موسیقی ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
'''دورۀ خلفای عباسی''' (۱۳۲ـ۶۵۶ق) | '''دورۀ خلفای عباسی''' (۱۳۲ـ۶۵۶ق) | ||
در این دوره موسیقیدانان ایرانی، از نظریهدانها تا عاملان به نوازندگی و خوانندگی، میراث موسیقی ایران نوین عصر اسلامی را تا مرزهای دور گستردند. از مهمترین موسیقیدانان دورۀ [[عباسیان|عباسی،]] باید از زریاب (۱۳۸ـ۲۰۶ق) نام برد که موسیقی ایرانی ـ اسلامی عصر خود را در اندلس (اسپانیا) ارائه کرد. همچنین از خاندان موصلیها یعنی ابراهیم و فرزندش اسحق (در قرن دوم و سوم هجری) که ایرانیتبار و از استادان کمنظیر موسیقی و مورد عنایت دربار خلفای عباسی بودند. به این دو موسیقیدان ساخت بعضی مقامها و ارتفاعهای مشهور را نسبت دادهاند و [[ابن ندیم، محمد بن اسحاق ( ـ۳۸۵ق)|ابن الندیم]] در کتاب ''[[الفهرست]]'' بالغ بر ۴۰ اثر به اسحاق نسبت داده است. همچنین باید نام برد از منصور زلزل رازی ( ـ۱۷۵ق) که نظریهدان و کاشف فاصلۀ سوم خنثی معروف به فاصلۀ زلزل است. همچنین، [[خلیل بن احمد فراهیدی]] (۱۰۰ـ ۱۷۵ق) موسیقیدان عروضی و وزنشناس و احمد سرخسی ( ـ۲۸۶ق) که از شاگردان [[کندی، یعقوب بن اسحاق (کوفه ح ۱۸۵ـ بغداد ح ۲۶۰ ق)|کندی]] بود و در موسیقی، دیدگاهی فلسفی داشت و آرای او در کتاب ''کمال ادبالغناء'' آمده است. دربارۀ آثار موسیقایی این دوره، به روایت کتاب عظیم [[الاغانی|''الاغانی'']] نوشتۀ [[ابوالفرج اصفهانی]] و دیگر منابع، فهلویات، ترانههای آهنگین و نیز از رواج تنبور و دانگهای برخاسته از پردهبندی خاص این ساز و تأثیرپذیری نظریدانان اسلامی از آراء موسیقیشناسان یونانی میتوان نام برد. | در این دوره موسیقیدانان ایرانی، از نظریهدانها تا عاملان به نوازندگی و خوانندگی، میراث موسیقی ایران نوین عصر اسلامی را تا مرزهای دور گستردند. از مهمترین موسیقیدانان دورۀ [[عباسیان|عباسی،]] باید از زریاب (۱۳۸ـ۲۰۶ق) نام برد که موسیقی ایرانی ـ اسلامی عصر خود را در اندلس (اسپانیا) ارائه کرد. همچنین از خاندان موصلیها یعنی ابراهیم و فرزندش اسحق (در قرن دوم و سوم هجری) که ایرانیتبار و از استادان کمنظیر موسیقی و مورد عنایت دربار خلفای عباسی بودند. به این دو موسیقیدان ساخت بعضی مقامها و ارتفاعهای مشهور را نسبت دادهاند و [[ابن ندیم، محمد بن اسحاق ( ـ۳۸۵ق)|ابن الندیم]] در کتاب ''[[الفهرست]]'' بالغ بر ۴۰ اثر به اسحاق نسبت داده است. همچنین باید نام برد از منصور زلزل رازی ( ـ۱۷۵ق) که نظریهدان و کاشف فاصلۀ سوم خنثی معروف به فاصلۀ زلزل است. همچنین، [[خلیل بن احمد فراهیدی]] (۱۰۰ـ ۱۷۵ق) موسیقیدان عروضی و وزنشناس و احمد سرخسی ( ـ۲۸۶ق) که از شاگردان [[کندی، یعقوب بن اسحاق (کوفه ح ۱۸۵ـ بغداد ح ۲۶۰ ق)|کندی]] بود و در موسیقی، دیدگاهی فلسفی داشت و آرای او در کتاب ''کمال ادبالغناء'' آمده است. دربارۀ آثار موسیقایی این دوره، به روایت کتاب عظیم [[الاغانی|''الاغانی'']] نوشتۀ [[ابوالفرج اصفهانی (اصفهان ۲۸۴ـ ح۳۶۳ق)|ابوالفرج اصفهانی]] و دیگر منابع، فهلویات، ترانههای آهنگین و نیز از رواج تنبور و دانگهای برخاسته از پردهبندی خاص این ساز و تأثیرپذیری نظریدانان اسلامی از آراء موسیقیشناسان یونانی میتوان نام برد. | ||
