژسکا<ref>Henri Gaudier-Brzeska </ref> نیز از همین تأثیر نشان دارند. پیش‌گامان مجسمه‌سازی انتزاعی<ref>abstract </ref> عبارت‌اند از [[آرخیپنکو، الکساندر (۱۸۸۷ـ۱۹۶۴)|اَلکساندر آرخیپنکو]]<ref>Alexander Archipenko</ref> و [[زادکین، اوسیپ (۱۸۹۰ـ۱۹۶۷)|اوسیپ زادکین]]<ref>Ossip Zadkine</ref>، دو هنرمند کوبیست<ref>cubist </ref>، و [[برانکوزی، کنستانتین (۱۸۷۶ـ۱۹۵۷)|کنستانتین برانکوزی]]<ref>Constantin Brancusi </ref> و [[جاکومتی، آلبرتو (۱۹۰۱ـ۱۹۶۶)|آلبرتو جاکومتّی]]<ref>Alberto Giacometti </ref>، که با مواد طبیعی شکل‌های انتزاعی سه‌بعدی ساختند. ژاک لیپ‌شیتس<ref>Jacques Lipchitz</ref>، ژان آرپ<ref>Jean Arp</ref>، [[گابو، نایوم (۱۸۹۰ـ۱۹۷۷)|نائوم گابو]]<ref>Naum Gabo</ref> و [[پفسنر، آنتوان (۱۸۸۶ـ۱۹۶۲)|آنتوان پفسنر]]<ref>Antoine Pevsner </ref> (پیش‌گامان ساختگری<ref>constructivism </ref> روس)، رِگ باتلر<ref>Reg Butler </ref>، و آنتونی کارو<ref>Anthony Caro </ref> از پیروان مکتب غیربازنما<ref>nonrepresentational </ref> بودند. از مجسمه‌سازان سنّتی‌تری که آثارشان قویاً واجد گویش مدرن<ref>modern idiom </ref> است، [[مارینی، مارینو (۱۹۰۱ـ۱۹۸۰)|مارینو مارینی]]<ref>Marino Marini </ref> در ایتالیا و [[دابسون، فرانک (۱۸۸۹ـ۱۹۶۳)|فرانک دابسون]]<ref>Frank Dobson</ref> (۱۸۸۸ـ۱۹۶۳م) در [[انگلستان]] درخور ذکرند. دیگر مجسمه‌سازان، یکسر از گذشته بریده‌اند و دو روش سنّتیِ کنده‌کاری و شکل‌دهی را منسوخ دانسته‌اند. امروزه واژۀ مجسمه، به جنبان<ref>mobile </ref>های [[کالدر، الگزاندر (۱۸۹۸ـ۱۹۷۶)|اَلگزاندر کالدر]]<ref>Alexander Calder </ref>، جفت‌وجورکاری‌هایی با مواد مختلف، مجسمه‌های محیطی<ref>environment sculpture </ref>، و آثار زمینی<ref>earthworks</ref> (از ابداعات [[آندره، کارل (۱۹۳۵)|کارل آندره]]<ref>Carl André </ref>)، و چیدمان<ref>installation </ref>ها نیز اطلاق می‌شود. باغ مجسمه<ref>sculpture garden</ref> از تحوّلات جدید است؛ موزۀ فضای باز هاکوره<ref>Hakore </ref> در [[ژاپن]]، و پروژۀ مجسمه‌سازی برای جنگل گریزدِیل<ref>Grizedale Forest </ref> در [[لیک دیستریکت|لِیک دیستریکت]]<ref>Lake District</ref>، انگلستان، از آن جمله‌اند.


<!--38146600-->
<!--38146600-->
سرویراستار
۵۴٬۴۳۶

ویرایش