سپندارمذگان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042179744.jpg|بندانگشتی|نگارهای تزئینی]] | |||
[[پرونده:2042179744- 2.jpg|بندانگشتی|نگارهای تزئینی]] | |||
سپندارمذگان (Sepandarmazgan) | سپندارمذگان (Sepandarmazgan) | ||
(یا: اسپندارمذگان؛ اسفندگان) از جشنهای باستانی ایران. تا سدههای اولیۀ اسلامی براساس گاهشماری یزدگری (که هر سال را مشتمل بر 12 ماه 30روزه محاسبه میکردهاند) در روز 5 اسفندماه (تقارن سپندارمذروز با ماه اسفند) برگزار میشده، اما بعدتر با جایگزینی گاهشمار خورشیدی، این روز با 29 بهمن مقارن شده است. در باور ایرانیان باستان، ماه آخر سال و همچنین روز پنجم هر ماه مختص [[اسپندارمذ|سپندارمذ]] و گرامیداشت او بوده، که در جهان، فرشتۀ موکل بر زمین پاک و زن پارسا و درستکار است. او موظف است زمین، کشتزارها، چراگاهها، چهارپایان و زنان را خرم و پاک و بارور نگه دارد. [[زردشتی، آیین|زردشتیان]] در این روز به بیابانهای اطراف شهر میرفتند و در حرکتی همگانی هرچه جانور و حشرۀ موذی میدیدند، میکشتند (احتمالاً به همین دلیل آن را جشن برزیگران نیز میگفتهاند)؛ چون سپندارمذ ایزد پاکی و نگهبان زمین و پاسبان خانه و زن خوب بود، در آن روز مردان به زنان هدیههای ناب و پربها میدادند و این رسم تا اواخر سدۀ 5ق در اصفهان و ری و نواحی غربی ایران مرسوم بوده است. به تصریح [[ابوریحان بیرونی (خوارزم ۳۶۲ـ غزنه ۴۴۰ق)|ابوریحان بیرونی]] در [[الآثارالباقیة عن القرون الخالیه|آثارالباقیة عن القرون الخالیة]]، در سپندارمذگان زنان از شوهران خود طلب آمیزش میکردند و از همین رو به آن «مردگیران» نیز میگفتهاند. ممکن است کلمۀ مردگیران شکل تحریفشده یا تغییریافتۀ مزدگیران باشد و به این واقعیت اشاره دارد که در روز اسفندگان وظایف خانهداری از دوش زنان برداشته و به مردان واگذار میشده و علاوه بر این مردان در این روز به پاس یکسال کار و کوششِ زنان، به آنها هدیه یا مزد میدادند. مردان در این روز زودتر از باقی اهالی خانه بیدار میشوند، خانه را با آداب خاصی آب و جارو و از جانوران موذی پاک میکنند، بر پاشنههای در خانه آویشن میریزند و با پختن آش و نان مخصوص این جشن را برگزار میکنند. | (یا: اسپندارمذگان؛ اسفندگان) از جشنهای باستانی ایران. تا سدههای اولیۀ اسلامی براساس گاهشماری یزدگری (که هر سال را مشتمل بر 12 ماه 30روزه محاسبه میکردهاند) در روز 5 اسفندماه (تقارن سپندارمذروز با ماه اسفند) برگزار میشده، اما بعدتر با جایگزینی گاهشمار خورشیدی، این روز با 29 بهمن مقارن شده است. در باور ایرانیان باستان، ماه آخر سال و همچنین روز پنجم هر ماه مختص [[اسپندارمذ|سپندارمذ]] و گرامیداشت او بوده، که در جهان، فرشتۀ موکل بر زمین پاک و زن پارسا و درستکار است. او موظف است زمین، کشتزارها، چراگاهها، چهارپایان و زنان را خرم و پاک و بارور نگه دارد. [[زردشتی، آیین|زردشتیان]] در این روز به بیابانهای اطراف شهر