'''دورۀ حکومتهای ایرانی تا تیموریان''' (قرون ۳ تا ۹ق) | '''دورۀ حکومتهای ایرانی تا تیموریان''' (قرون ۳ تا ۹ق) | ||
راتبه نیشابوری (۲۰۵ـ۲۵۹ق) از موسیقیدانان بنام دورۀ [[طاهریان]] است. در دورۀ [[سامانیان]]، توجه به فرهنگ اصیل ایرانی قدرت گرفت و شاعران خنیاگری چون [[رودکی، ابوعبدالله جعفر بن محمد (۳۳۰-۳۲۹ق)|رودکی]] را در حمایت خود پرورد. همچنین فیلسوف موسیقیشناس [[فارابی، ابونصر محمد (فاراب ۲۵۷ـ دمشق ۳۳۸ق)|ابونصر فارابی]] ( ـ۳۳۹ق) صاحب مهارت شایان تحسین در علم و در عمل موسیقی بود و داستانهای شگفتانگیزی از مهارت او در تصرف نفوس انسانی توسط موسیقی را نقل میکنند. افزودن سیم پنجم به [[عود (موسیقی)|عود]] و نیز تألیفاتی مهم در موسیقی را از فارابی دانستهاند. ازجمله، کتاب مهم ''الموسیقیالکبیر'' که در آن به توضیح آلات موسیقی مشهور دورۀ خود و شرح نظام فواصل و پردهها پرداخته است. از دیگر کتب مشهور و مهم در زمینۀ موسیقی ایرانی باید از کتاب مفصل ''الاغانی'' نام برد که ابوالفرج اصفهانی (۳۵۶ق) تألیف کرده و در آن به تفصیل به شرح مقامات موسیقی دورۀ خود، [[ایقاع (موسیقی)|ایقاعات]] و طرز اجرای آنها به انگشتان و شرح احوالات موسیقیدانان مشهور پرداخته است. ''الاغانی'' هنوز هم از مهمترین مراجع در تحقیق پیرامون موسیقی دنیای اسلامی قدیم شمرده میشود و از منابع ارزنده دربارۀ شرح احوال موسیقیدانان ایرانیتبار آن عصر است. ''[[ | راتبه نیشابوری (۲۰۵ـ۲۵۹ق) از موسیقیدانان بنام دورۀ [[طاهریان]] است. در دورۀ [[سامانیان]]، توجه به فرهنگ اصیل ایرانی قدرت گرفت و شاعران خنیاگری چون [[رودکی، ابوعبدالله جعفر بن محمد (۳۳۰-۳۲۹ق)|رودکی]] را در حمایت خود پرورد. همچنین فیلسوف موسیقیشناس [[فارابی، ابونصر محمد (فاراب ۲۵۷ـ دمشق ۳۳۸ق)|ابونصر فارابی]] ( ـ۳۳۹ق) صاحب مهارت شایان تحسین در علم و در عمل موسیقی بود و داستانهای شگفتانگیزی از مهارت او در تصرف نفوس انسانی توسط موسیقی را نقل میکنند. افزودن سیم پنجم به [[عود (موسیقی)|عود]] و نیز تألیفاتی مهم در موسیقی را از فارابی دانستهاند. ازجمله، کتاب مهم ''الموسیقیالکبیر'' که در آن به توضیح آلات موسیقی مشهور دورۀ خود و شرح نظام فواصل و پردهها پرداخته است. از دیگر کتب مشهور و مهم در زمینۀ موسیقی ایرانی باید از کتاب مفصل ''الاغانی'' نام برد که ابوالفرج اصفهانی (۳۵۶ق) تألیف کرده و در آن به تفصیل به شرح مقامات موسیقی دورۀ خود، [[ایقاع (موسیقی)|ایقاعات]] و طرز اجرای آنها به انگشتان و شرح احوالات موسیقیدانان مشهور پرداخته است. ''الاغانی'' هنوز هم از مهمترین مراجع در تحقیق پیرامون موسیقی دنیای اسلامی قدیم شمرده میشود و از منابع ارزنده دربارۀ شرح احوال موسیقیدانان ایرانیتبار آن عصر است. ''[[رسائل اخوان الصفاء|رسائل اخوان الصفا]]'' نیز به علوم مختلف و ازجمله موسیقی، اشاره دارد و در بحث وزن، مطالب ارزندهای را عنوان کرده و داستانهایی تلمیحوار را دربارۀ وجوه پیدایش موسیقی و سازها، ارائه نموده است. از دیگر دانشمندان بزرگ این دوره باید از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله (خرمیثن ۳۷۰ـ همدان ۴۲۸)|ابن سینا]] ( ـ ۴۲۸ق) نام برد. از آثار ابن سینا، بخش موسیقی در کتاب ''[[شفاء|شفا]]'' و رسالۀ موسیقی در ''[[دانشنامه علایی|دانشنامۀ علائی]]'' باقی مانده و دیگر آثار او از بین رفته است. ابن سینا در شرح فواصل و پردههای سازندۀ موسیقی براساس پردهبندی عود و رباب، مطالبی ارزنده دارد. همچنین شاگرد وی ابومنصور زیله اصفهانی ( ـ۴۴۰ق) که از نظریهدانان بوده و کتاب ''الکافی فیالموسیقی'' از اوست و روش نغمهپردازی بهوسیلۀ حروف ابجدی را نیز از او میدانند. تکامل آراء نظریهدانان موسیقی ایران، همپا با مهارت عملی، که در فضای مساعد حوزههای علمی و مشرب فلسفی آنها پرورانده میشد، در عصر [[سلجوقیان]] به اوج رسید. رسالۀ موسیقی [[خیام، عمر بن ابراهیم (نیشابور ۴۳۹ـ۵۲۶ق)|خیام]]، شاعر و فیلسوف و ریاضیدان نامدار ایرانی در همین عصر نوشته شد. [[عنصرالمعالی|عنصرالمعالی کیکاوس بن زیار]]، شهریار ایرانی، در کتاب معروف ''[[قابوسنامه]]''، قسمتی را به موسیقی پرداخته و بخش مسائل اخلاقی مربوط به رفتار موسیقیدان را در نظر داشته است. امّا بزرگترین هنرمند این دوران، [[صفی الدین ارموی|صفیالدین ارموی]] ( ـ۶۹۳ق/۱۲۹۳م) است، موسیقیدان و خوشنویس و ادیب، که مخترع دو ساز جدید «نزهة» (نوعی سنتور) و مُغنی (نوعی عود) بوده است. دو کتاب ارزشمند «''الادوار''» و ''رسالۀ شرفیه'' از او باقی مانده که تا سالهای سال بهعنوان کتاب درسی استفاده میشد. در این دو کتاب، اصول علمی موسیقی، فواصل، ایقاعات، و جالبتر از همه تلاش برای ایجاد نوعی شیوۀ نغمهنگاری، دیده میشود. از دیگر دانشمندان بزرگ این عصر، باید از [[خواجه نصیر طوسی، احمد (تهران ۱۳۰۶ش)|خواجه نصیر طوسی]] ( ـ۶۷۳ق) مؤلف رساله ''مختصر موسیقی'' و نیز [[قطب الدین شیرازی، محمود (شیراز ۶۳۴ـ تبریز۷۱۰ق)|قطبالدین شیرازی]] ( ـ۷۱۰ق) موسیقیشناس نظری و صاحب رسالۀ موسیقی در کتاب ''درةالتاج'' نام برد و بخش موسیقی رسالۀ ''[[نفایس الفنون فی عرایس العیون|نفائسالفنون فی عرائسالعیون]]'' نوشته [[آملی، شمس الدین محمد ( ـ۷۵۳ق)|شمسالدین محمد آملی]] (تألیف بین ۷۳۵ـ ۷۴۲ق) نیز از یادگارهای همین دوران است. شاعر