پرش به محتوا

موسیقی ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۲: خط ۴۲:
'''دورۀ ساسانیان''' (۲۲۶ـ۶۵۱م)
'''دورۀ ساسانیان''' (۲۲۶ـ۶۵۱م)


دوره [[ساسانیان|ساسانی]] را شکوفاترین عصر موسیقی در ایران می‌دانند. موسیقی در این دوران بین طبقات مختلف مردم رواج یافت و بیشتر پادشاهان ساسانی با موسیقی آشنایی داشتند و از موسیقی‌دان‌ها حمایت می‌کردند. [[اردشیر بابکان ( ـ۲۴۱م)|اردشیر اوّل]] یا اردشیر بابکان اولین شهریار ساسانی، برای موسیقی‌دانان، طبقۀ اجتماعی ویژه‌ای در نظر گرفت و خود نیز به نواختن نوعی [[تنبور]] آشنایی داشت. رواج یا ساخت عود را به شاپور اوّل نسبت داده‌اند. [[بهرام گور]] یا بهرام پنجم (۴۲۰ـ۴۳۸م) به ترقی مقام اجتماعی موسیقی‌دانان توجه داشت و برای رواج موسیقی در سرزمین پهناور ایران، از [[شنگل|شِنکُل]] فرمانروای هندوستان درخواست کرد ۱۰هزار (یا به روایتی ۱۲هزار) خنیاگر به ایران اعزام کند و محققان، لولی‌ها، و حتی کولی‌ها را از نسل آن‌ها می‌دانند. [[انوشیروان|خسرو اول انوشیروان]] (۵۳۱ـ۵۷۱م) طبقه‌بندی اردشیر اول را معتبر شناخت و در عصر او، [[مزدک]]، آیینی را بنا کرد که در آن، موسیقی به‌عنوان یکی از چهار رکن یا نیروی مدبر جهان وجود داشتند. یادگارهای بسیاری از عصر ساسانیان بر سنگ‌نبشته‌ها، نقش‌برجسته‌ها و سایر اسناد باستانی وجود دارد که علاقه به موسیقی را نشان می‌دهد. از جمله حجاری [[طاق بستان، آثار تاریخی|طاق‌ بستان]] کرمانشاه که موسیقی‌دانان را در حضور شاهنشاه در شکارگاه تصویر کرده و انواع طبل، سازهای بادی، چنگ، بربت (بربط) و تمبور (تنبور یا طنبور) را نشان می‌دهد. نامدارترین موسیقی‌دانان عصر باستان نیز متعلق به دوره ساسانی هستند. [[باربد]] (یا فهلبذ/پهلبد)، برخاسته از جهرم فارس، از این خنیاگران است که به دربار [[خسروپرویز|خسرو پرویز]] راه یافت و در‌ برابر دیگر خنیاگر نامی دربار، یعنی «[[سرکش|سرکیس]]» (یا سِرکَش/سرکس) قرار گرفت. داستان معروف مرگ [[شبدیز]] (اسب محبوب خسروپرویز)، رواج [[خسروانی|خسروانیات]] (سرودهای خسروانی)، اختراع سی لحن مخصوص باربدی را به باربد نسبت می‌دهند. گذشته از باربد و سرکیس، رامتین (رامی و یا رامین) و [[نکیسا|نَکیسا]] (نگیسا) را نیز از خنیاگران نامی ایران عصر ساسانی می‌دانند و در دیوان شاعران اعصار بعد از ساسانیان، نام آن‌ها، الحان‌ و سازهایشان، مکّرر ذکر شده است.
دوره [[ساسانیان|ساسانی]] را شکوفاترین عصر موسیقی در ایران می‌دانند. موسیقی در این دوران بین طبقات مختلف مردم رواج یافت و بیشتر پادشاهان ساسانی با موسیقی آشنایی داشتند و از موسیقی‌دان‌ها حمایت می‌کردند. [[اردشیر بابکان ( ـ۲۴۱م)|اردشیر اول]] یا اردشیر بابکان اولین شهریار ساسانی، برای موسیقی‌دانان، طبقۀ اجتماعی ویژه‌ای در نظر گرفت و خود نیز به نواختن نوعی [[تنبور]] آشنایی داشت. رواج یا ساخت عود را به شاپور اوّل نسبت داده‌اند. [[بهرام گور]] یا بهرام پنجم (۴۲۰ـ۴۳۸م) به ترقی مقام اجتماعی موسیقی‌دانان توجه داشت و برای رواج موسیقی در سرزمین پهناور ایران، از [[شنگل|شِنکُل]] فرمانروای هندوستان درخواست کرد ۱۰هزار (یا به روایتی ۱۲هزار) خنیاگر به ایران اعزام کند و محققان، لولی‌ها، و حتی کولی‌ها را از نسل آن‌ها می‌دانند. [[انوشیروان|خسرو اول انوشیروان]] (۵۳۱ـ۵۷۱م) طبقه‌بندی اردشیر اول را معتبر شناخت و در عصر او، [[مزدک]]، آیینی را بنا کرد که در آن، موسیقی به‌عنوان یکی از چهار رکن یا نیروی مدبر جهان وجود داشتند. یادگارهای بسیاری از عصر ساسانیان بر سنگ‌نبشته‌ها، نقش‌برجسته‌ها و سایر اسناد باستانی وجود دارد که علاقه به موسیقی را نشان می‌دهد. از جمله حجاری [[طاق بستان، آثار تاریخی|طاق‌ بستان]] کرمانشاه که موسیقی‌دانان را در حضور شاهنشاه در شکارگاه تصویر کرده و انواع طبل، سازهای بادی، چنگ، بربت (بربط) و تمبور (تنبور یا طنبور) را نشان می‌دهد. نامدارترین موسیقی‌دانان عصر باستان نیز متعلق به دوره ساسانی هستند. [[باربد]] (یا فهلبذ/پهلبد)، برخاسته از جهرم فارس، از این خنیاگران است که به دربار [[خسروپرویز|خسرو پرویز]] راه یافت و در‌ برابر دیگر خنیاگر نامی دربار، یعنی «[[سرکش|سرکیس]]» (یا سِرکَش/سرکس) قرار گرفت. داستان معروف مرگ [[شبدیز]] (اسب محبوب خسروپرویز)، رواج [[خسروانی|خسروانیات]] (سرودهای خسروانی)، اختراع سی لحن مخصوص باربدی را به باربد نسبت می‌دهند. گذشته از باربد و سرکیس، رامتین (رامی و یا رامین) و [[نکیسا|نَکیسا]] (نگیسا) را نیز از خنیاگران نامی ایران عصر ساسانی می‌دانند و در دیوان شاعران اعصار بعد از ساسانیان، نام آن‌ها، الحان‌ و سازهایشان، مکّرر ذکر شده است.