میرفتند و در حرکتی همگانی هرچه جانور و حشرۀ موذی میدیدند، میکشتند (احتمالاً به همین دلیل آن را جشن برزیگران نیز میگفتهاند)؛ چون سپندارمذ ایزد پاکی و نگهبان زمین و پاسبان خانه و زن خوب بود، در آن روز مردان به زنان هدیههای ناب و پربها میدادند و این رسم تا اواخر سدۀ 5ق در اصفهان و ری و نواحی غربی ایران مرسوم بوده است. به تصریح [[ابوریحان بیرونی (خوارزم ۳۶۲ـ غزنه ۴۴۰ق)|ابوریحان بیرونی]] در [[الآثارالباقیة عن القرون الخالیه|آثارالباقیة عن القرون الخالیة]]، در سپندارمذگان زنان از شوهران خود طلب آمیزش میکردند و از همین رو به آن «مردگیران» نیز میگفتهاند. ممکن است کلمۀ مردگیران شکل تحریفشده یا تغییریافتۀ مزدگیران باشد و به این واقعیت اشاره دارد که در روز اسفندگان وظایف خانهداری از دوش زنان برداشته و به مردان واگذار میشده و علاوه بر این مردان در این روز به پاس یکسال کار و کوششِ زنان، به آنها هدیه یا مزد میدادند. مردان در این روز زودتر از باقی اهالی خانه بیدار میشوند، خانه را با آداب خاصی آب و جارو و از جانوران موذی پاک میکنند، بر پاشنههای در خانه آویشن میریزند و با پختن آش و نان مخصوص این جشن را برگزار میکنند. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
در داستان [[بیژن و منیژه]] ([[شاهنامه]]) و پس از گرفتار شدن [[بیژن]] به دست [[توران (اسطوره)|تورانیان]]، [[کیخسرو]] با ارسال نامهای [[رستم (شاهنامه)|رستم]] را برای رهایی او فرا میخواند. پس از حضور رستم در پیشگاه پادشاه، رستم به این گونه با گفتن نام امشاسبندان و جایگاه و وظیفۀ آنان کیخسرو را میستاید: چو هرمزد بادت بدین پایگاه/ چو بهمن نگهبان فرخکلاه// همهساله اردیبهشت هژیر/ نگهبان تو با هش و رای پیر// چو شهریورت باد پیروزگر/ بنام بزرگی و فر و هنر// سفندارمذ پاسبان تو باد/ خرد جان روشنروان تو باد// چو خردادت از یاوران بر دهاد/ ز مرداد باش از بر و بوم شاد// دی و اورمزدت خجسته بواد/ در هر بدی بر تو بسته بواد// دیات آذرافروز و فرخندهروز/ تو شادان و تاج تو گیتیفروز | در داستان [[بیژن و منیژه]] ([[شاهنامه]]) و پس از گرفتار شدن [[بیژن]] به دست [[توران (اسطوره)|تورانیان]]، [[کیخسرو]] با ارسال نامهای [[رستم (شاهنامه)|رستم]] را برای رهایی او فرا میخواند. پس از حضور رستم در پیشگاه پادشاه، رستم به این گونه با گفتن نام امشاسبندان و جایگاه و وظیفۀ آنان کیخسرو را میستاید: چو هرمزد بادت بدین پایگاه/ چو بهمن نگهبان فرخکلاه// همهساله اردیبهشت هژیر/ نگهبان تو با هش و رای پیر// چو شهریورت باد پیروزگر/ بنام بزرگی و فر و هنر// سفندارمذ پاسبان تو باد/ خرد جان روشنروان تو باد// چو خردادت از یاوران بر دهاد/ ز مرداد باش از بر و بوم شاد// دی و اورمزدت خجسته بواد/ در هر بدی بر تو بسته بواد// دیات آذرافروز و فرخندهروز/ تو شادان و تاج تو گیتیفروز | ||
'''واژهشناسی و تبارشناسی''' | '''واژهشناسی و تبارشناسی''' | ||