مشهور قرن نهم، مولانا [[جامی، عبدالرحمان (خرجرد ۸۱۷ ـ هرات ۸۹۸ق)|عبدالرحمن جامی]] (۸۱۸ ـ ۸۹۸ق) نیز رسالهای در موسیقی دارد. اما مهمترین موسیقیدان عامل به عمل و نظریهدان خلاق [[مراغی، عبدالقادر (مراغه ۷۶۸ق ـ هرات ۸۳۸ق)|عبدالقادر مراغی]] ( ـ ۸۳۸ق) است که در دربار [[آل جلایر]] پرورده شد، ولی در حملۀ [[تیمور لنگ|تیمور]] به بغداد، اسیر شد و با خواندن آیات مناسبی از کلامالله مجید با صدای خوش، معجزهآسا از مرگ نجات یافت. وی آثارش را به فارسی نوشته و دو اثر بزرگ ''مقاصدالالحان'' و ''جامعالالحان'' (و رسالۀ ''خاتمه'') از اوست. کتاب ''کنزالتحف'' را نیز از آثار عبدالقادر دانستهاند که بخش سازشناسی آن با داشتن تصاویر سازهای رایج در زمان مؤلف، منبعی کمنظیر محسوب میشود. | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
'''عصر پهلوی''' (۱۳۰۴ـ۱۳۵۷ش) | '''عصر پهلوی''' (۱۳۰۴ـ۱۳۵۷ش) | ||
توجه به موسیقی در این عصر به سه دوره تقسیم میشود: عصر [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاشاه]] (۱۳۰۴ـ۱۳۲۰ش)، دوره اوّل [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضاشاه]] (۱۳۲۰ـ۱۳۳۴ش) و دورۀ دوم محمدرضاشاه (۱۳۳۴ـ۱۳۵۷ش) که دوران نتیجهگیری از حرکتهای تجددخواهانه عصر مشروطیت و بعد از آن، در زمینۀ موسیقی است. در این ۵۳ سال، هم رویکرد به غرب در اوج خود بود و هم توجه به میراث سنتّی شدت گرفت. تاریخ موسیقی ایران در این عصر را باید بنابر تاریخچۀ تشکیل نهادهای دولتی و نهادهای نیمهدولتی ـ نیمهخصوصی بررسی کرد. چرا که تنها در این دوره است که موسیقی بهشکل یک پدیدۀ اجتماعی و دارای سازمانهای مشخص، پدید میآید. اولین طلیعۀ جدی موسیقی عصر نوین را باید در اقدامات [[وزیری، علینقی (تهران ۱۲۶۶ـ همان جا ۱۳۵۸ش)|علینقی وزیری]] (۱۲۶۶ـ۱۳۵۸ش) جستوجو کرد. وی که نوازندۀ چیرهدست تار بود، با پنج سال تحصیل آزاد در فرانسه و آلمان، تصمیم گرفت بنیانی نوین برای موسیقی ایران بهوجود بیاورد. وی «مدرسۀ عالی موسیقی» را تأسیس کرد و در آن به تربیت شاگردان برای کار در ارکستر، اجرای آثاری متفاوت با روش پیشین آن در عصر قاجار، تألیف کتب آموزشی و اجرای کنسرت پرداخت. شاگردان او در دهههای بعد، مسئولین هنری و اداری موسیقی ایران در سالهای ۱۳۲۰ـ۱۳۵۰ شدند. وزیری در سالهای ۱۳۰۷ـ۱۳۱۲ تعدادی محدود از آثار ارکسترال و تکنوازیهای خود را روی صفحه ضبط کرد و بعد از تلاشهای بسیار در راه اعتلای مدرسههای موسیقی به هنرستانهای موسیقی در ۱۳۱۳ش به دستور رضاشاه از تمام امور موسیقی برکنار شد. با شروع دورۀ دوم [[غلامحسین مین باشیان|غلامحسین مینباشیان]] (۱۲۸۹ـ۱۳۵۹ش) تصدی ادارۀ موسیقی کشور را در دست گرفت و با استخدام دوازده تن از اساتید چک، جریان دولتی موسیقی کشور را تماماً در اختیار آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی گذاشت و نخستین نشریۀ مخصوص موسیقی به زبان فارسی (با نام ''موسیقی'' به سردبیری [[صادق هدایت]]) و نخستین ایستگاه رادیویی کشور که برنامۀ موسیقی ایرانی و اروپایی پخش میکرد در ۱۳۱۸ش، تأسیس شد. دومین دورۀ ضبط صفحات گرامافون (۱۳۰۳ـ۱۳۲۸ش) نیز در این سالها بود و سالنهای کنسرت، سینماها و مجلات هنری بر رونق موسیقی افزود. با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، امور موسیقی کشور گاه در دست موسیقیدانان متجدد ملیگرا ( | توجه به موسیقی در این عصر به سه دوره تقسیم میشود: عصر [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاشاه]] (۱۳۰۴ـ۱۳۲۰ش)، دوره اوّل [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضاشاه]] (۱۳۲۰ـ۱۳۳۴ش) و دورۀ دوم محمدرضاشاه (۱۳۳۴ـ۱۳۵۷ش) که دوران نتیجهگیری از حرکتهای تجددخواهانه عصر مشروطیت و بعد از آن، در زمینۀ موسیقی است. در این ۵۳ سال، هم رویکرد به غرب در اوج خود بود و هم توجه به میراث سنتّی شدت گرفت. تاریخ موسیقی ایران در این عصر را باید بنابر تاریخچۀ تشکیل نهادهای دولتی و نهادهای نیمهدولتی ـ نیمهخصوصی بررسی کرد. چرا که تنها در این دوره است که موسیقی بهشکل یک پدیدۀ اجتماعی و دارای سازمانهای مشخص، پدید میآید. اولین طلیعۀ جدی موسیقی عصر نوین را باید در اقدامات [[وزیری، علینقی (تهران ۱۲۶۶ـ همان جا ۱۳۵۸ش)|علینقی وزیری]] (۱۲۶۶ـ۱۳۵۸ش) جستوجو کرد. وی که نوازندۀ چیرهدست تار بود، با پنج سال تحصیل آزاد در فرانسه و آلمان، تصمیم گرفت بنیانی نوین برای موسیقی ایران بهوجود بیاورد. وی «مدرسۀ عالی موسیقی» را تأسیس کرد و در آن به تربیت شاگردان برای کار در ارکستر، اجرای آثاری متفاوت با روش پیشین آن در عصر قاجار، تألیف کتب آموزشی و اجرای کنسرت پرداخت. شاگردان او در دهههای بعد، مسئولین هنری و اداری موسیقی ایران در سالهای ۱۳۲۰ـ۱۳۵۰ شدند. وزیری در سالهای ۱۳۰۷ـ۱۳۱۲ تعدادی محدود از آثار ارکسترال و تکنوازیهای خود را روی صفحه ضبط کرد و بعد از تلاشهای بسیار در راه اعتلای مدرسههای موسیقی به هنرستانهای موسیقی در ۱۳۱۳ش به دستور رضاشاه از تمام امور موسیقی برکنار شد. با شروع دورۀ دوم [[غلامحسین مین باشیان|غلامحسین مینباشیان]] (۱۲۸۹ـ۱۳۵۹ش) تصدی ادارۀ موسیقی کشور را در دست گرفت و با استخدام دوازده تن از اساتید چک، جریان دولتی موسیقی کشور را تماماً در اختیار آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی گذاشت و نخستین نشریۀ مخصوص موسیقی به زبان فارسی (با نام ''موسیقی'' به سردبیری [[هدایت، صادق (تهران ۱۲۸۱ـ پاریس ۱۳۳۰ش)|صادق هدایت]]) و نخستین ایستگاه رادیویی کشور که برنامۀ موسیقی ایرانی و اروپایی پخش میکرد در ۱۳۱۸ش، تأسیس شد. دومین دورۀ ضبط صفحات گرامافون (۱۳۰۳ـ۱۳۲۸ش) نیز در این سالها بود و سالنهای