'''دوران اولیۀ اسلامی''' (۲۳ق ـ‌۱۳۲ق)
'''دوران اولیۀ اسلامی''' (۲۳ق ـ‌۱۳۲ق)


مدارک باقی‌مانده از دورۀ خلفای راشدین نشان‌دهندۀ نقش مؤثر هنر و هنرمندان ایرانی در جهان اسلامی آن روز است. از هنرمندان آن عهد، می‌توان از طویس (۹۲ق)، [[سایب خاثر|سائب خاثر]] (۶۴ق) و [[نشیط فارسی]] نام برد. اینان به رسم زمانه نوازنده و خواننده بودند و در ابتدای کار با خواندن اشعار عربی به شهرت می‌رسیدند و سپس آهنگ‌های ایرانی را در شهرهای بزرگ دنیای اسلام، رواج می‌دادند. در دورۀ [[بنی امیه|بنی‌امیه]] (۴۱ـ۱۳۲ق) به‌خاطر استقبال خلفای اموی از موسیقی، برخلاف سیرۀ متشرعانه خلفای راشدین، موسیقی رواج و رونق بسیاری ‌یافت. موسیقی‌دانان بزرگی نظیر مُعبد، [[ابن سریج|ابن سُریج]]، عطرد و ابن عایشه ظهور کردند و هنرمندان مسلمان براثر آشنایی با تمدن روم شرقی یا [[بیزانس، امپراتوری|بیزانس]]، با آثار موسیقی‌دانان و دانشمندان یونانی آشنا شدند و از آنان تأثیر پذیرفتند. از موسیقی‌دانان معروف این دوره [[ابن مسجح، ابوعثمان ( ـ مکه ح ۸۵ق)|ابن مسجح]] پالایندۀ موسیقی عرب از فواصل ناساز (نبرّات) و نیز ابن محرز که ایرانی‌الاصل و مبتکر فن دوبیتی‌خوانی بود.
مدارک باقی‌مانده از دورۀ خلفای راشدین نشان‌دهندۀ نقش مؤثر هنر و هنرمندان ایرانی در جهان اسلامی آن روز است. از هنرمندان آن عهد، می‌توان از طویس (۹۲ق)، [[سائب خاثر]] (۶۴ق) و [[نشیط فارسی]] نام برد. اینان به رسم زمانه نوازنده و خواننده بودند و در ابتدای کار با خواندن اشعار عربی به شهرت می‌رسیدند و سپس آهنگ‌های ایرانی را در شهرهای بزرگ دنیای اسلام، رواج می‌دادند. در دورۀ [[بنی امیه|بنی‌امیه]] (۴۱ـ۱۳۲ق) به‌خاطر استقبال خلفای اموی از موسیقی، برخلاف سیرۀ متشرعانه خلفای راشدین، موسیقی رواج و رونق بسیاری ‌یافت. موسیقی‌دانان بزرگی نظیر مُعبد، [[ابن سریج|ابن سُریج]]، عطرد و ابن عایشه ظهور کردند و هنرمندان مسلمان براثر آشنایی با تمدن روم شرقی یا [[بیزانس، امپراتوری|بیزانس]]، با آثار موسیقی‌دانان و دانشمندان یونانی آشنا شدند و از آنان تأثیر پذیرفتند. از موسیقی‌دانان معروف این دوره [[ابن مسجح، ابوعثمان ( ـ مکه ح ۸۵ق)|ابن مسجح]] پالایندۀ موسیقی عرب از فواصل ناساز (نبرّات) و نیز ابن محرز که ایرانی‌الاصل و مبتکر فن دوبیتی‌خوانی بود.




۴۷٬۳۱۳

ویرایش