کنسرت، سینماها و مجلات هنری بر رونق موسیقی افزود. با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، امور موسیقی کشور گاه در دست موسیقیدانان متجدد ملیگرا (وزیری، [[خالقی، روح الله (کرمان ۱۲۸۵ـ سالزبورگ ۱۳۴۳ش)|خالقی]]، [[معروفی، جواد (تهران ۱۲۹۱ـ همان جا ۱۳۷۲ش)|معروفی]] و ...) و گاه در دست موسیقیدانان تحصیلکرده در کنسرواتوارهای غربی و معتقد به کپیکردن روش آنها بود ([[محمود، پرویز (تهران ۱۲۸۹ـ امریکا ۱۳۸۳ش)|پرویز محمود]]، [[گریگوریان، روبیک (تفلیس ۱۲۹۴ـ بوستون ۱۳۶۹ش)|روبیک گریگوریان]] و ...) در ۱۳۲۲، روحالله خالقی (۱۲۸۵ـ۱۳۴۴ش) شاگرد برجستۀ مکتب وزیری، انجمن و ارکستر موسیقی ملی را برای پیشبرد اهداف تجددخواهانه در زمینۀ موسیقی ملی تأسیس کرد و در ۱۳۲۸، [[هنرستان موسیقی ملی]] را بنیاد گذاشت. نخستین [[ارکستر سمفونیک تهران|ارکستر سمفونیک]]، صداخانه، پخش تحقیقات فولکلور، و مجلات تخصصی موسیقی همچون ''موزیک ایران'' (۱۳۳۱ـ۱۳۵۲) در همین دوران فعالیت کردند. دو هنرستان (عالی موسیقی/ موسیقی ملی) بهترتیب، موسیقی کلاسیک اروپایی و موسیقی ملی ایرانی را با حضور بهترین استادان وقت تدریس میکردند و برای فارغالتحصیلان هرکدام از آنها مکان و امکان مناسب برای اجرای آثار موسیقی وجود داشت. ارکستر سمفونیک تهران به رهبری [[سنجری، حشمت (تهران ۱۲۹۶ـ همان جا ۱۳۷۳ش)|حشمت سنجری]] از ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۱ فعالیت تماموقت داشت و بعد از او، [[مشکات، فرهاد (۱۳۱۶ش)|فرهاد مشکات]] به رهبری این ارکستر برگزیده شد. در [[رادیو تهران]] (شبکه سراسری)، [[پیرنیا، داود|داوود پیرنیا]] (۱۲۸۰ـ۱۳۵۰) برآمده از خانوادۀ اشراف قدیمی ایرانی و آشنا با شعر و موسیقی، سلسله برنامههای «گلها» را بنیانگذاری کرد در مدت ۲۳ سال فعالیت (که ۱۰ سال آن با حضور پیرنیا و باقی زیر نظر محمد میرنقیبی و [[ابتهاج، امیرهوشنگ|امیرهوشنگ ابتهاج]] بود)، نزدیک ۶۰۰ برنامۀ موسیقی ایرانی در چارچوبی کلاسیک، تهیه شد که در آنها، بهترین استادان نوازنده، خواننده، آهنگساز و شاعر، آثار خود را اجرا، ضبط و پخش کردند. تلویزیون ایران که در ۱۳۳۷ش بهصورت خصوصی بود، در اوایل دهۀ ۱۳۴۰ توسط دولت خریداری و با تشکیلات رادیو ادغام شد و نام سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران را به خود گرفت و با تشکیل واحدی گسترده برای فعالیتهای موسیقایی، اقداماتی مهم را برای پیشبرد و ارتقای هنر موسیقی در شاخههای مختلف غربی، ایرانی (شهری و محلی) و معرفی موسیقی ملل آغاز کرد. «مرکز حفظ و اشاعۀ موسیقی» با سرپرستی هنری [[برومند، نورعلی (تهران ۱۲۸۴ـ۱۳۵۵ش)|نورعلی برومند]] (۱۲۸۴ـ۱۳۵۵) استاد تار و سهتار و ردیفشناس و با سرپرستی اداری [[صفوت، داریوش (تهران ۱۳۰۷ ـ۱۳۹۲ش)|داریوش صفوت]] (۱۳۰۷ـ ) وظیفه بازیابی و نگهداری و آموزش میراث موسیقی عصر قاجار به نوازندگان را بهعهده گرفت و اکثر نوازندگان مطرح موسیقی سنتی در سالهای ۱۳۵۷ـ۱۳۸۶ از این مرکز فارغالتحصیل شده و یا در آن آموزش دیدند. گروه گردآوری و پژوهش موسیقی مناطق ایران به سرپرستی [[مجد، فوزیه|فوزیه مجد]]، اولین آهنگساز زن ایرانی، به تحقیق در فرهنگهای فراموششدۀ اطراف ایران پرداخت و نمونههایی نفیس از هنر خنیاگران گمنام ایرانی را ضبط کرد. اولین دپارتمان دانشگاهی موسیقی در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران]] در۱۳۴۴ تأسیس شد و با مدیریت اداری [[برکشلی، مهدی (تهران ۱۲۹۱ـ ۱۳۶۶ش)|مهدی برکشلی]] (۱۲۹۱ـ۱۳۶۶) موسیقیشناس و فیزیکدان و بعدها [[فرهت، هرمز|هرمز فرهت]]، اولین فارغالتحصیلان دانشگاهی این رشته در ایران را بیرون داد. [[پاپ، موسیقی|موسیقی پاپ]] (و پخش مردمی موسیقی ایرانی) نیز از سالهای ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸ دورۀ تازهای متفاوت با مسیری که در چهاردهۀ قبل داشت را آغاز کرد. همچنین نخستین متون مرجع (اعم از نوشتاری و شنیداری) برای موسیقی ایرانی تهیه شد: ۲ جلد کتاب ''سرگذشت موسیقی ایران'' نوشته روحالله خالقی، کتاب ''بزرگ ردیف موسیقی'' ''ایران'' نوشتۀ [[معروفی، موسی|موسی معروفی]] و با همکاری [[مفخم پایان، لطف الله|لطفالله مفخم پایان]] و کتاب ''ردیفهای ویولن و سنتور و سهتار'' ابوالحسن صبا. ضبط ردیف موسیقی ایران به روایت استادان نورعلی برومند، [[بهاری، علی اصغر (تهران ۱۲۸۶ـ ۱۳۷۶ش)|علیاصغر بهاری]]، [[دوامی، عبدالله (تفرش ۱۲۷۰ـ تهران ۱۳۵۹ش)|عبدالله دوامی]]، [[فروتن، یوسف (تهران ۱۲۷۷ـ ۱۳۵۵ش)|یوسف فروتن]]، [[هرمزی، سعید (تهران ۱۲۷۶ـ همان جا ۱۳۵۵ش)|سعید هرمزی]]، [[روح افزا، سلیمان (تهران ح ۱۲۸۰ـ ۱۳۵۹ش)|سلیمان روحافزا]] و در سطحی دیگر، ردیف دورۀ متوسطه (آواز) استاد دوامی به روایت شاگرد ایشان، [[کریمی، محمود (تهران ۱۳۰۶ـ همان جا ۱۳۶۳ش)|محمود کریمی]]، اولین گروههای مخصوص اجرای سنت موسیقی قاجار نیز توسط [[لطفی، محمدرضا (گرگان ۱۳۲۵ـ۱۳۹۳ش)|محمدرضا لطفی]]، [[مشکاتیان، پرویز|پرویز مشکاتیان]] و [[علیزاده، حسین|حسین علیزاده]] با عناوین «چاووش» و «[[عارف، گروه|عارف]]» و «[[شیدا، گروه|شیدا]]» از این دوره تأسیس شدند. با تمام فعالیتهای همهجانبهای که در اشاعۀ موسیقی از هر نوع، در بدنۀ دولت و از طرف بخش خصوصی دیده میشد، باز هم صدای نارضایتی موسیقیدانان دارای وجهۀ هنری و منش کلاسیک، در جامعه بلند بود. بیشتر اعتراض اینان مربوط به گسترش روزافزون موسیقی پاپ بود که بهزعم آنها بیریشه و بیهویت میآمد و دشمن جدی اشاعۀ موسیقیهای هنری و «جدی» بهشمار میرفت، این نارضایتی موسیقیدانان تا ۱۳۵۸ ادامه داشت؛ تا اینکه انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷، یکسره مناسبات را عوض کرد. | ||